تبدیل یک کلیسای تاریخی در شهر کیلمور در ایالت ویکتوریا به مسجد، نمونهای کمسابقه اما معنادار از تغییرات اجتماعی و مذهبی در استرالیاست. پایگاه «Religion & Ethics» شبکه ایبیسی در گزارشی که ۳ اوت ۲۰۲۶ منتشر کرده، این پروژه را در چارچوب تغییر الگوی دینداری، مهاجرت و جابهجایی جمعیتی در استرالیا بررسی کرده است.
ساختمان مورد بحث، یک کلیسای متدیست وسلیایی در خیابان پاولت کیلمور است که بیش از ۱۶۵ سال قدمت دارد. این بنا در جریان رونق معادن طلا در دوره ویکتوریا ساخته شد و در طول بیش از یک قرن و نیم، محل برگزاری آیینهای مذهبی، تعمید، ازدواج و مراسم سوگواری بود. در کنار کارکرد مذهبی، کلیسا برای آموزش، امور خیریه و فعالیتهای اجتماعی نیز مورد استفاده قرار میگرفت. با گذشت زمان، شمار اعضای جماعت کاهش یافت و هزینه نگهداری از یک ساختمان تاریخی برای جامعهای کوچک بیش از توان آن شد؛ در نهایت کلیسا تعطیل شد.
اکنون این بنا قرار است به «مرکز اسلامی و اجتماعی کیلمور» تبدیل شود. نخستین مراسم معرفی پروژه و گردآوری کمک مالی برای آن در اول اوت ۲۰۲۶ برگزار شد. هدف این پروژه صرفاً ایجاد یک فضای نماز نیست، بلکه پیشبینی شده است که ساختمان همچنان نقش یک مرکز اجتماعی، آموزشی و خدماتی را نیز ایفا کند. برگزارکنندگان پروژه بر حفظ ویژگیهای معماری و ارزش تاریخی بنا تأکید کردهاند و قصد ندارند گذشته ساختمان را از میان ببرند.
این اتفاق در استرالیا کاملاً منفرد نیست. ایبیسی مینویسد در سراسر کشور، بسیاری از کلیساها طی دو دهه گذشته با کاهش شمار نمازگزاران، ادغام جماعتها یا فروش ساختمانهای مازاد روبهرو شدهاند. هزینه نگهداری بناهای تاریخی نیز این روند را تشدید کرده است. بخش عمده ساختمانهای فروختهشده در نهایت به خانه، کافه، گالری یا واحدهای تجاری تبدیل شدهاند، اما تعداد محدودی از آنها همچنان کارکرد مذهبی خود را حفظ کردهاند و به مراکز عبادی ادیان دیگر، از جمله اسلام، تبدیل شدهاند.
در ویکتوریا چند نمونه از تبدیل ساختمانهای کلیسا به مسجد ثبت شده است. در کنار کیلمور، جوامع مسلمان در شهرهای استراتفورد، کریگیبورن و جیلونگ نیز برخی ساختمانهای کلیسایی را در اختیار گرفتهاند. این موارد در شرایطی رخ داده که جمعیت مسلمان، بهویژه در مناطق شمالی و غربی ملبورن، افزایش یافته و برخی جماعتها دیگر قادر به ادامه فعالیت در مکانهای موقتی مانند کارخانههای تغییرکاربرییافته، مغازهها و سالنهای استیجاری نیستند.
برای این جوامع، خرید یک ساختمان مذهبی موجود میتواند از خرید زمین و احداث مسجد جدید عملیتر باشد. ساختمان آماده، زیرساخت و فضای لازم را در اختیار جماعت قرار میدهد و در برخی موارد، روند اخذ مجوزهای برنامهریزی و ساختوساز نیز سادهتر از آغاز یک پروژه ساختمانی از صفر است. از همین رو، فروش یک کلیسا به جامعه مسلمانان را میتوان حاصل همزمانی دو نیاز دانست: کاهش ظرفیت برخی جماعتهای مسیحی و افزایش تقاضا برای فضاهای عبادی در میان مسلمانان.
با این حال، ایبیسی نسبت به تعمیم این نمونهها هشدار میدهد. هرچند تعداد کلیساهایی که در سالهای اخیر به مسجد تبدیل شدهاند افزایش یافته، این موارد هنوز استثنا هستند و شواهدی از یک تغییر گسترده در کاربری اماکن مذهبی استرالیا وجود ندارد. بنابراین، نمیتوان از چند نمونه محدود نتیجه گرفت که مساجد در حال جایگزین کردن کلیساها در مقیاسی فراگیر هستند.
اهمیت این پدیده بیشتر در همزمانی دو روند جمعیتی است. از یک سو، بسیاری از کلیساهای قدیمی با کاهش وابستگی دینی و حضور کمتر پیروان مسیحیت مواجهاند؛ از سوی دیگر، برخی جوامع مسلمان در اثر مهاجرت و رشد طبیعی جمعیت به فضاهای دائمی و بزرگتر برای عبادت و فعالیت اجتماعی نیاز دارند. در چنین شرایطی، ساختمانی که زمانی برای یک جماعت مسیحی ساخته شده، میتواند برای جماعتی مسلمان همان کارکرد اجتماعی و مذهبی را ادامه دهد.
گزارش ایبیسی بر همین نکته تأکید دارد که تعبیر این رخداد بهعنوان «جایگزینی یک دین با دین دیگر» تصویر کاملی ارائه نمیدهد. کلیسا و مسجد، با وجود تفاوتهای اعتقادی و آیینی، در بسیاری از جوامع کارکردهای مشابهی دارند: عبادت، آموزش دینی، فعالیت خیریه، حمایت اجتماعی و ایجاد فضایی برای گردهمایی اعضای جامعه. از این منظر، تغییر کاربری یک کلیسا به مسجد بیش از آنکه صرفاً تغییر مالکیت یک ملک باشد، نمونهای از استفاده دوباره از یک ساختمان تاریخی برای همان کارکرد اصلی آن است.
موضوع حفاظت از میراث معماری نیز در این میان اهمیت دارد. نگهداری بناهای تاریخی هزینهبر است و بسیاری از کلیساهایی که جماعت آنها کوچک شده، با خطر فرسودگی یا تغییر کاربری کامل روبهرو هستند. در برخی موارد، ورود جوامع مسلمان بهعنوان مالک جدید به معنای سرمایهگذاری برای مرمت و نگهداری همین ساختمانهاست. در مورد کیلمور نیز حفاظت از ویژگیهای معماری و ارزش تاریخی بنا بخش مهمی از طرح مرکز اسلامی اعلام شده است.
ماجرای کیلمور از این جهت تصویری متفاوت از تغییرات دینی استرالیا ارائه میکند. تحول مذهبی تنها در کاهش یا افزایش درصد پیروان ادیان در سرشماری دیده نمیشود؛ گاهی میتوان آن را در خودِ فضای شهری و در سرنوشت ساختمانهایی دید که نسلهای پیشین برای عبادت و خدمت اجتماعی ساختهاند. در این نمونه، ساختمان همان کارکرد عمومی و مذهبی خود را حفظ میکند، اما جماعتی که از آن استفاده میکند تغییر کرده است.
با این حال، حتی این مثال نیز باید در مقیاس درست خود فهمیده شود. تبدیل کلیسا به مسجد هنوز پدیدهای محدود در استرالیاست و نشانه جابهجایی گسترده مالکیت یا جایگزینی جمعیتی میان مسیحیان و مسلمانان نیست. اهمیت آن بیشتر در این است که دو تحول موازی، یعنی کاهش ظرفیت برخی نهادهای مسیحی و رشد برخی جوامع مسلمان، در یک نقطه به هم رسیدهاند و به ساختمانی تاریخی امکان دادهاند که با جماعتی تازه، همچنان بهعنوان یک مکان مذهبی و اجتماعی به حیات خود ادامه دهد.[1]
[1] abc.net.au/religion/church-becomes-mosque-renewal-australia-changing-religious-landscape/106992580











