نخستین نشست از سلسله نشستهای علمیـتبیینی «ایران؛ قدرت اول جهان بر اساس محاسبات الهی» با موضوع «بیانات رهبر معظم انقلاب با نگاهی به مبانی قرآنی و روایی قدرت»، روز شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵ با حضور حجتالاسلام والمسلمین محمدصادق یوسفیمقدم رئیس پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن، حجتالاسلام والمسلمین حسن خیری رئیس انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه و رئیس دانشگاه آزاد اسلامی قم و حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا برته فعال بین المللی و مسئول مرکز جذب حوزه های علمیه در خبرگزاری حوزه برگزار شد.
ببینید:
تصاویر/ نشست علمی ـ تبیینی با موضوع ایران؛ قدرت اول جهان براساس محاسبات الهی
در این نشست، سخنرانان از سه منظر قرآنی، اجتماعی و فلسفی و بینالمللی به مسئله قدرت پرداختند و تلاش کردند نشان دهند که ارزیابی قدرت ایران، بدون توجه به مبانی اعتقادی، ظرفیتهای اجتماعی، اراده عمومی و منطق تمدنی حاکم بر آن، تصویری کامل از واقعیت به دست نمیدهد.
ایران در محاسبات مادی قدرت چهارم، اما در محاسبات الهی قدرت اول است
حجتالاسلام والمسلمین محمدصادق یوسفیمقدم در نخستین نشست از سلسله نشستهای علمی ـ تبیینی «ایران؛ قدرت اول جهان بر اساس محاسبات الهی» با تبیین مبانی قرآنی قدرت اظهار داشت: برای فهم این گزاره که جمهوری اسلامی ایران در محاسبات مادی قدرت چهارم و در محاسبات الهی قدرت اول است، باید تفاوت مبانی الهیات قرآن با اندیشه لیبرالیستی و سکولاریستی و نقش سنتهای الهی در شکلگیری و استمرار قدرت را بررسی کرد.
قدرت از دو نگاه؛ الهیات قرآن و اندیشه لیبرالیسم
رئیس پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن با بیان این که بحث قدرت را میتوان از دو منظر اساسی بررسی کرد؛ یکی الهیات قرآن و دیگری اندیشه لیبرالیسم، توضیح داد: در چارچوب اندیشه لیبرالیستی و نگاه سکولاریستی به آفرینش، قدرت عمدتاً با ابزارهای مادی سنجیده میشود و مؤلفههایی همچون توان نظامی، قدرت سخت و قدرت نرم در محاسبات جای میگیرند.
وی با بیان اینکه سکولاریسم و اندیشه لیبرالیستی دارای مراتب و صورتهای مختلفی هستند، افزود: ممکن است فردی کاملاً مادیگرا باشد یا در عین اعتقاد به اسلام و خداوند، در تحلیل مسائل و محاسبات خود از چارچوبهای سکولاریستی و لیبرالیستی تأثیر پذیرفته باشد.
این استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: تفاوت اصلی در این است که آیا قدرت تنها بر اساس عوامل محسوس و مادی ارزیابی میشود یا عوامل غیبی و معنوی نیز در تحلیل آن جایگاه دارند.
غفلت از عالم غیب؛ محدودشدن محاسبات قدرت
حجتالاسلام والمسلمین یوسفیمقدم با اشاره به دو تعبیر از رهبر شهید انقلاب درباره غفلت بشر از حقیقت فراتر از محسوسات گفت: یکی از مشکلات بشر آن است که تمام حقیقت را به مشاهدات و محسوسات خود محدود کند؛ رویکردی که در نگاه مادیگرایانه دیده میشود.
وی افزود: حتی ممکن است فردی به خدا اعتقاد داشته باشد، اما به لوازم این اعتقاد و نقش عالم غیب، علل غیبی و تأثیر آنها در تحولات جهان توجه نکند. در چنین شرایطی، اعتقاد به خدا بهتنهایی به معنای برخورداری از یک نظام محاسباتی مبتنی بر الهیات نیست.
رئیس پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن ادامه داد: هنگامی که درک روشنی از عالم غیب وجود نداشته باشد، انسان به محاسبات مادی و معادلات ساخته ذهن خود اتکای مطلق پیدا میکند؛ در حالی که این محاسبات ممکن است در مواجهه با واقعیتهای پیچیده جهان با خطا روبهرو شوند.از این منظر، شناخت قدرت بدون توجه به نظام آفرینش و عوامل معنوی، تحلیلی ناقص به دست میدهد.
قدرت در الهیات قرآنی؛ پیوند عوامل مادی و معنوی
حجتالاسلام والمسلمین یوسفیمقدم با تبیین تفاوت نگاه قرآنی با نگاه صرفاً مادی اظهار کرد: در الهیات قرآن، نظام آفرینش مجموعهای از اسباب مادی و معنوی است و قدرت نیز باید با توجه به هر دو دسته از عوامل ارزیابی شود.
وی افزود: اگر این ویژگی الهیاتی نادیده گرفته شود، محاسبات ما صرفاً مادی خواهد بود. در چنین چارچوبی، ممکن است ایران بر اساس برخی شاخصهای مادی در رتبهای پایینتر از قدرتهای بزرگ قرار گیرد؛ اما وقتی مؤلفههای معنوی و الهی نیز در محاسبه وارد شوند، ارزیابی متفاوتی به دست میآید.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب درباره جایگاه قدرت ایران تصریح کرد: بر اساس این نگاه، جمهوری اسلامی ایران به دلیل برخورداری از مؤلفههای الهی و معنوی، قدرتی دارد که با سنجههای صرفاً مادی قابل اندازهگیری نیست؛ از همین رو، تعبیر قدرت اول جهان در محاسبات الهی باید در چارچوب این مبانی فهمیده شود.
سنتهای الهی؛ دستور قرآن برای شناخت نظام قدرت
رئیس پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن با اشاره به جایگاه سنتهای الهی در قرآن کریم گفت: قرآن برای شناخت سرنوشت جوامع و قدرتها، انسان را به بررسی تجربههای تاریخی و تأمل در عاقبت جریانهای پیشین دعوت میکند.
حجتالاسلام والمسلمین یوسفیمقدم با استناد به آیه شریفه «قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِکُمْ سُنَنٌ فَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ» افزود: فرمان «فَانْظُرُوا» صرفاً به دیدن ظاهری محدود نیست، بلکه بر دقت، بررسی و تحقیق دلالت دارد.
وی ادامه داد: قرآن با این دعوت، انسان را به شناخت سنتهای عام الهی فرا میخواند؛ سنتهایی که در سرنوشت ملتها، قدرتها و جریانهای تاریخی نقش دارند و میتوان از آنها برای فهم نظام قدرت در منظومه تفکر الهی بهره گرفت.
سنت تغییر؛ آغاز تحول در جامعه
این استاد حوزه و دانشگاه، نخستین سنت مورد بحث را سنت تغییر دانست و با اشاره به آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّیٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» اظهار کرد: بر اساس این سنت، تغییر وضعیت یک جامعه با تحول درونی آن ارتباط دارد.
رئیس پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن افزود: انقلاب اسلامی با تحول در ساختار پیشین و کناررفتن حاکمیت طاغوتی، زمینه استقرار نظام اسلامی را فراهم کرد؛ اما تحقق کامل اهداف و آرمانهای نظام اسلامی، نیازمند طیشدن مراحل بعدی است.
حجتالاسلام والمسلمین یوسفیمقدم با اشاره به تأکیدات رهبر شهید انقلاب درباره فاصله میان وضعیت موجود و تحقق کامل اهداف اسلامی گفت: تغییر مورد نظر در این سنت، میتواند ابعاد روانی، فکری، اجتماعی و مادی داشته باشد و جامعه باید از درون و بیرون برای تحقق اهداف خود تحول پیدا کند.
رئیس پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن تأکید کرد: تغییر، نقطه آغاز است و استمرار حرکت به سوی اهداف، به فراهمشدن شرایط و تحقق دیگر سنتهای الهی وابسته است.
سنت نصرت؛ حمایت الهی از یاریکنندگان دین خدا
حجتالاسلام والمسلمین یوسفیمقدم، دومین سنت را سنت نصرت الهی معرفی کرد و گفت: هنگامی که تغییر شکل میگیرد و جامعه ایمانی برای یاری دین خدا اقدام میکند، سنت الهی بر حمایت و تقویت جریان یاریکننده دین قرار میگیرد.
وی با تأکید بر اینکه نصرت الهی را نباید امری جدا از نظام واقعی آفرینش و محاسبات قدرت دانست، افزود: در این نگاه، امداد الهی در کنار اسباب مادی و در متن تحولات جهان معنا پیدا میکند.
این استاد حوزه و دانشگاه با استناد به آیه شریفه «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ» و نیز «إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ» اظهار کرد: قرآن بر این حقیقت تأکید دارد که یاری خداوند و نصرت دین او، پشتوانهای مهم برای مؤمنان است و اگر خداوند جامعهای را یاری کند، هیچ قدرتی نمیتواند بهسادگی بر آن غلبه پیدا کند.
رئیس پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن این وعده را از سنتهای الهی دانست که باید در تحلیل قدرت و تحولات تاریخی مورد توجه قرار گیرد.
سنت احقاق حق؛ زوال باطل و عقبههای آن
حجتالاسلام والمسلمین یوسفیمقدم با اشاره به آیات قرآن درباره احقاق حق و ازبینرفتن باطل گفت: خداوند در آیه شریفه «وَیُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ وَیَقْطَعَ دَابِرَ الْکَافِرِینَ» از اراده خود برای تحقق حق و قطع دابر کافران سخن میگوید.
وی توضیح داد: تعبیر «قطع دابر» در این تحلیل، تنها به ازبینرفتن یک جریان در ظاهر محدود نیست، بلکه به زوال عقبهها و پشتوانههای آن نیز اشاره دارد؛ یعنی مجموعه امکانات و ظرفیتهایی که به استمرار آن جریان کمک میکنند.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: در این چارچوب، سنت الهی به معنای وعدهای برای تحقق حق و زوال باطل است؛ وعدهای که از نگاه وی، صرفاً برای ایجاد انگیزه و تشویق مؤمنان به حضور در میدان مطرح نشده، بلکه بیانگر یک اصل در نظام آفرینش است.
رئیس پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن تأکید کرد: شناخت این سنت، در تحلیل سرنوشت جریانهای سلطهگر و نسبت آنها با جبهه حق اهمیت دارد.
سنت شکست ظالمان؛ مهلت تاریخی به معنای ماندگاری نیست
حجتالاسلام والمسلمین یوسفیمقدم با اشاره به رحمت گسترده الهی و در عین حال سنت شکست ظالمان گفت: خداوند متعال غفور و صاحب رحمت است، اما این رحمت به معنای مصونیت همیشگی ظالمان از پیامد اعمالشان نیست.
وی افزود: در تحلیل قرآنی، جریانهای ظالم ممکن است برای مدتی از قدرت و امکانات برخوردار باشند، اما این وضعیت به معنای تداوم نامحدود قدرت آنان نیست؛ زیرا سنتهای الهی در سرنوشت آنها نقش تعیینکننده دارد.
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: بر اساس این نگاه، زمان و شرایط تحقق وعدههای الهی را باید در چارچوب سنتهای خداوند فهمید و نباید قدرت ظاهری و مادی را به معنای برتری قطعی و همیشگی دانست.
بازگشت مکر؛ نقشههای دشمنان میتواند به خودشان بازگردد
وی با اشاره به سنت بازگشت مکر بدکاران به خودشان اظهار کرد: در برخی آیات قرآن، از این حقیقت سخن گفته شده است که کسانی برای نابودی جامعه اسلامی و ازبینبردن قدرت آن برنامهریزی میکنند، اما نقشههای آنان میتواند به خودشان بازگردد و زمینه شکستشان را فراهم کند.
حجتالاسلام والمسلمین یوسفیمقدم با اشاره به آیات سوره فاطر درباره استکبار و مکر بد، توضیح داد: برخی جریانها با وجود ادعای پذیرش هدایت، پس از مواجهه با پیامبران به دلیل استکبار، برتریطلبی و مکر، در برابر آنان ایستادگی کردند.
وی با استناد به آیه «وَلَا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ» گفت: مکر بد جز به صاحب آن بازنمیگردد؛ یعنی کسی که برای ضربهزدن به دیگری نقشه میکشد، ممکن است گرفتار پیامدهای همان نقشه شود.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به آیات «فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِینَ» و «فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلًا» افزود: قرآن این مسئله را در چارچوب سنتی پایدار مطرح میکند که بر اساس آن، سنتهای الهی دستخوش تغییر و تبدیل نمیشوند.
رئیس پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن تأکید کرد: تفاوت الهیات قدرت در قرآن با نگرش سکولاریستی و لیبرالیستی، در همین نوع نگاه به سرنوشت قدرتها و نقش سنتهای الهی آشکار میشود.
مقاومت بر ربوبیت خدا؛ شرط بهرهمندی از نصرت الهی
حجتالاسلام والمسلمین یوسفیمقدم با اشاره به آیه شریفه «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا» گفت: بهرهمندی از نصرت الهی به مقاومت و استقامت وابسته است؛ اما این مقاومت باید بر پایه پذیرش ربوبیت خداوند شکل بگیرد.
وی افزود: قرآن نمیگوید تنها کسانی که نام خدا را بر زبان میآورند از این وعده برخوردار میشوند، بلکه از کسانی سخن میگوید که میگویند «پروردگار ما خداست» و سپس بر این باور استقامت میکنند.
این استاد حوزه و دانشگاه توضیح داد: پذیرش ربوبیت خدا به این معناست که انسان، نظام تربیتی فردی و اجتماعی، قوانین و شیوه اداره زندگی خود را با هدایت الهی هماهنگ کند و در این مسیر پایدار بماند.
رئیس پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن تصریح کرد: مقاومت مورد نظر در این چارچوب، صرفاً پایداری در یک رویارویی مقطعی نیست، بلکه استمرار در پذیرش حاکمیت و ربوبیت خداوند در عرصههای مختلف زندگی است.
معیار تمایز میان ایمان ظاهری و نظام الهی
حجتالاسلام والمسلمین یوسفیمقدم با اشاره به گفتوگویی که به گفته خود با یکی از علمای وهابی داشته است، اظهار کرد: در آن گفتوگو بر این نکته تأکید کرده که مسئله تنها عبودیت ظاهری نیست، بلکه باید دید ربوبیت در نظام زندگی و تصمیمگیری انسان و جامعه به چه کسی واگذار شده است.
وی افزود: عبودیت باید بر ربوبیت استوار باشد و اگر انسان در ظاهر به عبادت بپردازد، اما در اداره زندگی و نظام اجتماعی خود از الگوهای سلطهگر پیروی کند، این مسئله نیازمند بررسی جدی است.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به وضعیت عربستان سعودی در نسبت با قدرتهای بینالمللی گفت: یکی از پرسشهای اساسی این است که با وجود انجام مناسک دینی، نظام تصمیمگیری و وابستگیهای سیاسی و اجتماعی یک کشور بر چه مبنایی شکل گرفته است. این تمایز، یکی از مبانی اصلی تفاوت الهیات قدرت در قرآن با اندیشه لیبرالیستی و سکولاریستی است.
واکنش مؤمنان؛ افزایش ایمان در برابر قدرت ظاهری دشمن
حجتالاسلام والمسلمین یوسفیمقدم با اشاره به آیه ۲۲ سوره احزاب، به واکنش مؤمنان در برابر اجتماع نیروهای دشمن پرداخت و گفت: در آن مقطع، گروههای مختلف با قدرت و امکانات خود در برابر جامعه اسلامی گرد آمدند؛ اما مؤمنان بهجای گرفتارشدن در تزلزل، این وضعیت را در چارچوب وعده الهی تحلیل کردند.
وی با اشاره به عبارت قرآنی «هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ» افزود: آنان در برابر قدرت ظاهری دشمن گفتند این همان چیزی است که خدا و پیامبرش وعده دادهاند و این مواجهه، نهتنها ایمان آنان را کاهش نداد، بلکه بر ایمان و تسلیمشان افزود.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به ادامه آیه، «وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِیمَانًا وَتَسْلِیمًا»، اظهار کرد: در این نمونه قرآنی، مؤمنان در کنار ارزیابی توان مادی دشمن، به قدرت الهی نیز توجه داشتند؛ قدرتی که در محاسبات آنان جایگاهی اساسی داشت.
رئیس پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن این نمونه را گواهی بر نقش ایمان و معرفت در مواجهه با تهدیدهای بزرگ دانست.
قدرت در قرآن؛ منظومهای از ظرفیتهای مادی و معنوی
حجتالاسلام والمسلمین یوسفیمقدم گفت: اگر بخواهیم قدرت را در الهیات قرآن و اندیشه اسلامی بررسی کنیم، باید آن را منظومهای از ابزارها و ظرفیتهای مادی و معنوی بدانیم که در شکلگیری قدرت در عالم خارج نقش دارند.
وی افزود: غفلت از هر یک از این دو بُعد، تحلیل قدرت را ناقص میکند؛ ازاینرو، جامعه اسلامی باید هم در عرصههای مادی و هم در عرصههای معنوی برای تقویت توان خود اقدام کند.
این استاد حوزه و دانشگاه با استناد به آیه شریفه «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» اظهار کرد: فرمان قرآن به آمادهسازی هر میزان از توان و قدرت، مفهومی عام دارد و نباید آن را تنها به یک عرصه محدود کرد.
رئیس پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن ادامه داد: بر اساس این برداشت، جامعه اسلامی موظف است تا حد توان، قدرت خود را در ابعاد گوناگون افزایش دهد؛ ابعاد مادی و نظامی در کنار ظرفیتهای معنوی و اجتماعی قرار میگیرند و هر یک بخشی از منظومه قدرت را تشکیل میدهند.
حجتالاسلام والمسلمین یوسفیمقدم خاطرنشان کرد: تأکید جداگانه بر آمادگی نظامی در ادامه آیه نیز نشان میدهد که این بُعد، در کنار اصل عام تقویت قدرت مطرح شده است و اهمیت ویژهای دارد.
بیانات رهبر معظم انقلاب در چارچوب الهیات قدرت قرآن
وی گزاره مربوط به قدرت اولبودن جمهوری اسلامی ایران در محاسبات الهی را برخاسته از مبانی قرآنی دانست و گفت: آیات قرآن، چارچوبی برای فهم این بیان فراهم میکنند که ممکن است ایران در محاسبات صرفاً مادی رتبهای پایینتر از برخی قدرتهای جهانی داشته باشد، اما در محاسبات الهی، به دلیل برخورداری از مؤلفههای معنوی و اعتقادی، جایگاهی متفاوت پیدا کند.
وی با اشاره به تعبیر نقلشده از شهید ابومهدی المهندس درباره آینده تقابل ایران و آمریکا، گفت: این تعبیر را نباید صرفاً عبارتی احساسی دانست، بلکه میتوان آن را در چارچوب مضامین الهیات قرآن و اعتقاد به نقش سنتهای الهی در تحولات قدرت بررسی کرد.
از رنسانس تا امروز
حجتالاسلام والمسلمین یوسفیمقدم در ادامه با اشاره به تحولات فکری غرب از دوران رنسانس اظهار کرد: در تاریخ اندیشه غرب، با وجود مشکلات و انحرافاتی که پیشتر نیز در برخی برداشتهای دینی وجود داشته، بهتدریج جریانهای مادیگرا و علمگراییِ جدا از وحی تقویت شدند و جایگاه معنویت و وحی در تبیین جهان تضعیف شد.
رئیس پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن افزود: در این روند، جوامع غربی بیش از پیش به قدرت مادی اتکا کردند و برای پاسخگویی به نیازهای معنوی انسان نیز صورتهایی از معنویت را در چارچوب مادیگرایی پدید آوردند.
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه آمریکا و جهان غرب از قدرت مادی برخوردارند، تأکید کرد: در تحلیل مبتنی بر الهیات قرآن، قدرت مادی بهتنهایی تضمینکننده ماندگاری و پیروزی نیست و باید نقش ایمان، معنویت و سنتهای الهی را نیز در نظر گرفت.
وی با اشاره به تحولات سالهای اخیر، ابراز امیدواری کرد که با تداوم حضور مردم و تقویت ظرفیتهای جمهوری اسلامی ایران، زمینه افول سلطه و تحقق وعدههای الهی فراهم شود.
حجتالاسلام والمسلمین یوسفیمقدم در پایان از برگزارکنندگان نشست علمی ـ تبیینی خبرگزاری حوزه قدردانی کرد و ابراز امیدواری کرد که مبانی فکری و عملی الهیات قدرت در جامعه بیش از پیش تبیین شود.

حجتالاسلام والمسلمین خیری: رویارویی امروز، تقابل تمدن اسلامی با تمدن فرتوت غرب است
حجتالاسلام والمسلمین حسن خیری رئیس انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه و رئیس دانشگاه آزاد اسلامی قم هم در ادامه با تشریح مبانی اجتماعی قدرت اظهار داشت: برای فهم جایگاه قدرت ایران باید از تحلیلهای صرفاً متعارف فراتر رفت و رویارویی امروز را در چارچوب تقابل تمدن اسلامی با تمدن غرب بررسی کرد؛ تقابلی که در بنیادهای معرفتی، نوع نگاه به انسان و شیوه تولید قدرت ریشه دارد.
قدرت در فرهنگ اسلامی؛ خدمت به انسانیت از موضع اقتدار
وی با اشاره به مباحث مطرحشده در این نشست گفت: برای تبیین مفهوم «قدرت اول» باید بحث را به سمت رویارویی تمدنی سوق داد؛ رویارویی تمدن اسلامی با تمدنی که با بحرانهای فکری و اجتماعی روبهروست.
حجتالاسلام والمسلمین خیری با اشاره به تعریفی از قدرت که به امام شهید نسبت داد، اظهار کرد: قدرت در فرهنگ اسلامی، خدمت به انسانیت و انسانها از موضع قوت و اقتدار است، نه از موضع ذلت؛ اما قدرت در تمدن غربی و نظام سلطه، به سلطهگری بر مردم و بهرهبرداری از منابع و ظرفیتهای دیگر کشورها از راههای مختلف تقلیل پیدا میکند.
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی قم افزود: تمدن اسلامی در حوزههایی همچون حقوق بشر، حقوق زنان، مقابله با بیعدالتی، مبارزه با فساد و نقد نظام سلطه حرف برای گفتن دارد و مدعی است که میتواند در این عرصهها الگویی متفاوت ارائه دهد؛ الگویی که هدف انبیا، علما و پیشوایان دینی نیز در امتداد آن قرار داشته است.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به تأکید امام راحل بر مشاهده دست قدرت الهی در تحولات کشور، توکل به خداوند را یکی از مبانی تحلیل تحولات انقلاب اسلامی دانست.
پیوند امامت و امت؛ نخستین مؤلفه قدرت ممتاز
حجتالاسلام والمسلمین خیری با بیان اینکه رویارویی تمدنی دارای مؤلفهها و منابع ویژهای برای تولید قدرت است، گفت: یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ممتاز، پیوند امامت و امت است؛ امامت با پیوندی که با دین و خداوند دارد و امت با حضور مردم، مردمسالاری دینی و دلدادگی اجتماعی، دو سوی این پیوند را تشکیل میدهند.
وی با اشاره به آیه شریفه «هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ» اظهار کرد: در این الگو، نصرت الهی و همراهی مؤمنان در کنار یکدیگر قرار میگیرند و قدرتی شکل میگیرد که پشتوانه آن، هم حمایت الهی و هم حضور و همراهی مردم است.
رئیس انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه افزود: این پیوند، صرفاً یک رابطه سیاسی یا اداری نیست، بلکه ارتباطی اعتقادی و اجتماعی است که میتواند به انسجام جامعه و تولید قدرتی فراتر از محاسبات متعارف منجر شود.
معرفتمحوری در برابر نظام مبتنی بر جاهلیت
این استاد حوزه و دانشگاه، دومین مؤلفه قدرت تمدنی را تقابل نظام مبتنی بر معرفت با نظام مبتنی بر جاهلیت دانست و گفت: تمدن غربی در بسیاری از عرصهها بر مادیت، شهوتمحوری، ظلم به انسانها و زیادهخواهیهای غریزی استوار شده است.
حجتالاسلام والمسلمین خیری ادامه داد: در چنین ساختاری، هرچه سطح آگاهی و معرفت مردم پایینتر باشد، زمینه موفقیت نظام سلطه بیشتر فراهم میشود؛ در مقابل، نظام مبتنی بر معرفت به دنبال ارتقای انسانی و افزایش آگاهی افراد جامعه است.
رئیس انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه تأکید کرد: تفاوت دو الگوی تمدنی را باید در نوع نگاه آنها به انسان و ظرفیتهای انسانی جستوجو کرد؛ یکی از جهل و ضعف آگاهی مردم بهره میبرد و دیگری در پی ارتقای معرفت و توانمندی آنان است.
از استحکام ساختاری تا همسویی اجتماعی
حجتالاسلام والمسلمین خیری با اشاره به آیه شریفه «وَأَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ» گفت: در این آیه، پس از اشاره به رسالت پیامبران، از آهن و برخورداری آن از استحکام و قدرت و نیز منافع آن برای مردم سخن به میان آمده است؛ موضوعی که میتوان از آن برای تبیین برخی ویژگیهای یک ساختار قدرتمند بهره گرفت.
وی با اشاره به برداشتی که به شهید طهرانچی، فیزیکدان، نسبت داد، اظهار کرد: در این برداشت، برای آهن دو ویژگی مورد توجه قرار میگیرد؛ نخست، نظم ساختاری و استحکام پیکره آن و دوم، همسویی عناصر تشکیلدهنده آن.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: ویژگی نخست را میتوان به استحکام ساختار یک نظام اجتماعی و سیاسی تشبیه کرد؛ ساختاری که در آن موضوعاتی همچون عدالت، مبارزه با فساد، فسادگریزی و مقابله با فقر مورد توجه قرار میگیرد و از عناصر مؤثر در شکلگیری یک نظم پایدار به شمار میرود. که در تمدن غربی شاهد آن نیستیم
وی با بیان اینکه نظم ساختاری باید با نظم رفتاری همراه باشد، گفت: نظم رفتاری به معنای تعامل مبتنی بر مودت، رحمت، برادری و اخوت است؛ از خانواده بهعنوان نخستین نهاد اجتماعی گرفته تا روابط میان اقوام، ملتها و جوامع.
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی قم با اشاره به آیه شریفه «وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا» تأکید کرد: منطق این الگو، شناخت متقابل و تعامل میان ملتهاست، نه تنازع و درگیری؛ همچنین پیوند با ریسمان الهی و پرهیز از ظلم، از مبانی این نظم اجتماعی به شمار میرود.
بازدارندگی و جنگ ارادهها؛ دو عرصه مکمل قدرت
وی با اشاره به ادبیات امام شهید درباره قدرت، یکی از نتایج استحکام ساختاری را بازدارندگی دانست و اظهار کرد: جامعه برای بازدارندگی باید از نظر نظامی، اقتصادی و فرهنگی استحکام پیدا کند و با تقویت اقتصاد مقاومتی و فرهنگ مقاومت، دشمن را از تحقق اهداف خود مأیوس سازد.
حجتالاسلام والمسلمین خیری افزود: بازدارندگی تنها به عرصه نظامی محدود نیست، بلکه استحکام اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نیز در آن نقش دارد؛ زیرا قدرت یک جامعه به مجموعه ظرفیتها و تواناییهای آن وابسته است.
رئیس انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه در ادامه، جنگ ارادهها را دومین عرصه مهم قدرت معرفی کرد و گفت: جنگ شناختی، جنگ ترکیبی، جنگ نرم، شبیخون فرهنگی، تهاجم فرهنگی، فشار نظامی، کودتا و تحریم اقتصادی، از جمله ابزارهایی هستند که، میتوانند با هدف تضعیف اراده مردم و خستهکردن جامعه به کار گرفته شوند.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به تعبیری که به امام شهید نسبت داد، تصریح کرد: جنگ واقعی امروز، جنگ ارادههاست؛ تقابلی که در آن، طرف قدرتمند کسی است که بتواند هم بازدارندگی خود را به نمایش بگذارد و هم در عرصه حفظ و تقویت اراده عمومی موفق عمل کند.
بصیرت مردمی؛ شرط پیروزی در جنگ ارادهها
حجتالاسلام والمسلمین خیری با تأکید بر نقش مردم در این عرصه گفت: جنگ ارادهها به بصیرت مردمی نیاز دارد؛ مردمی که در برابر دشمن میایستند و با تکیه بر ایمان و احساس مسئولیت، از ترس و تسلیم فاصله میگیرند.
وی افزود: برای رسیدن به تمدن، برخورداری از نظم ساختاری، نظم رفتاری و بنیان معرفتی ضروری است؛ اما تحقق این مؤلفهها بدون تشکیل حکومتی مستقر و قدرتمند امکانپذیر نیست.
این استاد حوزه و دانشگاه اظهار کرد: حفظ توانمندیهای جامعه در عرصههای اقتصادی، تربیتی، خانواده، فرهنگ، سیاست و تعاملات بینالمللی، نیازمند ساختاری حکومتی است که بتواند این ظرفیتها را سامان دهد.لذا نظام ولایت فقیه در این چارچوب قرار دارد و آن یکی از عوامل شکلگیری نظم ساختاری در جمهوری اسلامی است.
پیوند امام و امت؛ تفاوت تجربه انقلاب اسلامی با تجربههای پیشین
حجتالاسلام والمسلمین خیری با اشاره به نهضت مشروطه و نهضت ملیشدن صنعت نفت گفت: با وجود حضور جامعه شیعی در آن تجربهها، آنچه در انقلاب اسلامی قدرتی متمایز ایجاد کرده، پیوند امام و امت و شکلگیری نظم ساختاری در قالب نظام ولایت فقیه است.
وی با استناد به آموزههای قرآنی درباره استقامت و پرهیز از تکیه بر ستمگران، خاطرنشان کرد: دو الگوی تمدنی در برابر یکدیگر قرار دارند؛ الگویی که حیات خود را در سلطه و طاغوت میبیند و الگویی که بر نفی طاغوت و مقابله با ظلم استوار است.
رئیس انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه با اشاره به جایگاه مفهوم طاغوت در اندیشه امام خمینی(ره) گفت: شناخت ماهیت سلطه و اشکال گوناگون آن، برای فهم تفاوت بنیادین این دو الگو اهمیت دارد.
خوداتکایی؛ رمز قدرت برتر
این استاد حوزه و دانشگاه، خوداتکایی را از دیگر عوامل قدرت جمهوری اسلامی دانست و با اشاره به مضمون آیه «وَلَا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا» اظهار کرد: یکی از ویژگیهایی که ایران را در این الگو قدرتمند میکند، ایستادن روی پای خود و وابستهنبودن به دیگران است.
حجتالاسلام والمسلمین خیری با اشاره به وضعیت برخی کشورهای برخوردار از امکانات و رفاه اقتصادی گفت: برخورداری از ثروت و امکانات، لزوماً به معنای برخورداری از قدرت مستقل نیست و ممکن است در شرایط حساس، وابستگیهای ساختاری آشکار شود.
وی همچنین به خاطرهای از بازدید یکی از مسئولان پاکستانی از ایران اشاره کرد و گفت: این مسئول پس از بازدید از کشور، از ظرفیتهایی سخن گفته بود که جمهوری اسلامی طی حدود ۴۷ سال، با وجود فشارها و تحریمها، در داخل کشور ایجاد کرده است؛ تجربهای که از نگاه خیری، اهمیت خوداتکایی و اتکا به توان داخلی را نشان میدهد.
حضور مردم در میدان؛ تجلی عینی قدرت اجتماعی
حجتالاسلام والمسلمین خیری با تأکید بر اینکه جنگ ارادهها در سطح مردم ظهور پیدا میکند، گفت: قدرت تنها در کتابها، نظریهها و ایدهها خلاصه نمیشود، بلکه باید آثار آن را در میدان و در حضور اجتماعی مردم مشاهده کرد.
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی قم افزود: حضور مردم در صحنههای مختلف و تبدیلشدن ظرفیت اجتماعی به کنش جمعی، نشانهای از تحقق قدرت در عرصه واقعی است؛ قدرتی که در شرایط دشوار نیز میتواند انسجام و اراده عمومی را حفظ کند.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به شهادت رهبران و چهرههای اثرگذار، اظهار کرد: شهادت لزوماً به معنای پایان اثرگذاری یک جریان نیست و گاه میتواند به زایش دوباره حرکت اجتماعی و تقویت بیداری منجر شود.
وی با اشاره به واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع) افزود: قیام امام حسین(ع) نمونهای از این حقیقت است که شهادت میتواند به بیداری انسانها و نجات آنان از جهالت و سرگردانی بینجامد؛ از همین رو، اثرگذاری یک شخصیت یا نهضت را نمیتوان تنها با معیارهای مادی و ظاهری سنجید.
امام حسین(ع)؛ کانون دلدادگی و قدرتآفرینی اجتماعی
حجتالاسلام والمسلمین خیری با طرح این پرسش که چه الگویی توانسته است چنین گسترهای از دلدادگی و همراهی انسانی ایجاد کند، به جایگاه امام حسین(ع) اشاره کرد و گفت: اجتماع میلیونی زائران در مناسبتهای مرتبط با آن حضرت و تداوم حرکتهای الهامگرفته از نهضت عاشورا، از جلوههای قدرتآفرینی این الگوست.
وی ادامه داد: در این نگاه، شهادت امامان نهتنها موجب ازبینرفتن پیام آنان نشد، بلکه زمینه تداوم و گسترش آن را فراهم کرد؛ بهگونهای که جریان اجتماعی و مردمی برخاسته از این الگو، با گذر زمان همچنان به حیات خود ادامه داده است.
تفاوت در سرچشمه انگیزه و اراده
این استاد حوزه و دانشگاه در تبیین تفاوتهای دو الگوی تمدنی، به تقابل توکل و تواکل اشاره کرد و گفت: در یک سو، اتکا به خداوند و حضور داوطلبانه در میدان قرار دارد و در سوی دیگر، وابستگی به تجهیزات و امکانات مادی بدون برخورداری از پشتوانهای عمیق در اراده و انگیزه انسانی.
حجتالاسلام والمسلمین خیری افزود: در این دو الگو، نشانههای متفاوتی از وضعیت روانی و اجتماعی مشاهده میشود؛ از نشاط، انگیزه و مشارکت داوطلبانه در یک سو تا افسردگی و فرسودگی در سوی دیگر.
رئیس انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه همچنین تولید و کار را در برابر وابستگی قرار داد و تأکید کرد: یکی از مبانی قدرت، برخورداری از اراده جمعی و تکیه بر ظرفیتهای درونی جامعه است؛ ظرفیتی که میتواند در کنار امکانات و تجهیزات، به عاملی تعیینکننده در پایداری اجتماعی تبدیل شود.
فطرت انسانی؛ پشتوانه فراتر از مرزهای جغرافیایی
حجتالاسلام والمسلمین خیری با بیان اینکه فطرت، وجه مشترک انسانهاست، گفت: یکی از مبانی قدرت تمدن اسلامی، اتکا به فطرت انسانی است؛ ظرفیتی که میتواند زمینه همدلی و همراهی مردم را حتی فراتر از مرزهای جغرافیایی فراهم کند.
وی با اشاره به نمونههایی از بازتاب پیامها و رویدادهای مرتبط با ایران در دانشگاهها و میدانهای شهرهای غربی اظهار کرد: چنین واکنشهایی نشان میدهد که قدرت مردمی صرفاً به مرزهای سیاسی محدود نیست و میتواند بر پایه وجوه مشترک انسانی شکل بگیرد.
رئیس انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه در مقابل، غلبه غرایز و منافع فردی را عاملی برای تضعیف همبستگی اجتماعی دانست و با اشاره به تجربه همهگیری کرونا گفت: در شرایط بحرانی، جوامع میتوانند رفتارهای متفاوتی از خود نشان دهند؛ از رقابت و درگیری بر سر منافع تا همیاری و مواسات. وی این تفاوت را از نشانههای تمایز دو الگوی تمدنی برشمرد.
«الهیات حضور در خیابان»؛ بازخوانی قدرت ایران فراتر از محاسبات متعارف
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به مفهوم «الهیات خیابان» گفت: در ادبیات رایج سیاسی، نمیتوان تمام ابعاد تحولات جهانی مرتبط با انقلاب اسلامی را صرفاً با معیارهای متعارف قدرت تحلیل کرد.
وی با اشاره به مباحث مطرحشده درباره جایگاه قدرت ایران و بیانات رهبر معظم انقلاب افزود: آنچه در این تحلیل اهمیت دارد، توجه به اراده الهی، سنتهای الهی و نقش ایمان و حضور مردم در تحولات است؛ از این منظر، نباید همه واقعیتهای میدان را به محاسبات معمول سیاسی و مادی فروکاست.
حجتالاسلام والمسلمین خیری با اشاره به انتظار برای فرج حضرت ولیعصر(عج) اظهار کرد: رویکرد مهدوی، انتظار برای تحقق اراده الهی و حضور امام زمان(عج) در عرصههای مختلف است.
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی تأکید کرد: باور به نقش دست قدرت الهی در تحولات انقلاب اسلامی، صرفاً یک پیشبینی یا آرزوی شخصی نیست، بلکه با اعتقاد به سنتهای الهی و ماندگاری حق ارتباط دارد.
وی با اشاره به سخن منتسب به امام شهید درباره آینده رژیم صهیونیستی، تأکید کرد: فهم اینگونه اظهارات نیازمند شناخت سنتهای الهی است؛ سنتهایی که بر اساس آنها، حق ماندگار و باطل رفتنی است، هرچند در مقاطعی با هیاهو و جلوههای ظاهری همراه باشد.
این استاد حوزه و دانشگاه با بهرهگیری از مضمون قرآنی کف روی آب، گفت: ممکن است در مسیر تحولات، باطل برای مدتی پرسروصدا و برجسته به نظر برسد، اما این وضعیت به معنای ازبینرفتن حقیقت نیست و در نهایت، آنچه اهمیت دارد، آشکارشدن حق و تحقق حاکمیت الهی است.
خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی؛ مسیر تحقق آرمانها
حجتالاسلام والمسلمین خیری در پایان با تأکید بر ضرورت بازخوانی پیام گام دوم انقلاب اظهار کرد: این پیام باید بهصورت مستمر مورد توجه قرار گیرد و تحولات امروز نیز از منظر سنتهای الهی و ظرفیتهای اجتماعی انقلاب اسلامی بررسی شود.
وی با اشاره به نقش مردم در تحولات اجتماعی افزود: تجربه انقلاب اسلامی نشان داده است که ارتباط مستقیم با مردم و تکیه بر ظرفیتهای مردمی، اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا دولتها و ساختارهای رسمی بهتنهایی نمیتوانند جایگزین اراده و همراهی مردم شوند.
رئیس انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه با تأکید بر گسترش مفهوم «الهیات خیابان» گفت: حضور مردم در میدان و گسترش این نوع کنش اجتماعی، بخشی از واقعیت امروز است و میتواند در مسیر تحقق آرمانهای دینی و اجتماعی نقشآفرین باشد.
این استاد حوزه و دانشگاه در پایان ابراز امیدواری کرد که با خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی، زمینه تحقق حاکمیت الهی فراهم شود و حق بر باطل غلبه کند.

حجتالاسلام والمسلمین برته: ایران با «الهیات حضور در خیابان» قواعد متعارف قدرت را به چالش کشید
درادمه این نشست، حجتالاسلام والمسلمین برته با تشریح مبانی فلسفی و هستیشناختی قدرت، به تبیین تفاوت الگوی نبوی با الگوی سلطه جهانی پرداخت و با اشاره به پیامهای رهبر معظم انقلاب، سیره پیامبران الهی، تحولات جنگ اخیر، واکنشهای فرامرزی، فناوریهای مورد اشاره در جنگ و جایگاه ایران در معادلات بینالمللی، دیدگاه خود را درباره مؤلفههای قدرت در تمدن اسلامی بیان کرد.
قدرت؛ مفهومی فلسفی و مقایسهای
حجتالاسلام والمسلمین برته در ورود به بحث اصلی، قدرت را مفهومی دانست که برای فهم آن باید ابتدا مبانی فلسفی و وجودشناختیاش روشن شود و در این باره توضیح داد: قدرت از جنس مفاهیم مقایسهای و تحلیلی است؛ برای مثال، هنگامی که آهن با چوب مقایسه میشود، میتوان از قوت بیشتر یکی نسبت به دیگری سخن گفت. بنابراین، مفاهیمی مانند قوت و قدرت در بستر مقایسه و تحلیل معنا پیدا میکنند.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: اگر این مقدمه بهعنوان مبنا پذیرفته شود، باید بررسی کرد که منشأ تفاوت میان دو موجود یا دو حقیقت چیست و چرا یکی قویتر و دیگری ضعیفتر توصیف میشود.
رئیس مرکز راهبری جذب حوزه های علمیه با اشاره به مفاهیم قدرت، قوت، ضعف، عزت و ذلت گفت که این مفاهیم، با وجود اعتباری بودن، رها و بیریشه نیستند و برای شناخت آنها باید منشأ و مبانیشان را تحلیل کرد.
نسبت وجود با قدرت و عزت
حجتالاسلام والمسلمین برته با طرح بحث وجود و نسبت موجودات با مبدأ هستی اظهار داشت: اگر همه عالم را وجود فراگرفته باشد، باید تفاوت مراتب قوت و ضعف را نیز در نسبت میان موجودات بررسی کرد.
فعال بین المللی با تبیین وابستگی موجودات به خداوند متعال، تأکید کرد که در نگاه توحیدی، خداوند قائم به ذات است و دیگر موجودات در اصل وجود خود به او وابستهاند.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: اگر موجودات در اصل وجود خود وابسته به مبدأ هستی باشند، تحلیل قدرت و ضعف آنها نیز باید با توجه به همین نسبت صورت گیرد. از این منظر، مفاهیمی مانند عزت، اقتدار و اثرگذاری، تنها مفاهیمی ظاهری نیستند، بلکه باید منشأ آنها در نسبت موجودات با مبدأ هستی بررسی شود.
وی این بحث را به مفاهیم اجتماعی نیز تعمیم داد و گفت: جامعه، حاکمیت و حکومت نیز از جمله موضوعاتی هستند که میتوان آنها را در چارچوب مبانی فلسفی و الهیاتی مورد بررسی قرار داد.
هرچه تقرب به خدا بیشتر، عزت و اقتدار بیشتر
حجتالاسلام والمسلمین برته با اشاره به نسبت طولی موجودات با مبدأ هستی، توضیح داد: در نگاه توحیدی، هرچه نسبت و قرب یک موجود به خداوند بیشتر باشد، صفات کمالی مانند عزت، اقتدار و اثرگذاری در آن پررنگتر خواهد بود.
وی با اشاره به اینکه این بحث تنها به موجودات بسیط محدود نمیشود، پرسید که آیا میتوان چنین تحلیلی را درباره مفاهیم برساخته اجتماعی، از جمله جامعه و حاکمیت، نیز به کار گرفت و در پاسخ، این امکان را مطرح کرد.
این استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر اینکه نگاه الهی به عالم، محاسبات انسان را تغییر میدهد، اظهار داشت: هنگامی که پدیدهها با چنین دیدگاهی تحلیل شوند، ارزیابی قدرت، ضعف، اثرگذاری و مناسبات میان قدرتها نیز دگرگون خواهد شد.
«آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند»؛ از منظر فلسفی
حجتالاسلام والمسلمین برته در ادامه، به عبارت مشهور «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند» اشاره کرد و آن را از منظر فلسفی مورد تحلیل قرار داد و با تبیین وابستگی موجودات به مبدأ هستی، اظهار کرد: اگر انسان جهان را مجموعهای از موجودات مستقل و بینیاز نبیند، قدرتهای مادی نیز برای او جایگاه مطلق پیدا نمیکنند.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به تعبیر «وجود ربطی» در فلسفه، گفت: در چنین نگاهی، انسان برای خود و دیگران استقلال مطلق قائل نمیشود و همه پدیدهها را در نسبت با خداوند میفهمد.
حجتالاسلام والمسلمین برته تأکید کرد: از این منظر، عبارت «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند» را نباید صرفاً شعاری سیاسی دانست؛ بلکه میتوان آن را ناظر به نوعی تحلیل فلسفی درباره وابستگی قدرتهای مادی و محدود بودن استقلال آنها در نظام هستی تفسیر کرد.
رئیس مرکز راهبری جذب حوزه های علمیه با بیان اینکه چنین نگاهی در ارزیابی قدرتهای بزرگ تأثیرگذار است، افزود: در این چارچوب، قدرت حقیقی صرفاً با انبوه امکانات و تجهیزات سنجیده نمیشود.
تقابل تمدنی؛ الگوی نبوی در برابر الگوی سلطه
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه، به تقابل دو الگوی تمدنی پرداخت و گفت: الگوی سلطه در دورههای مختلف تاریخ، صورتهای متفاوتی به خود گرفته است.
فعال بین المللی با اشاره به مصر باستان، ساختارهای سلسلهمراتبی در یونان و روم باستان و شکلهای متأخر قدرت در آمریکا، این موارد را در چارچوب تحلیل خود از الگوهای سلطه بررسی کرد.
حجتالاسلام والمسلمین برته با اشاره به تعبیر قرآنی «أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلَی» گفت که در منطق سلطه، صاحبان قدرت خود را در جایگاهی برتر و مسلط بر دیگران میبینند و میکوشند اراده خود را بر دیگران تحمیل کنند.
رئیس مرکز راهبری جذب حوزه های علمیه افزود: صورتها، زبانها و فناوریهای سلطه ممکن است در طول تاریخ تغییر کنند، اما برای شناخت آنها باید به مبانی و منطق حاکم بر این الگوها توجه کرد.
این استاد حوزه و دانشگاه در مقابل، تمدن نبوی را الگویی متفاوت دانست که در آن، قدرت برای هدایت انسانها، رهایی از سلطه و تقویت ارادهها به کار گرفته میشود.
پیامبران اولوالعزم؛ صاحبان اراده در مواجهه با قدرتهای بزرگ
حجتالاسلام والمسلمین برته با اشاره به ویژگی پیامبران اولوالعزم، بر اهمیت اراده در سیره آنان تأکید کرد و گفت که مسئله اساسی در بسیاری از مواجهههای تاریخی، تقابل ارادههاست.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به زندگی حضرت عیسی(ع)، حضرت نوح(ع)، حضرت ابراهیم(ع) و حضرت موسی(ع)، بر ضرورت توجه به شرایط زندگی و موقعیت پیامبران در هنگام انجام مأموریتهای الهی تأکید کرد.
حجتالاسلام والمسلمین برته با اشاره به مأموریت حضرت موسی(ع) در برابر فرعون، توضیح داد که حضرت موسی(ع) با وجود دشواریهای پیشرو، مسئولیت مواجهه با قدرت مسلط را پذیرفت.
وی این نمونه را در چارچوب تحلیل خود از نقش اراده و ایمان در قدرت مطرح کرد و افزود که مواجهه با قدرتهای بزرگ، صرفاً به محاسبه امکانات، ساختارها، نیروی انسانی و تجهیزات محدود نمیشود.
پیامبران تسلیم امپراتوریها نشدند، اما امپراتوری نساختند
حجتالاسلام والمسلمین برته با تأکید بر اینکه پیامبران الهی در برابر امپراتوریها تسلیم و ذلیل نمیشدند، اظهار داشت: نکته مهم این است که پیامبران، با وجود ایستادگی در برابر قدرتهای مسلط، خود به دنبال ایجاد ساختارهای سلطهگرانه مشابه نبودند.
وی افزود: مسئله در منطق نبوی این نیست که یک قدرت کنار برود تا قدرت دیگری همان جایگاه را به دست آورد؛ بلکه هدف، تغییر روابط سلطه و عزتبخشی به مردم است.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به تفاوت میان کنار زدن یک حاکم و تغییر ساختار سلطه گفت که پیامبران، امت خود را عزیز میخواستند، نه ذلیل و زیر دست.
رئیس مرکز راهبری جذب حوزه های علمیه این رویکرد را یکی از تفاوتهای بنیادین تمدن نبوی با الگوهایی دانست که قدرت را با سلطه بر دیگران تعریف میکنند.
اشاره به پیام رهبر معظم انقلاب و پرهیز انبیا از سلاحهای کشتار جمعی
حجت الاسلام والمسلمین برته در ادامه، با اشاره به پیام رهبر معظم انقلاب، بر ظرافتهای موجود در تعبیرهای مربوط به قدرت تأکید کرد و گفت: در تحلیل چنین پیامهایی باید به تفاوت میان قدرت در نگاه الهی و قدرت در محاسبات متعارف توجه داشت.
وی با طرح این دیدگاه که پیامبران، با وجود برخورداری از اتصال به علم الهی، به دنبال ساختن امپراتوری سلطه نبودند، اظهار داشت که در سیره انبیا، حرکت به سمت تولید ابزارهای کشتار جمعی و نابودی انسانها، مبنای قدرتسازی قرار نگرفته است.
حجتالاسلام والمسلمین برته در همین چارچوب به سلاحهای میکروبی و زیستی و ابزارهایی که میتوانند محیط زیست را نابود کنند اشاره کرد و این موضوع را در تقابل با منطق نبوی قرار داد.
فعال بین المللی تأکید کرد که قدرت در هندسه فکری انبیا به معنای همراهسازی ارادههاست، نه حذف، نابودسازی یا تباه کردن آنها؛ هدف این الگو، رشد و تقویت ارادههای انسانی است.
تفاوت بنیادین جبهه حق و باطل؛ نجات در برابر نابودی
این استاد حوزه و دانشگاه در تبیین تفاوت جبهه حق و باطل اظهار داشت: جبهه باطل در پی نابودی جبهه حق است، اما جبهه حق نباید نابودی انسانها را هدف نهایی خود قرار دهد؛ بلکه هدایت و نجات آنان نیز اهمیت دارد.
رئیس مرکز راهبری جذب حوزه های علمیه با اشاره به امکان توبه و بازگشت انسانها گفت: در نگاه دینی، اگر زمینه هدایت و نجات فردی فراهم باشد، باید این امکان را مورد توجه قرار داد.
حجتالاسلام والمسلمین برته این رویکرد را از تفاوتهای بنیادی دو جبهه دانست و افزود: در این نگاه، جبهه حق در پی سعادت و هدایت انسانهاست و حتی درباره کسانی که در برابر آن قرار گرفتهاند، امکان بازگشت و اصلاح را نادیده نمیگیرد.
وی در ادامه، با اشاره به سیره امام خمینی(ره) و رهبران انقلاب اسلامی، بر ضرورت توجه به مردم کشورهای دیگر، از جمله مردم آمریکا و اروپا، مستقل از سیاستهای دولتهایشان تأکید کرد و این نگاه را بخشی از پیام انسانی و تمدنی انقلاب اسلامی دانست.
سلاح جبهه باطل؛ کشتار جمعی و سلاح جبهه انبیا؛ احیای جمعی
حجتالاسلام والمسلمین برته در ادامه سخنان خود، با مقایسه ابزارهای دو الگوی تمدنی گفت: اگر سلاح اصلی جبهه باطلو غرب را ماشین کشتار جمعی بدانیم، سلاح جبهه انبیا و انقلاب را باید ماشین احیای جمعی دانست.
وی با تأکید بر اینکه ابزار قدرت در الگوی نبوی باید در خدمت بیدارگری و آگاهیبخشی باشد، گفت: هدف این الگو، توجه دادن انسانها، بیدار کردن ظرفیتهای درونی و فراهم کردن زمینه احیای فردی و اجتماعی است.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به ابزارهای کشتار جمعی، فناوریهای میکروبی و اتمی و نیز فناوریهایی که در سخنان خود از آنها با تعبیر «فرکانسی» یاد کرد، مدعی شد که در جنگ اخیر نیز از برخی فناوریهای خاص استفاده شده است.
رئیس مرکز راهبری جذب حوزه های علمیه این موارد را در چارچوب تحلیل خود از تفاوت تمدن مبتنی بر سلطه با تمدن نبوی مطرح کرد و گفت:تمدن سلطهگر، اراده انسانها را از طریق ترس و شهوت تضعیف میکند، در حالی که تمدن نبوی به دنبال احیا و تقویت ارادههاست.
تحلیل فلسفی انسان و اراده؛ از آسیب به بدن تا مسئله نفس
حجتالاسلام والمسلمین برته در بخشی دیگر از سخنان خود، بحثی فلسفی درباره انسان، نفس و امکان آسیب زدن انسان به خویش مطرح کرد.
استاد حوزه علمیه قم با طرح مثالی درباره فردی که از خودکشی سخن میگوید، میان آسیب زدن به بدن و حقیقت وجودی انسان تمایز گذاشت و این موضوع را از منظر فلسفی بررسی کرد.
حجتالاسلام والمسلمین برته در این بخش، بر این دیدگاه تأکید کرد که حقیقت انسان را نمیتوان صرفاً به بدن مادی فروکاست و برای تحلیل وجود انسان و اراده او باید به مباحث عمیقتری در فلسفه توجه داشت.
تمدن نبوی؛ فناوری نرم و تربیت انسانهای صاحب اراده
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به ماندگاری قدرت در تمدن نبوی گفت: این قدرت بر فناوریهای نرم، ظرفیتهای فکری و محتوای باطنی انسانها تکیه دارد.
وی با یادکرد از مباحث مطرحشده درباره سنتهای الهی و فطرت انسانی، توضیح داد: تمدن نبوی به دنبال برقراری ارتباط با ظرفیتهای مشترک انسانی و تربیت انسانهایی است که قدرت تشخیص و انتخاب داشته باشند.
حجتالاسلام والمسلمین برته افزود: در این الگو، هدف تربیت انسانهای صاحب اراده است، نه افرادی که صرفاً به دلیل وام، افزایش خواستههای مادی یا ترس، مطیع ساختارهای قدرت میشوند.
فعال بین المللی تأکید کرد که انسانهای آزاد و صاحب اراده میتوانند در عرصههای مختلف اجتماعی و بینالمللی نقشآفرینی کنند و همین ظرفیت انسانی، از مؤلفههای قدرت ماندگار تمدنی است.
امت در برابر چارچوب دولت ـ ملت
حجت الاسلام والمسلمین برته در ادامه، مفهوم امت را در نسبت با حاکمیت و ساختار دولت ـ ملت مورد توجه قرار داد و گفت که امت را باید یکی از مؤلفههای اساسی در فهم قدرت تمدنی دانست.
وی توضیح داد که هنگامی که تمدن و حاکمیت بر مفهوم امت استوار شود، پیوندهای اعتقادی و اجتماعی میتوانند از مرزهای جغرافیایی فراتر بروند و چارچوبهای متعارف دولت ـ ملت برای توضیح همه مناسبات کافی نخواهند بود.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به نقش مرزهای جغرافیایی در نظم سیاسی معاصر، اظهار داشت: در الگوی مبتنی بر امت، پیوندهای دینی و اعتقادی میتوانند به شکلگیری مناسبات فرامرزی منجر شوند.
رئیس مرکز راهبری جذب حوزه های علمیه همچنین با اشاره به جایگاه رهبری و مناسبات جبهه مقاومت، این دیدگاه را مطرح کرد که در چارچوب امت، جایگاه رهبری ممکن است فراتر از محدوده جغرافیایی یک کشور فهمیده شود.
حمله آمریکا به ایران و شهادت امام خامنه ای
حجتالاسلام والمسلمین برته در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به حمله آمریکا به ایران و شهادت امام خامنه ای، از واکنشها و تجمعات حمایتی در برخی کشورهای دیگر سخن گفت.
وی این واکنشها را در چارچوب پیوندهای اعتقادی و فرامرزی تحلیل کرد و گفت: در یکی از کشورهای منطقه، پس از تجمع مردم مقابل سفارت کشور مهاجم، حدود ۳۰۰ نفر به شهادت رسیدهاند.
حجتالاسلام والمسلمین برته این رویداد را نشانهای از ظهور و بروز فرامرزی پیوندهای اعتقادی دانست و آن را در چارچوب قدرت تمدنی ایران و مفهوم امت مطرح کرد.
ایران قواعد بازی بینالمللی را به چالش کشید
این استاد حوزه و دانشگاه، با طرح این پرسش که مهمترین ویژگی قدرت بینالمللی ایران چیست، به نقد چارچوبهای متعارف روابط بینالملل پرداخت و گفت: تحلیل متعارف روابط بینالملل بر محور دولت ـ ملتها، منافع ملی و مناسبات میان کشورها شکل گرفته است؛ اما ایران در این چارچوب قواعد رایج بازی را به چالش کشیده است.
حجت الاسلام والمسلمین برته با اشاره به ساختارهای بینالمللی و ابزارهای کنترل و فشار، اظهار داشت: تحریمها و سازوکارهای محدودکننده را باید در چارچوب تلاش برای کنترل اثرگذاری ایران نیز بررسی کرد.
وی این دیدگاه را مطرح کرد که ساختارهای بینالمللی برای مدیریت دولتهایی که در برابر نظم مسلط قرار میگیرند، سازوکارهایی ایجاد کردهاند؛ اما از نگاه او، ایران با تکیه بر ظرفیتهای فکری، اعتقادی و اجتماعی خود، معادلات متعارف را با چالش مواجه کرده است.
رئیس مرکز راهبری جذب حوزه های علمیه با اشاره به تحریمها افزود: نگرانی از گسترش پیام و اثرگذاری ایران یکی از عواملی است که باید در تحلیل فشارهای بینالمللی مورد توجه قرار گیرد.
تأکید بر بازخوانی قدرت ایران بر اساس مبانی الهی
حجتالاسلام والمسلمین برته در جمعبندی مباحث خود، تأکید کرد که برای شناخت قدرت ایران باید در کنار مؤلفههای مادی، به مبانی الهی، ظرفیتهای اجتماعی، اراده انسانی و پیوندهای فرامرزی نیز توجه داشت.
رئیس مرکز راهبری جذب حوزه های علمیه تفاوت الگوی نبوی و الگوی سلطه را در هدف و شیوه اعمال قدرت دانست و تصریح: در منطق انبیا، قدرت باید در خدمت هدایت، رشد و احیای انسانها قرار گیرد، نه نابودی و تضعیف اراده آنان.











