اگر بپرسید: «مسیحیت درباره المپیک چه برای گفتن دارد؟»، اکثر مردم احتمالاً شانه بالا میاندازند و میگویند: «چیز زیادی نه»؛ چرا که هیچ ارتباط واقعی و ملموسی میان یک تورنمنت ورزشی که ظاهراً سکولار است و ایمان مذهبی نمیبینند.
اما در واقعیت، رابطه میان المپیک و دین نسبتاً پیچیده است.
خوب است تاریخچه بازیهای المپیک را به یاد بیاوریم. بازیهای المپیک باستان که در سال ۷۷۶ قبل از میلاد آغاز شد، هر چهار سال یکبار در المپیا (یونان) بهعنوان بخشی از یک جشنواره مذهبی برای بزرگداشت «زئوس» برگزار میشد. یونانیان باستان زئوس را خدای آسمان و رعد، پادشاه تمام خدایان و انسانها، و در نتیجه شخصیت اصلی اساطیر یونان میدانستند.
آن بازیهای المپیک که ریشه در یونان باستان در حدود ۳۰۰۰ سال پیش داشتند، در اواخر قرن نوزدهم احیا شدند و به برجستهترین رقابت ورزشی جهان تبدیل گشتند. از قرن هشتم قبل از میلاد تا قرن چهارم میلادی، این بازیها هر چهار سال یکبار در المپیا، واقع در شبهجزیره غربی پلوپونز، به افتخار خدای زئوس برگزار میشد. نخستین المپیک مدرن در سال ۱۸۹۶ در آتن برگزار گردید.
اما چرا رقابتهای بازیهای المپیک از قرن چهارم تا تقریباً اواخر قرن نوزدهم متوقف شد؟
وبسایت تاریخی «History.com» در این باره توضیح میدهد: «پس از آنکه امپراتوری روم در اواسط قرن دوم قبل از میلاد یونان را فتح کرد، بازیها ادامه یافت، اما استانداردها و کیفیت آنها افت کرد. در یک نمونه بدنام در سال ۶۷ میلادی، امپراتور منحط، نرون، وارد مسابقه ارابهرانی المپیک شد و تنها مایه رسوایی خود را فراهم کرد، زیرا حتی پس از سقوط از ارابهاش در حین رویداد، خود را برنده اعلام کرد. در سال ۳۹۳ میلادی، امپراتور تئودوسیوس اول که یک مسیحی بود، خواستار ممنوعیت تمام جشنوارههای «پگان» (بتپرستانه) شد و به این ترتیب، سنت المپیک باستان را پس از نزدیک به ۱۲ قرن پایان داد. ۱۵۰۰ سالِ دیگر طول کشید تا این بازیها دوباره برخیزند.»
قطعاً قابلتوجه است که اعتراضات مسیحیان به تأثیرات بتپرستانه در المپیک، باعث تعطیلی این بازیها برای ۱۵ قرن شد؛ یعنی دورهای طولانیتر از تمام زمانِ حیاتِ پیشینِ این مسابقات.
در کنفرانسی درباره ورزش بینالمللی در نوامبر ۱۸۹۲ در پاریس، بارون پیر دو کوبرتن از فرانسه ایده احیای المپیک را بهعنوان یک رقابت ورزشی بینالمللی که هر چهار سال یکبار برگزار شود، مطرح کرد. این بارون جوان که خود را وقف ترویج تربیتبدنی کرده بود، پس از بازدید از مکان باستانی المپیک، برای ایجاد بازیهای المپیک مدرن الهام گرفت. دو سال بعد، او تاییدیه لازم را برای تاسیس کمیته بینالمللی المپیک دریافت کرد که به نهاد حاکم بر بازیهای المپیک مدرن تبدیل شد.
اولین المپیک مدرن در سال ۱۸۹۶ در آتنِ یونان برگزار شد. در بیشترِ سالهای قرن بیستم، المپیک تابستانی و زمستانی در یک سال برگزار میشدند. اصلاحیهای در منشور المپیک در سال ۱۹۸۶ مقرر کرد که بازیهای تابستانی و زمستانی بهطور متناوب هر دو سال یکبار برگزار شوند. این تغییر در سال ۱۹۹۴، زمانی که بازیهای زمستانی در لیلهامرِ نروژ برگزار شد، به اجرا درآمد. پس از آن تنها دو سال گذشت تا بازیهای تابستانی بعدی در سال ۱۹۹۶ در آتلانتا برگزار شود.
امسال، المپیک زمستانی در میلان و کورتینا دامپتزو در ایتالیا، از ۶ تا ۲۲ فوریه ۲۰۲۶ برگزار خواهد شد. المپیک تابستانیِ بعدی نیز از ۱۴ تا ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۸ در لسآنجلس برگزار میشود.
شاید در دوران مدرن تصور میشد که المپیک اکنون با مسیحیت سازگار است. اما در المپیک ۱۹۲۴، اریک لیدل (Eric Liddell)، یک دونده بریتانیایی که مسیحیِ بسیار معتقدی بود، از مسابقه دوی ۱۰۰ متر که قویترین رشته او محسوب میشد، انصراف داد، زیرا مسابقه فینال برای روز یکشنبه برنامهریزی شده بود. در عوض، او برای دوهای ۲۰۰ و ۴۰۰ متر تمرین کرد. در آن بازیها، او در دوی ۲۰۰ متر سوم شد و با عملکردی چشمگیر و خارقالعاده در مسابقه ۴۰۰ متر به مقام قهرمانی رسید. داستان او در فیلم کلاسیک محصول ۱۹۸۱ با نام «ارابههای آتش» (Chariots of Fire) روایت شده است.
در دوران اخیرتر، المپیک در مراسم افتتاحیه بازیهای تابستانی ۲۰۲۴ در پاریسِ فرانسه، بار دیگر با دین برخورد پیدا کرد. این مراسم شامل تقلیدی تمسخرآمیز از «شام آخر» بود که در آن دهها درگکوئین (مردان زننما) در پشت یک میز دراز حضور داشتند؛ صحنهای که یادآور تابلوی معروف لئوناردو داوینچی از آن مناسبت مقدسی بود که عیسی مسیح در آن، مراسم «عشای ربانی» را پایهگذاری کرد.
کنفرانس اسقفهای فرانسه با صدور بیانیهای از «صحنههای تمسخر و استهزای مسیحیت، که عمیقاً مایه تاسف ماست» انتقاد کرد. آنها از «پیروان سایر مذاهب مذهبی که همبستگی خود را ابراز کردهاند» تشکر کردند و افزودند: «ما به یاد تمام مسیحیان در همه قارهها هستیم که از اهانت و تحریکآمیز بودن برخی صحنهها آسیب دیدهاند.»
اگرچه ما دیگر یک امپراتور مسیحی با قدرت ممنوع کردن جشنوارههای «بتپرستانه» نداریم، اما میتوانیم خودمان تصمیم بگیریم که آیا از نمایشهای شرمآوری که باورهای عمیق مذهبی ما را به سخره میگیرند و تحقیر میکنند، حمایت کنیم یا خیر. شخصاً وقتی از تمسخر توهینآمیزِ «شام آخر» در مراسم افتتاحیه بازیهای المپیک ۲۰۲۴ مطلع شدم، تصمیم گرفتم هیچیک از مسابقاتی را که آن تابستان در پاریس برگزار میشد، تماشا نکنم.
ما قطعاً میتوانیم امیدوار باشیم و دعا کنیم که المپیک زمستانی ۲۰۲۶ در ایتالیا به باورهای مذهبیِ همه احترام بگذارد، و من قصد دارم با در نظر داشتن این امید، به تماشای آنها بنشینم.
در واقع رابطه بسیار نزدیکی میان دین و ورزش وجود دارد. من دو کتاب درباره ورزش و ایمان نوشتهام: «اهداف مقدس برای جسم و روح: هشت گام برای پیوند دادن ورزش با خدا و ایمان» و «دویدن برای هدفی والاتر: هشت گام برای تناسب روحی و جسمی».
من هم بهعنوان یک دروازهبان هاکی و هم بهعنوان یک دونده ماراتن، میتوانم پیوند قوی میان چارچوب ذهنیِ فرد و تأثیر آن بر تواناییهای جسمانیمان را تأیید کنم. بازیهای المپیک ویترینی است تا ورزشکاران استثنایی نشان دهند چگونه تعهد آنها به دستیابی به برتری از طریق کار سخت و تلاش، در رشتههای ورزشیِ مربوطهشان به ثمر مینشیند.
در نهایت، بازیهای المپیک به مسیحیان یادآوری میکند که عظمت هرگز بدون فداکاری، نظم و انضباط، و استقامت به دست نمیآید. ورزشکاران از خواستههای خود چشمپوشی میکنند، روزانه تمرین میکنند و برای کسب مدالی که روزی محو خواهد شد، رنج را تحمل میکنند. مسیح ما را به تعهدی مشابه برای به دست آوردن تاجِ حیات جاودانه فرا میخواند.
وقتی ما اصول ورزش، تمرینِ باایمان، اطاعت از قوانین، تابآوری پس از شکست، خویشتنداری، انضباط و اعتماد به هدفی بزرگتر، را در زندگی معنوی خود پیاده میکنیم، آنگاه شاگردی ما تقویت شده و روح ما قویتر و برای ملاقات با خدا آمادهتر میشود.
بنابراین المپیک میتواند به ما الهام ببخشد تا نه تنها برای دستاوردهای انسانی، بلکه برای پیروزی جاودانهای که در مسیح یافت میشود تلاش کنیم. همانطور که نامه پولس قدیس به قرنتیان بهروشنی بیان میکند: «آیا نمیدانید که در ورزشگاه همه دوندگان میدوند، اما تنها یک نفر جایزه را میبرد؟ چنان بدوید که برنده شوید. هر ورزشکاری در همهچیز انضباط را رعایت میکند. آنها این کار را برای دریافت تاجی فانی انجام میدهند، اما ما برای تاجی غیرفانی. از این رو، من بیهدف نمیدوم؛ و مانند کسی که مشت بر هوا میزند مبارزه نمیکنم. بلکه با جسم خود مدارا نکرده و آن را تمرین میدهم، مبادا پس از موعظه دیگران، خودم مردود شوم» (اول قرنتیان ۹:۲۴-۲۷).[1]
[1] cathstan.org/voices/the-rather-complex-relationship-between-the-olympics-and-religion











