از بحران سوءاستفاده تا دیپلماسی، از اخلاق جنسی تا اصلاحات کلیسایی، پاپ بعدی با چالشهای قابلتوجهی روبهرو است. روزنامه لاکروا دوازده اولویت عمدهای را که در انتظار لئو چهاردهم است، مرور میکند.
نقش زنان و مؤمنان عادی
نشست اکتبر ۲۰۲۴ فراگیرترین حضور زنان در تاریخ سینود[1] کلیسا را رقم زد. حدود ۵۰ زن در دومین جلسه از «سینود همسویی» شرکت کردند و رأی دادند. اعطای حق رأی به زنان در نشستهای اسقفی که در سال ۲۰۲۳ صورت گرفت، یکی از جسورانهترین گامهای پاپ فرانسیس در راستای مشارکت زنان بود.
تحول مهم دیگر، امکان واگذاری ریاست دیاستریهای واتیکان (نهادهایی همپایهی وزارتخانه) به مؤمنان عادی، چه زن و چه مرد، بود. نخستین زنی که به چنین مقامی رسید، خواهر سیمونا برامبیلا بود که ریاست دیاستری مؤسسات زندگی وقفشده را بر عهده گرفت. در مجموع، حدود ۲۰ زن در دوران پاپ فرانسیس در سمتهای کلیدی در دستگاه اداری واتیکان منصوب شدند.
کمتر کسی انتظار دارد پاپ بعدی این اصلاحات را لغو کند، اما جهتگیری آینده چه خواهد بود؟ یکی از موضوعات اصلی، امکان گشودن مقام دایاکونی (درجهای پایینتر از کشیشی) به روی زنان است. بسیاری از الهیدانان دلیلی قانعکننده برای منع آن در متون مقدس نمییابند، اما کلیسا همچنان آن را بهطور رسمی ممنوع میداند. این مسئله در طول فرآیند سینود بارها مطرح شد.
همچنین، این پرسش وجود دارد که آیا چشمانداز فرانسیس از یک «کلیسای همسو» که تمامی تعمیدیافتگان را در گفتوگو و مسئولیت شریک میسازد، فراتر از دوران پاپی او تداوم خواهد داشت یا نه.
اخلاق جنسی و خانوادگی: مواجهه با انتظارات متضاد
این مسئله همچنان یکی از بحثبرانگیزترین چالشهای کلیساست و نشان میدهد که صحبت کردن با جهان، بدون آنکه صرفاً با آن همرنگ شد، تا چه اندازه دشوار است. مسیحیان سراسر جهان، خواستههایی گاه کاملاً متضاد نسبت به آموزشهای اخلاقی و جنسی کلیسا دارند.
انتشار سند Fiducia Supplicans در دسامبر ۲۰۲۳ که بهصورت مشروط اجازه برکتهای غیررسمی کلیسایی برای زوجهای همجنس را صادر کرد، این تنشها را به اوج رساند. برخی از کنفرانسهای اسقفی آفریقایی این سند را بهطور کامل رد کردند، در حالی که بسیاری در غرب آن را گامی ضروری و دیرهنگام دانستند. شکافی در حال گسترش میان شمال و جنوب کلیسا به وجود آمده که بیم تجزیه و ازهمگسیختگی وحدت را برانگیخته است.
در پس این تنشها، دو رویکرد رقیب وجود دارد. یکی بر وضوح آموزههای دینی تأکید دارد و آن را سپری در برابر نسبیگرایی میداند. دیگری رویکردی شبانی (راهنماییگر) را ترجیح میدهد که خود را با شرایط عینی و واقعی تطبیق میدهد و میکوشد پیام انجیل را به مجموعهای از ممنوعیتها تقلیل ندهد.
فرانسیس بهروشنی راه شبانی را برگزید، اما بسیاری هشدار دادهاند که فاصلهی میان آموزه و عمل ممکن است سبب سردرگمی شود. مسائلی مانند همجنسگرایی، پیشگیری از بارداری و اخلاق زیستی همچنان در کانون مناقشات باقی خواهند ماند و پاپ آینده باید با نهایت دقت در کلیسایی چندپاره با آنها برخورد کند.
مقابله با بحران سوءاستفاده جنسی
فرانسیس، در ادامهی راه بندیکت شانزدهم، اقدامات قاطعی برای مقابله با سوءاستفاده جنسی در کلیسا انجام داد؛ از جمله «نامه به مردم خدا» در سال ۲۰۱۸ و نشست جهانی اسقفان در سال ۲۰۱۹. با این حال، اقدامات بسیاری همچنان مورد نیاز است، بهویژه در کشورهای جنوب جهان که در آنها سوءاستفاده جنسی همچنان قبح اجتماعی بسیاری دارد.
در حالی که کشورهایی با افشای گستردهی این رسواییها اقداماتی پیشگیرانه اتخاذ کردهاند، مناطق وسیعی هنوز فاقد مراکز حمایت، همکاری با نظام قضایی مدنی و آموزش کافی برای کشیشان هستند. آزمونی مهم این خواهد بود که آیا واتیکان میتواند اجرای کامل فرمان ۲۰۱۹ موسوم به Vos estis lux mundi که اسقفان را به گزارشدهی موظف میکند، در سطح محلی تضمین کند یا خیر.
فراتر از سوءاستفاده جنسی، چالش گستردهتری نیز مطرح است: سوءاستفاده معنوی و سوءاستفاده از قدرت که اغلب شامل بزرگسالان، چه دینی و چه عادی، میشود. آیا پاپ جدید گامی فراتر خواهد نهاد و الهیدانان و اسقفان را فرا خواهد خواند تا درسی الهیاتی، معنوی و کلیسایی از این بحران ساختاری بگیرند؟ تاکنون، پرسشهایی دربارهی رابطهی معوج کلیسا با قدرت، بدن و جهان بهندرت مورد تأمل قرار گرفتهاند.
بشارت در جوامع سکولار
چگونه میتوان پیام انجیل را در جوامعی که نسبت به ایمان بیتفاوت شدهاند، اعلام کرد؟ این پرسش که از دیرباز در غرب مطرح بوده، اکنون در آمریکای لاتین و بخشهایی از آفریقا نیز به شکل فزایندهای مطرح است.
در آستانهی اجلاس انتخاب پاپ، بسیاری از کاردینالها سکولاریسم را چالش محوری دوران حاضر توصیف کردند. یکی از آنها گفت: «این نوعی جهانبینی است که انسان را در فردگرایی و ذهنگرایی محصور میسازد.» فوریت در رساندن پیام مسیح (بشارت) پرسشهای اساسیای را پیش میکشد: چگونه میتوان با جهان وارد گفتوگو شد بیآنکه در آن حل شد؟ چگونه میتوان صدایی پیامبرگونه بود بیآنکه به حاشیه رانده شد؟
بندیکت شانزدهم هشدار داده بود که با «دیکتاتوری نسبیگرایی» روبهرو هستیم. در مقابل، فرانسیس سکولاریسم را دعوتی به «تخیل شبانی» دانست، چنانکه در سفر سال ۲۰۲۲ خود به کانادا اظهار داشت: «گفتن اینکه جهان شر است، سخنی مسیحی نیست.» او از هرگونه «روحیهی جنگطلبانه صلیبی» برحذر داشت.
پاپ جدید کدام راه را در پیش خواهد گرفت؟ در جلسات عمومی پیش از اجلاسیه انتخاب پاپ، کاردینالها تأکید کردند که هر تلاش بشارتی باید با زیستِ باورپذیر و صادقانهی مسیحی همراه باشد.
روابط با دونالد ترامپ و جی. دی. ونس
روابط واتیکان و ایالات متحده در دورهی پاپ فرانسیس به پایینترین سطح خود رسید. او در نقد افراطگریهای نظام سرمایهداری بیپرده بود و اقتصاد جهانی را «اقتصادی که میکُشد» نامید. همچنین، سیاستهای مهاجرتی سختگیرانهی دولت ترامپ را بهشدت محکوم کرد. وقتی معاون رئیسجمهور، جی. دی. ونس، از نظر الهیاتی از سیاست امنیت مرزی دفاع کرد، فرانسیس واکنش نشان داد. در مقابل، رئیس اداره مهاجرت ترامپ پاسخ داد: «او ما را بابت دفاع از مرزهایمان نکوهش میکند؟ مگر واتیکان خود دیوار ندارد؟»
اکنون واتیکان باید تعادلی ظریف را حفظ کند: گفتوگویی باز با بزرگترین قدرت جهان داشته باشد، در حالی که استقلال انتقادی خود را نیز از دست ندهد. این امر بهویژه با توجه به حمایت گستردهی کاتولیکهای آمریکایی (۶۴٪ طبق یک نظرسنجی) از حزب ترامپ دشوار خواهد بود. بسیاری از کاتولیکهای محافظهکار خواستار پایبندی رم به آموزهها و دوری از سیاستورزی هستند.
یکی دیگر از نگرانیهای مهم، اوجگیری ناسیونالیسم مسیحی است که در چهرههایی چون معاون رئیسجمهور ونس نمود یافته است. پاپ جدید باید با دقتی بالا در میان این جریانهای ایدئولوژیک حرکت کند، بیآنکه مؤمنان را از خود براند یا از ارزشهای کلیسا عدول نماید.
بومشناسی فراگیر: یکپارچهسازی پیام کلیسا
به لطف پاپ فرانسیس و دایرهالمعارف او با عنوان لاوداتو سی (Laudato si’؛ مراعات کن)، واتیکان به یکی از صداهای اخلاقی پیشرو در مبارزه با تغییرات اقلیمی بدل شد. پاپ بعدی این میراث را به ارث میبرد، اما با چالشی جدی روبهرو خواهد بود: کمک به جهان برای درک انسجام عمیق مفهوم «بومشناسی جامع» و نشان دادن اینکه دغدغههای زیستمحیطی و اخلاق حامیِ زندگی با یکدیگر در تضاد نیستند.
انتقاد فرانسیس از «فرهنگ دورریزی» فراتر از مسائل زیستمحیطی میرفت. خواهر سسیل رنوآر، رئیس مرکز «کمپوس د لا ترانزیشن»[2] در فرانسه میگوید: «او بهروشنی با سقط جنین و اتانازی (مرگ ترحمی) مخالفت میکرد، اما با صدایی آرامتر؛ شاید برای آنکه بتواند ائتلافهای گستردهتری در زمینهی تغییرات محیط زیستی ایجاد کند.»
پاپ آینده باید نشان دهد که دفاع از اکوسیستمها و مخالفت با سقط جنین یا خودکشی یاریشده، همگی از منطق واحدی سرچشمه میگیرند: رد نگاه ابزارانگارانه به زندگی و طبیعت. با توجه به پیشبینیهای اقلیمی مبنی بر احتمال افزایش سه درجهای دمای زمین تا پایان قرن، او باید بومشناسی را در صدر دستور کار کلیسا نگاه دارد، حتی اگر بسیاری از کاتولیکها هنوز مسائل زیستمحیطی را دغدغهای فرعی یا حتی تفرقهبرانگیز بدانند.
حفظ وحدت جهانی در کلیسایی چندپاره
فرآیند «هماندیشی کلیسایی» که پاپ فرانسیس آغاز کرد، شکافهای عمیق فرهنگی و الهیاتی درون کلیسا را آشکار ساخت. در قلب این تنشها پرسشی بنیادین نهفته است: کلیسا چگونه میتواند در میانهی تکثر روزافزون، وحدت خود را حفظ کند؟
در حالیکه برخی مناطق جهان خواهان اصلاحاتی در زمینهی اخلاق جنسی و نقش زنان هستند، بخشهایی دیگر، بهویژه در آفریقا و بخشهایی از آسیا، مواضعی محافظهکارانهتر اتخاذ کردهاند. پاپ آینده باید با درایت و حساسیت میان این جریانهای متضاد حرکت کند تا از شکاف و چنددستگی در کلیسا جلوگیری شود. برخی از کاردینالها پیش از نشست انتخاب پاپ نسبت به «لغزش بهسوی فدرالیسم» هشدار دادند؛ وضعیتی که در آن هر کلیسای محلی مسیر خود را مستقل از کلیسای جهانی دنبال کند.
یکی از آزمونهای کلیدی، نحوهی برخورد پاپ جدید با ادامهی فرآیند هماندیشی خواهد بود: آیا او این تغییرات را نهادینه خواهد کرد یا برای بازگرداندن وحدت دینی، عقبنشینی خواهد نمود؟ هر یک از این رویکردها ممکن است بخشی از کلیسا را دلسرد و دلزده سازد.
اصلاح ساختار اداری واتیکان
پاپ فرانسیس با صدور سند موعظه کنید انجیل را (Praedicate Evangelium) اصلاحاتی اساسی در ساختار کوریای رومی (نهاد اداری کلیسا) اعمال کرد و ماموریت بشارت را در قلب فعالیتهای واتیکان قرار داد. اما برخی از این تغییرات هنوز بهطور کامل اجرا نشدهاند.
ادغام برخی بخشها منجر به سردرگمی دربارهی مسئولیتها شده است. برخی نهادها همچنان در حال تطبیق با ساختارهای مدیریتی جدیدند یا از کمبود نیروی انسانی رنج میبرند. هدف اعلامشدهی «تمرکززدایی» که پاپ فرانسیس مکرراً بر آن تأکید داشت، همچنان بیشتر یک آرمان است تا واقعیتی اجرایی.
پاپ آینده باید هم برای به ثمر رسیدن این اصلاحات تلاش کند و هم شفافیت و روحیه را در دستگاه اداری واتیکان احیا نماید. برخی کاردینالها نیز خواهان افزایش شفافیت مالی و مدیریت حرفهایتر شدهاند، چرا که نگرانیها دربارهی کسری بودجه و مخارج مبهم همچنان ادامه دارد.
پیگیری دیپلماسی واتیکان در جهانی پرآشوب
پاپ آینده وارث دستور کاری بلندپروازانه در حوزهی دیپلماسی خواهد بود: تلاش برای صلح در اوکراین و سرزمین مقدس، ترویج گفتوگوی بینادیانی و دفاع از اقلیتهای مذهبی، بهویژه مسیحیان.
پاپ فرانسیس دیپلماسی آرام و پشتپرده را ترجیح میداد و بیشتر رویکرد میانجیگرایانه را برگزید تا تقابل علنی. این رویکرد در تعامل محتاطانهاش با چین و تلاش برای حفظ گفتوگو با هر دو طرف جنگ در اوکراین مشهود بود. با این حال، این احتیاط گاه مورد انتقاد قرار گرفت، بهویژه از سوی برخی اسقفان اروپای شرقی و فعالان حقوق بشر.
پاپ آینده باید تصمیم بگیرد که آیا مسیر دیپلماسی بیطرف را ادامه دهد یا موضعگیریهای صریحتر و ارزشمحورتر اتخاذ کند. در هر صورت، او باید نقش واتیکان را در جهانی که نهادهای چندجانبه در حال تضعیف و هنجارهای بینالمللی در حال فروپاشیاند، از نو تعریف کند.
تعمیق روابط با دیگر کلیساهای مسیحی
تلاش برای تحقق وحدت مسیحیان همچنان یکی از مأموریتهای اصلی کلیسای کاتولیک است. در دوران پاپ فرانسیس، گفتوگوی تقریبی «مسیحی-مسیحی» پیشرفتهایی داشت، بهویژه با کلیساهای ارتدوکس. دیدار تاریخی او در سال ۲۰۱۶ با پاتریارک کیریل از مسکو نقطهی عطفی بود، گرچه جنگ در اوکراین این روابط را تیره کرد.
پیشرفتهای دیگر در زمینه گفتوگوی بینمذهبی، مانند توافقهایی درباره شهادت مشترک[3] یا همکاری در امور بشردوستانه، همچنان ادامه دارد. با این حال، اختلافها همچنان پابرجاست، بهویژه با کلیساهای اونجلیکال و پنطیکاستی که در جنوب جهانی با سرعت در حال رشد هستند و اغلب تعالیم کلیسای کاتولیک را به چالش میکشند.
پاپ آینده باید این روابط را با دقت پی بگیرد، بیآنکه هویت کاتولیکی کلیسا را مخدوش سازد. بسیاری از کاردینالها بر این باورند که وحدت مسیحیان نه هدفی سیاسی، بلکه گواهی زندهای بر پیام انجیل در جهانی پراکنده و پرآشوب است.
احیای دعوت دینی و بازاندیشی در زندگی روحانیت
کمبود کشیش در بسیاری از کشورها، بهویژه در اروپا و آمریکای شمالی، به بحرانی جدی بدل شده است. حتی در مناطقی که هنوز شمار قابل توجهی از داوطلبان روحانیت وجود دارد، مانند برخی نقاط آفریقا و آسیا، مسائلی دربارهی کیفیت آموزش و فرهنگ روحانیت مطرح است.
یکی از چالشها، تضمین آموزشهایی است که هم دل و هم ذهن را شکل دهد: آموزشهایی با بنیان معنوی، عمق فکری و آگاهی شبانی. موضوع دیگر، افت روحیه در میان کشیشانی است که یا از اصلاحات اخیر سردرگم شدهاند یا در پی رسواییها دلزدهاند.
پاپ جدید ممکن است نیاز داشته باشد به اصلاحات ساختاری نیز بپردازد (مانند گسترش نقش رهبری افراد غیرروحانی، ارتقای جایگاه دائمی شماسها، یا بازاندیشی در مدلهای سنتی اداره کلیساها) تا اطمینان حاصل شود که خدمات شبانی همچنان پویا و در دسترس باقی میماند، حتی در شرایط کاهش شمار روحانیون.
زبانی برای امید در جهانی بحرانزده
جهان امروز سرشار از اضطراب است: از بحران اقلیمی گرفته تا جنگ، بیثباتی اقتصادی و گسست اجتماعی. بسیاری، بهویژه جوانان، در جستجوی معنا هستند. کلیسا باید بیش از پاسخ، امید عرضه کند.
پاپ فرانسیس اغلب از شادی، رحمت و مهربانی بهعنوان پادزهر ناامیدی سخن میگفت. او بر کلیسا بهمثابهی «بیمارستان صحرایی» تأکید داشت، نه قلعهای بسته. پاپ آینده باید همین رویکرد را ادامه دهد، اما همچنین زبان و بیانی تازه بیابد که بتواند با کسانی که فراتر از دیوارهای کلیسا زندگی میکنند نیز ارتباط برقرار کند.
اعتبار پاپ آینده تنها به وضوح آموزهها یا مدیریت نهادها وابسته نیست، بلکه به توانایی او در لمس دلها بستگی دارد. همانطور که یکی از ناظران واتیکان گفته است: «در زمانهای شکسته، مردم در جستجوی کسی هستند که بتواند با ژرفترین ترسها و آرزوهایشان سخن بگوید و راهی بهسوی التیام بنمایاند.»[4]











