یادداشت | جنگ در ایران: هفتاد سال روابط بی‌وقفه میان واتیکان و تهران

از زمان درگذشت [آیت‌الله سید] علی خامنه‌ای، انتشار دوبارهٔ تصاویری از پاپ فرانسیس در حال دیدار با مقام‌های ایرانی، در ایالات متحده جنجال تازه‌ای برانگیخته است. پشت این تصاویر، رابطه‌ای قدیمی و پیوسته میان واتیکان و ایران قرار دارد؛ پیوندی که امروز آسیب‌پذیر شده و در عین حال محدودیت‌های دیپلماسی‌ای را نشان می‌دهد که از قطع رابطه پرهیز می‌کند.

از زمان درگذشت [آیت‌الله سید] علی خامنه‌ای، انتشار دوبارهٔ تصاویری از پاپ فرانسیس در حال دیدار با مقام‌های ایرانی، در ایالات متحده جنجال تازه‌ای برانگیخته است. پشت این تصاویر، رابطه‌ای قدیمی و پیوسته میان واتیکان و ایران قرار دارد؛ پیوندی که امروز آسیب‌پذیر شده و در عین حال محدودیت‌های دیپلماسی‌ای را نشان می‌دهد که از قطع رابطه پرهیز می‌کند.

تصاویر بارها در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. پس از درگذشت رهبر جمهوری اسلامی، عکس‌های قدیمی از دیدارهای پاپ فرانسیس با مسئولان ایرانی دوباره در شبکه‌های اجتماعی آمریکایی دست‌به‌دست شد. یکی از این تصاویر به‌ویژه توجه‌ها را جلب کرد: عکسی از ماه مه ۲۰۲۲ که در آن پاپ در واتیکان از آیت‌الله اعرافی، که امروز یکی از اعضای نهاد موقت اداره‌کنندهٔ ایران است، استقبال می‌کند.

برخی این تصویر را نشانهٔ نزدیکی نادرست با حکومتی دانستند که در واشینگتن به‌شدت مورد انتقاد است. گروهی دیگر پرسیدند: چرا کرسی مقدس (واتیکان) همچنان روابط خود را با جمهوری اسلامی حفظ کرده است؟ این رابطه چه معنایی دارد، آن هم در زمانی که ایران در واکنش به حملات اسرائیل و آمریکا از هر سو پاسخ می‌دهد؟

در واقع، این جنجال بیش از هر چیز نشان‌دهندهٔ ناآشنایی با نوع خاصی از دیپلماسی است. روابط دیپلماتیک میان واتیکان و ایران موضوع تازه‌ای نیست؛ این روابط در سال ۱۹۵۴ برقرار شد، بسیار پیش از انقلاب اسلامی. مهم‌تر آنکه پس از سال ۱۹۷۹ نیز هرگز قطع نشد.

وقتی شاه سقوط کرد و آیت‌الله خمینی جمهوری اسلامی را اعلام کرد، بسیاری از کشورهای غربی روابط خود را با ایران قطع کردند. اما واتیکان نمایندگی خود را حفظ کرد.

یک منبع در واتیکان می‌گوید: «این تصمیم نشانهٔ تأیید یا همدلی نبود. این رویکرد بخشی از یک اصل ثابت در دیپلماسی پاپی است: گفت‌وگو با همه، حتی و به‌ویژه زمانی که دیگران دیگر سخن نمی‌گویند. واتیکان روابط را بر اساس دوستی یا دشمنی تعریف نمی‌کند، بلکه بر اساس حضور می‌سنجد. قطع رابطه یعنی از دست دادن هرگونه امکان تأثیرگذاری، حتی اگر بسیار محدود باشد.»

نقد سکولاریزاسیون

ایران، مانند دیگر کشورها، در ایتالیا دو سفیر دارد: یکی نزد دولت ایتالیا و دیگری نزد واتیکان. سفیر ایران در واتیکان محمدحسین مختاری است که از سال ۲۰۲۳ در رم مشغول به کار است. از سوی دیگر، واتیکان نیز در تهران نمایندهٔ دیپلماتیک (نونسیو) دارد، هرچند این سمت از زمان انتقال اسقف آندژی یوزوویچ به سریلانکا در ۳۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶ خالی مانده است.

اگرچه نمی‌توان از میانجی‌گری‌های رسمی سخن گفت، اما حفظ ارتباط با تهران گاه نقشی غیرمستقیم ایفا کرده است. برای مثال در جریان بحران گروگان‌گیری در سفارت آمریکا در تهران (۱۹۷۹ تا ۱۹۸۱) که ۴۴۴ روز طول کشید، کانال‌های غیرمستقیمی برای کاهش تنش‌ها بررسی شد. به گفتهٔ یک منبع دیپلماتیک در رم، در آن زمان واتیکان، به‌ویژه از طریق نمایندهٔ پاپ، آنیبال بوگنینی، که از طرف ژان پل دوم عمل می‌کرد، به‌عنوان واسطه‌ای احتمالی مطرح شد؛ زیرا به‌عنوان بازیگری همسو با هیچ‌یک از طرف‌ها دیده نمی‌شد. جالب آنکه تنها چند سال بعد، در ۱۹۸۴، ایالات متحده روابط دیپلماتیک کامل با واتیکان برقرار کرد.

رابطه‌ای چندلایه

به گفتهٔ فرانسوا مابیل، مدیر «رصدخانهٔ ژئوپلیتیک دین» در مؤسسهٔ روابط بین‌الملل و راهبردی فرانسه (IRIS)، رابطهٔ میان رم و تهران در چند سطح عمل می‌کند.

او توضیح می‌دهد: «می‌توان سه بُعد در این رابطه تشخیص داد. نخست بُعد دیپلماتیک است: تبادل‌های منظم و تماس‌های تلفنی، برای مثال میان رئیس‌جمهور ایران و کاردینال پیترو پارولین، دبیر دولت واتیکان، دربارهٔ موضوعاتی مانند صلح، حقوق بشر یا مسئلهٔ فلسطین. دوم بُعد راهبردی است: در سطح برداشت‌های سیاسی، ایران واتیکان را بازیگری غربی اما مستقل می‌بیند؛ نهادی متفاوت از ایالات متحده که نسبت به سکولاریزاسیون انتقاد دارد و به ارزش‌های خانواده پایبند است. و در نهایت بُعد گفت‌وگوی میان‌دینی است؛ در سال‌های اخیر حدود ده نشست مشترک میان طرفین، با سازمان‌دهی نهاد واتیکانی مسئول گفت‌وگوی ادیان، برگزار شده است.»

به‌رسمیت شناختن اهمیت ژئوپلیتیکی ایران

از دههٔ ۱۹۹۰، این همایش‌ها نهادهای کاتولیک و مراکز دینی نظام شیعی ایران را گرد هم می‌آوردند تا دربارهٔ موضوعاتی مانند کرامت انسانی، خانواده و نقش دین در جامعهٔ معاصر گفت‌وگو کنند. این مباحث حتی در بالاترین سطوح سیاسی نیز مورد تبادل نظر قرار گرفته است.

برای نمونه، در نوامبر ۲۰۱۰ در تهران، کاردینال فرانسوی ژان-لوئی توران، که در آن زمان رئیس شورای پاپی گفت‌وگوی ادیان بود، نامه‌ای از پاپ بندیکت شانزدهم را به محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور وقت ایران، تحویل داد. این نامه پاسخی بود به پیامی که احمدی‌نژاد چند هفته پیش از آن برای پاپ فرستاده بود. رئیس‌جمهور ایران در آن پیام خواستار «همکاری نزدیک میان ادیان الهی» در برابر سکولاریسم غربی شده بود. محتوای پاسخ پاپ هرگز علنی نشد، اما این رویداد نشان می‌دهد که حتی با چهره‌های بحث‌برانگیز حکومت ایران نیز کانال ارتباطی مستقیمی برقرار بوده است.

پاپ فرانسیس نیز تلاش کرد این گفت‌وگو را در بلندمدت حفظ کند. سفر او به عراق در سال ۲۰۲۱ و دیدار تاریخی‌اش با آیت‌الله علی سیستانی، عالی‌ترین مرجع دینی شیعه، در همین چارچوب تفسیر شد. با این حال، شاید روشن‌ترین اقدام پاپ آرژانتینی، اعطای مقام کاردینالی به دومینیک ماتیو، اسقف اعظم لاتین تهران–اصفهان، بود.

در رم این انتصاب به‌عنوان نشانه‌ای از به‌رسمیت شناختن اهمیت ژئوپلیتیکی ایران تعبیر شد و هم‌زمان تلاشی برای تقویت حضور کاتولیک‌ها در کشوری که اکثریت جمعیت آن شیعه هستند. با این حال، واقعیت در داخل ایران شکننده‌تر از آن چیزی است که از بیرون به نظر می‌رسد.

یک منبع در رم می‌گوید: «از زمانی که او کاردینال شد، مقامات ایرانی عملاً کلیسای او را خالی کردند. بسیاری از مؤمنان در تهران زنانی فیلیپینی بودند که با مردان ایرانی ازدواج کرده بودند. مقامات از آنها خواستند اسنادی را امضا کنند و از آن پس دیگر اجازهٔ حضور در کلیسا را ندارند. در کلیسای کاردینال ماتیو، که تنها کشیش کاتولیک کشور است، اکنون فقط کارکنان دیپلماتیک حضور دارند. او حتی به این فکر افتاده که آیا باید در ایران بماند یا نه.»

نبود عمق واقعی در روابط

به این ترتیب، کلیسای کاتولیک در ایران، که از نظر جمعیتی همواره اقلیتی کوچک بوده است، اکنون به شکلی تناقض‌آمیزی از همان انتصابی آسیب دیده که قرار بود نشانهٔ تداوم روابط باشد. این وضعیت نشان می‌دهد که تصور نزدیک شدن تدریجی دو طرف چندان ساده نیست. از سوی دیگر، در رم نیز گفت‌وگوهای الهیاتی با دشواری پیش می‌رود. پدر کریستوفر کلوهسی، استاد مؤسسهٔ پاپی مطالعات عربی و اسلام‌شناسی (PISAI) در رم، می‌گوید: «گفت‌وگوی شیعه و کاتولیک دیگر مانند گذشته استوار نیست.»

هیئت‌های کاتولیک کمتر به ایران سفر می‌کنند، زیرا بیم آن دارند که حضورشان برای اهداف تبلیغاتی مورد استفاده قرار گیرد. در مقابل، به گفتهٔ او، «ایران مرتب هیئت‌هایی به رم می‌فرستد؛ هیئت‌هایی که اغلب اعلام نشده و حتی دعوت هم نشده‌اند. آنها تلاش می‌کنند با پاپ دیدار کنند یا در مؤسسهٔ ما در PISAI با ما ملاقات داشته باشند. ما از آنها استقبال می‌کنیم، اما هیچ آمادگی قبلی و هیچ عمق واقعی در این دیدارها وجود ندارد. در عمل، اتفاق مهمی رخ نمی‌دهد.»

با این حال برای تهران، پذیرفته شدن در رم همچنان ارزش نمادین زیادی دارد. گفت‌وگو با پاپ به معنای آن است که ایران کاملاً در انزوا قرار نگرفته است.

برای واتیکان نیز مسئله این است که رشتهٔ ارتباط را حفظ کند، بدون آنکه به حکومتی مشروعیت بدهد که گاه از سرکوب خونین نیز ابایی ندارد. در بحران‌های متعدد سال‌های گذشته، از جنگ ایران و عراق گرفته تا تنش‌های هسته‌ای و خروج آمریکا از توافق وین در سال ۲۰۱۸، واتیکان همواره خواستار کاهش تنش و حمایت از چارچوب‌های چندجانبه بوده و در عین حال هرگز ارتباط با تهران را قطع نکرده است. اکنون باید دید در شرایط تحولات جدید منطقه‌ای و دوران پس از [آیت‌الله] خامنه‌ای، آیا این کانال ارتباطیِ آرام و محتاطانه هنوز می‌تواند نقشی ایفا کند یا نه.[1]


[1] la-croix.com/religion/guerre-en-iran-entre-le-vatican-et-teheran-70-ans-de-relations-ininterrompues-20260303

نوشته های مرتبط

منشورات ذات صلة

Related posts

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

أحدث المحتوى

Latest News

پربحث ترین مطالب

المحتوى الأكثر مناقشة

The Most Discussed

پیمایش به بالا