یادداشت | جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

شاید بتوان هدف غایی و مهم رژیم صهیونیستی و آمریکا از تشدید تنش با ایران را دل بستن به ایجاد جنگ داخلی و اغتشاش گسترده در داخل ایران دانست؛ چرا که اقتدار دفاعی ایران باعث شده از رویارویی مستقیم نظامی به نتیجه‌ای نرسند.

این مسئله از سوی دونالد ترامپ به صراحت بارها اعلام شده و او به ارسال سلاح برای بخشی از کردهای مستقر در عراق، جهت ورود به ایران، اعتراف کرده است. مارک لوین، کارشناس آمریکایی نیز که از چهره‌های نزدیک به ترامپ است، در توییتی نوشته است: «ما باید به مردم ایران برای آزادسازی کشورشان کمک کنیم و می‌توانیم این کار را انجام دهیم. می‌توانیم بدون حضور نیروهای‌مان در میدان و بدون گرفتار شدن در یک جنگ بی‌پایان، این کار را انجام دهیم. ما می‌توانیم آن‌ها را آموزش دهیم، مسلح کنیم و حمایت کنیم.» علاوه بر این مسئله، سپاه پاسداران از شناسایی و ضبط محموله سنگین سلاح‌های آکبند آمریکایی خبر داد که توسط گروهک‌های تروریستی، از شمال عراق قصد ورود به کشور را داشتند.

با توجه به این خبرها، کاملاً مشخص است که ایجاد جنگ داخلی در ایران به یک گزینه اصلی در بین مقامات آمریکایی و صهیونیستی تبدیل شده است. تجربه منطقه نشان داده هر جا واشنگتن با شعار آزادسازی و حمایت از ملت‌ها وارد شده، نتیجه نهایی چیزی جز بی‌ثباتی، فروپاشی امنیت و جنگ داخلی نبوده است. از عراق و سوریه گرفته تا لیبی و افغانستان، همه این کشورها با همین ادبیات هدف قرار گرفتند؛ اما خروجی نهایی، گسترش ناامنی، تجزیه اجتماعی و تضعیف ساختارهای ملی بود. به همین دلیل، سخنان اخیر چهره‌های نزدیک به ترامپ درباره «آموزش»، «تسلیح» و «حمایت» از مخالفان ایرانی را باید در قالب یک پروژه امنیتی برای فرسایش قدرت داخلی ایران فهمید.

هدف اصلی چنین راهبردی، گرفتار کردن ایران در یک بحران درونی و انتقال میدان تقابل از سطح منطقه‌ای به داخل کشور است. آمریکا و رژیم صهیونیستی به‌خوبی می‌دانند که ایران طی سال‌های اخیر توانسته در بسیاری از پرونده‌های منطقه‌ای به بازیگری تعیین‌کننده تبدیل شود و همین مسئله، موازنه قدرت را در غرب آسیا تغییر داده است. در چنین شرایطی و با توجه به شکست حمله مستقیم نظامی، ایجاد شکاف داخلی، تحریک ناآرامی‌ها و فعال‌سازی گروه‌های مسلح می‌تواند هزینه‌های امنیتی و سیاسی بر ایران تحمیل کند و تمرکز کشور را از عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی به مسائل داخلی معطوف سازد.

در این چارچوب، ارسال سلاح، حمایت رسانه‌ای از آشوب، فعال‌سازی شبکه‌های مجازی و استفاده از گروهک‌های مسلح، قطعات مختلف یک پازل واحد هستند. اعتراف برخی چهره‌های آمریکایی به ضرورت «مسلح کردن» مخالفان ایرانی نیز دقیقاً در همین راستا قابل ارزیابی است. این گزاره که آمریکا می‌خواهد بدون حضور مستقیم نظامی، ساختار داخلی ایران را دچار فرسایش کند، نشان می‌دهد پروژه «جنگ ترکیبی» علیه ایران وارد مرحله پیچیده‌تری شده است؛ مرحله‌ای که در آن، جنگ رسانه‌ای، عملیات روانی، فشار اقتصادی و تحرکات امنیتی، به‌صورت همزمان به کار گرفته می‌شوند.

با این حال، مهم‌ترین مسئله در مواجهه با چنین سناریویی، نحوه مدیریت داخلی است. مقابله با پروژه بی‌ثبات‌سازی صرفاً یک مسئله امنیتی نیست، بلکه ابعاد اجتماعی، اقتصادی و رسانه‌ای گسترده‌ای دارد. طبیعی است که نخستین لایه مقابله، لایه امنیتی باشد. کنترل مرزها، مقابله با قاچاق سلاح، شناسایی شبکه‌های خرابکار و جلوگیری از نفوذ گروه‌های مسلح، بخشی از الزامات اولیه هر کشوری در برابر تهدیدات خارجی است. هیچ کشوری در جهان اجازه نمی‌دهد گروه‌های مورد حمایت قدرت‌های خارجی، امنیت داخلی آن را هدف قرار دهند.

اما در کنار این مسئله، لایه مهم‌تر، حفظ انسجام اجتماعی و سرمایه ملی است. تجربه کشورهای منطقه نشان داده که موفقیت پروژه‌های بی‌ثبات‌سازی زمانی ممکن می‌شود که انسجام و اتحاد ملی تضعیف شود. به همین دلیل، تقویت همبستگی ملی یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های امنیت ملی محسوب می‌شود.

نوشته های مرتبط

منشورات ذات صلة

Related posts

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

أحدث المحتوى

Latest News

پربحث ترین مطالب

المحتوى الأكثر مناقشة

The Most Discussed

پیمایش به بالا