در سپتامبر ۲۰۲۶ کتابی با عنوان بحثبرانگیز «آیة الله العظمى AI» به قلم حسن تراب به عربی منتشر شد؛ اثری که یک پرسش آیندهنگرانه را از سطح گفتوگوهای فناورانه فراتر میبرد و به قلب مباحث فقه، اصول فقه و نظریه معرفت دینی وارد میکند: اگر هوش مصنوعی بتواند متون انبوه را بررسی، اقوال را گردآوری و طبقهبندی، وجوه استدلال را بازسازی و حتی برای یک مسئله فقهی پاسخ استدلالی تولید کند، نسبت این «خروجی» با اجتهاد، فتوا و حجیت شرعی چه خواهد بود؟
اهمیت کتاب از همین جابهجایی زاویه دید آغاز میشود. مسئله فقط این نیست که هوش مصنوعی تا چه اندازه «باهوش» است یا پاسخهایش چقدر دقیق به نظر میرسند؛ پرسش بنیادیتر آن است که آیا سعه اطلاعاتی، سرعت پردازش و قدرت شبیهسازی استدلال، برای تحقق عنوان فقیه، احراز ملکه اجتهاد یا اثبات حجیت یک فتوا کفایت میکند یا نه. کتاب، از ابتدا بر یک تمایز اساسی تأکید میگذارد: خوببودنِ عملکرد یک سامانه با حجیت شرعیِ خروجی آن یکسان نیست.
ساختار اثر نیز نشان میدهد که با یک بحث تکموضوعی و فناورانه مواجه نیستیم، بلکه با تلاشی نظاممند برای بازخوانی مجموعهای از مفاهیم بنیادین علم اصول در مواجهه با یک فناوری نوظهور روبهرو هستیم. کتاب در شش باب سامان یافته است. در باب نخست، نویسنده مفاهیم اجتهاد، افتاء و مرجعیت را از نو صورتبندی میکند و سپس شروط اجتهاد و مرجعیت را با این پرسش میسنجد که کدامیک ماهیتی شخصی دارند و کدامیک صرفاً ناظر به کارکرد و صلاحیت معرفتیاند.
در همین بخش، هوش مصنوعی نیز نه بهصورت یک مفهوم کلی و مبهم، بلکه از منظر فنی و معرفتی بررسی میشود: سازوکار مدلهای زبانی بزرگ، ورودیهای معرفتی، امکان بهروزرسانی و شخصیسازی، محدودیتهای ساختاری و تفاوت میان «پردازش متن» و «فهم دلالی» از جمله محورهای بحث است. نتیجه این رویکرد آن است که مسئله پیش از هر داوری فقهی، به یک «تصور دقیق از موضوع» نیاز دارد؛ همان اصل روششناختی که داوری بر هر چیزی را فرع بر تصور آن میداند.
یکی از نکات برجسته کتاب، تفکیک چهار سطح از حضور هوش مصنوعی در فرایند استنباط است: هوش مصنوعی بهعنوان ابزار جستوجو و جمعآوری، بهعنوان ابزار ترجیح تحت نظارت مجتهد، بهعنوان تولیدکننده پاسخ فقهی با نظارت انسانی، و سرانجام بهعنوان «مرجع مستقل مفروض». این تفکیک اهمیت زیادی دارد؛ زیرا حکم فقهی و اصولی درباره این چهار وضعیت الزاماً یکسان نیست. ممکن است استفاده از هوش مصنوعی در گردآوری منابع یا پیگیری اقوال، مسئلهای از جنس اعتماد به ابزار باشد، اما تبدیلشدن آن به مرجع مستقل، مسئله را به حجیت، شرایط مرجع و حتی اسناد فتوا میکشاند.
باب دوم کتاب مستقیماً به «حجیت» میپردازد و سه مسیر مهم را در برابر مخاطب قرار میدهد: رجوع به خبره، وثوق عقلایی، و ادله ارجاع به فقیه. در اینجا یکی از پرسشهای کلیدی اثر شکل میگیرد: آیا یک خروجی میتواند بهعنوان «طریق» مورد اعتماد قرار گیرد، حتی اگر خودِ سیستم، فقیه به معنای متعارف نباشد؟ این پرسش، بحث را از دوگانه ساده «انسان یا ماشین» خارج میکند و به تمایز میان شخصِ صاحب فتوا و ابزار یا طریقِ تولید معرفت میبرد.
کتاب در ادامه، موضوعاتی مانند حجیت موتورهای جستوجو و ابزارهای دیجیتال در فحص از مدارک، امکان الگوریتمیکردن برخی اصول عملی همچون استصحاب، برائت، احتیاط و تخییر، و نیز شرط اعلمیت را بررسی میکند. بهویژه بحث «اعلمیت» از منظر این پرسش بازخوانی میشود که آیا اعلمیت وصفی برای یک شخص انسانی است یا میتوان آن را، دستکم در فرض نظری، وصفی برای کیفیت و برتری معرفت دانست. اینجاست که عنوان کتاب «آیة الله العظمى AI» از یک بازی زبانی فراتر میرود و به یک فرضیه نظری تبدیل میشود.
باب سوم، مسئله مرجعیت را مستقیماً در کانون بحث قرار میدهد: آیا مرجعیت منصبی شخصی است یا یک کارکرد معرفتی؟ سپس نویسنده شرایط مرجع را به شروط شخصی و معرفتی تفکیک میکند و سراغ مفاهیمی چون نیابت، وکالت و نظارت انسانی میرود. یکی از بخشهای مهم این باب، بحث مسئولیت دینی و اخلاقی در برابر خطای یک فتوای ماشینی است: توسعهدهنده، نهاد ناظر، مجتهدی که خروجی را میپذیرد، و مکلفی که بر اساس آن عمل میکند، هر یک چه سهم و مسئولیتی دارند؟ از این منظر، بحث هوش مصنوعی فقط مسئله «تولید پاسخ» نیست؛ مسئله زنجیرهای از اعتماد، انتساب، نظارت و مسئولیت است.
در باب چهارم، کتاب از فقه و اصول به سطح عمیقترِ معرفتشناسی دینی میرود. فلسفه زبان، دلالت نصوص شرعی، قرائن و سیاق، ظهور لفظی، انصراف عرفی، ذوق فقهی، تجربه اجتهادی، روح شریعت و مقاصد عامه در این بخش بررسی میشوند. پرسش اصلی اینجاست که کدامیک از این عناصر را میتوان در قالب مدلهای محاسباتی بازنمایی کرد و کدام بخشها بهسادگی در چارچوب الگوریتم قرار نمیگیرند. کتاب در این مسیر بر یک تفاوت مهم دست میگذارد: شبیهسازی یک فرایند با فهمیدن آن فرایند یکی نیست.
همین نگاه در ارزیابی معرفتی هوش مصنوعی نیز دیده میشود. سعه، جامعیت و سرعت استحضار از نقاط قوت آن شمرده میشوند، در حالی که غیاب آگاهی قصدی، شکنندگی زمینه و محدودیت در «معایشت» واقعی از جمله محدودیتهای مورد بررسیاند. ثبات یا تغییرپذیری خروجیها، امکان تعلیل و توثیق، و مسئله «جعبه سیاه» نیز در کنار معیارهای کیفیت و قابلیت بازبینی مطرح میشوند. بنابراین کتاب بهجای آنکه دقت محاسباتی را کافی بداند، بر «قابلیت اعتماد» به معنای وسیعتر آن تمرکز میکند.
باب پنجم به اعتراضهای اصلی اختصاص دارد؛ از این ایراد که عنوان «فقیه» بر سیستم ماشینی صدق نمیکند، تا فقدان شروط شخصی، تردید در امکان احراز ملکه اجتهاد و مشکل انتساب فتوا به ماشین. در کنار اینها، اشکالات کلامی و اخلاقی نیز مطرح میشوند: مسئله الهام و تسدید الهی، حذف بُعد انسانی مرجعیت، خطر یکسانسازی فضای فقهی، و پیامدهای اجتماعی و نهادیِ مرجعیت ماشینی. کتاب سپس پاسخهایی مبتنی بر «وظیفه معرفتی»، «وثوق عقلایی» و «نظارت انسانی» را صورتبندی و نقد میکند.
اما شاید مهمترین وجه تمایز این اثر آن باشد که بحث را صرفاً در سطح نظری رها نمیکند. باب ششم به آزمون تطبیقی اختصاص دارد و برای سنجش استنباط انسانی و خروجی ماشینی، معیارهایی برای انتخاب نمونه، طراحی پروتکل مقایسه، اندازهگیری دقت و کیفیت و تحلیل نتایج در نظر میگیرد. مطالعات موردی در فقه عبادات، مسائل مستحدثه و موقعیتهای تعارض یا تزاحم، قرار است روشن کنند که هوش مصنوعی در کدام سطوح مزیت دارد و در کدام نقاط با محدودیت روبهرو میشود. در این مقایسه، چهار محور برجستهاند: پوشش منابع، کیفیت استنتاج و تعلیل، مواجهه با واقعیتهای زنده و متغیر، و میزان شفافیت و قابلیت پاسخگویی.
از این رو، «آیة الله العظمى AI» را میتوان تلاشی برای پاسخدادن شتابزده به این پرسش دانست؛ نه برای صدور یک حکم قطعی پیش از آنکه مبانی کافی فراهم شده باشد، بلکه برای تعیین دقیق محل نزاع. مجموعه نمودارهای مفهومی کتاب نیز همین رویکرد را فشرده میکنند: کیفیت استنباط، حجیت خروجی و شرایط مرجعیت سه ضلع اصلی مسئلهاند و هیچیک را نمیتوان بهسادگی جایگزین دیگری کرد.
در نهایت، پرسش اساسی کتاب شاید نه این باشد که «آیا هوش مصنوعی میتواند فتوا بدهد؟» بلکه این باشد که «برای اعتماد اصولی و شرعی به یک خروجی فقهی چه شرایطی باید احراز شود، و کدامیک از این شرایط اساساً قابل انتقال به یک نظام غیرانسانی است؟» همین تغییر صورت مسئله، «آیة الله العظمى AI» را به اثری درباره آینده فناوری به معنای صرف کلمه محدود نمیکند؛ این کتاب در عین حال درباره آینده اجتهاد، مفهوم تخصص، معنای حجیت و حدود مکنهشدنِ معرفت دینی است.
عنوان کتاب، در نگاه نخست میتواند طنزآمیز یا حتی تحریککننده به نظر برسد؛ اما محتوای آن نشان میدهد که پشت این عنوان، یک آزمایش فکری جدی قرار دارد: اگر روزی یک سامانه بتواند در پوشش منابع، سرعت فحص و برخی اشکال استدلال از توان فرد انسانی فراتر رود، آیا این برتری، خودبهخود به معنای تحقق اجتهاد و مرجعیت خواهد بود؟ پاسخ نهایی، بهگفته ساختار و منطق کتاب، وابسته به مجموعهای از مسائل پیچیدهتر است: از حقیقت «خبرگی» و «ملکه اجتهاد» گرفته تا وثوق عقلایی، انتساب فتوا، مسئولیت و نسبت فهم با محاسبه.
مخاطب کتاب «آیة الله العظمى AI» هر پژوهشگری است که به نقطه تلاقی فناوری، معرفت، نهادهای تخصصی و دین علاقهمند باشد، در این کتاب با مسئلهای روبهرو میشود که بهاحتمال زیاد در سالهای آینده بیش از پیش از یک بحث نظری به یک مسئله واقعی تبدیل خواهد شد. ارزش اصلی اثر نیز شاید در همین باشد: باز گذاشتن باب بحث، در زمانی که خودِ موضوع با سرعتی بیشتر از بسیاری از چارچوبهای حقوقی، علمی و نهادی در حال تغییر است.[1]
[1] instagram.com/7asanturab/p/DdTurbrutEl











