سید عبدالله اسقاف، استاد مطالعات غرب آسیا و مسئول اتاق ایران در دانشگاه براویجایا اندونزی، در نشست تخصصی «حج؛ میعادگاه وحدت» که امروز (چهارشنبه) به همت مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی برگزار شد، به بحث در مورد چگونگی درک حج توسط دکتر علی شریعتی نه تنها به عنوان یک آیین مذهبی، بلکه به عنوان منبع قدرتمندی از آگاهی معنوی، برابری اجتماعی، آگاهی سیاسی و مقاومت در برابر ظلم پرداخت.
وی گفت: حج اغلب به عنوان یک عمل عبادی فردی، سفری به سرزمین مقدس یا تکرار سنت حضرت ابراهیم (ع) دیده میشود. با این حال، علی شریعتی تفسیر و درکی عمیقتر ارائه میدهد. حج از نظر او قلب یک سیستم جامع آگاهی است و معنویت را با مسئولیت اجتماعی و عبادت را با مبارزه تاریخی پیوند میدهد. حج فرار از دنیا نیست. در عوض، فرآیندی است که انسانها را متحول میکند. از طریق حج، فرد دعوت میشود تا از دغدغه فردی به آگاهی جمعی، از نفس به تسلیم و از انفعال به سوی مسئولیت حرکت کند. بنابراین، حج به تجلی زندهای از توحید یا توحید در عمل تبدیل میشود.
وی ادامه داد: از نظر علی شریعتی توحید، تنها باور به یگانگی خدا نیست. توحید همچنین یک جهانبینی است که جدایی بین دین و زندگی، بین معنویت و سیاست و بین عبادت و عدالت را رد میکند. این معنا در حج قابل مشاهده است. وقتی میلیونها زائر احرام یکسانی میپوشند، جایگاه اجتماعی از بین میرود. ثروت، نژاد، ملیت و مقام دیگر یک فرد را تعریف نمیکنند. همه در برابر خداوند متعال برابرند. این برابری نه تنها نمادین است، بلکه نقدی بر بیعدالتی مدرن است که در آن مردم اغلب بر اساس طبقه، قدرت و ثروت تقسیم میشوند. از طریق توحید، انسانها از تسلیم شدن در برابر انسانهای دیگر آزاد میشوند. کسی که فقط تسلیم خداوند سبحان و تعالی است، نباید تسلیم استبداد، استثمار یا ظلم شود.
وی خاطرنشان کرد: مورد بعدی، چگونگی درک ما از حج به عنوان تسلیم و انقیاد است. این بُعد مهم حج، تسلیم کامل در برابر خداوند است. وقتی زائران برای احرام وارد میقات میشوند، هویتهای قدیمی خود را پشت سر میگذارند. تجمل، غرور و جایگاه اجتماعی و جاهطلبی دنیوی از بین میرود. آنچه باقی میماند یک انسان به عنوان بنده خداست. تلبیه صرفا یک دعا نیست. بلکه یک اعلام وجودی است که ای پروردگار، من اینجا هستم. این به معنای پاسخ به دعوت خدا و رد تسلیم در برابر هر چیزی غیر از اوست. از این منظر، شریعتی یک پارادوکس مهم را نشان میدهد. آزادی واقعی با تسلیم در برابر خدا آغاز میشود. کسی که فقط تسلیم خدا شود، شجاعت مقاومت در برابر قدرت کاذب را خواهد داشت.
اسقاف در مورد قربانی کردن و روح حضرت ابراهیم (ع)، گفت: حضرت ابراهیم (ع) در معنای حج محوریت دارد. شریعتی حضرت ابراهیم (ع) را فقط به عنوان یک پیامبر تاریخی نمیبیند. بلکه او را یک شخصیت انقلابی نیز میبیند. حضرت ابراهیم (ع) سرزمین خود را برای حقیقت ترک کرد. او بتها را نابود کرد و اقتدار استبدادی را به چالش کشید. مراسم قربانی در طول حج نیز معنای عمیقتری دارد و فقط مربوط به ذبح یک حیوان نیست. این درباره قربانی کردن نفس، ترس، راحتی و دلبستگی شخصی است. شریعتی میگوید هر کسی اسماعیل خودش را دارد که باید قربانی شود. این اسماعیل میتواند جاهطلبی، ترس، ثروت، قدرت یا هر چیزی باشد که مانع اطاعت از خدا و تعهد به عدالت میشود.
وی در ادامه به رمی جمره و نماد مقاومت اشاره کرد و افزود: آیین رمی جمره معمولا به عنوان طرد نمادین شیطان درک میشود؛ اما شریعتی این معنا را گسترش میدهد. جمره نمایانگر تمام نیروهایی است که بشریت را از حقیقت دور میکنند. این شامل استبداد سیاسی، استعمار، سرمایهداری استثمارگر، سلطه فرهنگی و بیعدالتی میشود. بنابراین، رمی جمره نه تنها یک عمل نمادین، بلکه اعلام مقاومت است. مسلمانی که از حج برمیگردد، نباید یک فرد منفعل باقی بماند. حج باید شجاعت اخلاقی ایجاد کند. باید افرادی را تربیت کند که آماده مقابله با ظلم باشند و حقیقت را در جامعه تعریف کنند.
استاد مطالعات غرب آسیا ادامه داد: جنبه بعدی در مورد آگاهی سیاسی اسلامی است. علی شریعتی این ایده را که دین باید از سیاست جدا باشد، به شدت رد کرد. از نظر او، اسلام دین رهایی است. با این حال، سیاست حج، سیاست تنگنظرانهای مانند رقابت برای قدرت نیست. این سیاست، سیاست تمدنی، مبارزه برای ساختن عدالت، جامعهای شرافتمند و آزاد بر اساس ارزشهای تعریف شده است. حج، مسلمانان را از ملتها، زبانها، فرهنگها و پیشینههای اجتماعی متعدد گرد هم میآورد و این مراسم به فضایی جهانی برای گفتوگو و وحدت تبدیل میشود. همچنین ایده امت که جامعهای فراتر از مرزهای قومی و ملی است را آشکار میکند. حج به مسلمانان یادآوری میکند که همه آنها یک جهت، یک تاریخ و یک مسئولیت را به اشتراک میگذارند.
وی خاطرنشان کرد: ایده شریعتی تأثیر زیادی بر فضای فکری و معنوی قبل از انقلاب اسلامی ایران داشت. در رژیم شاه، که اقتدارگرا و به شدت با قدرت غرب همسو بود، شریعتی اسلام را برای نسل جوان بازتفسیر کرد. او اسلام را نه به عنوان یک دین منفعل، بلکه به عنوان یک ایدئولوژی رهاییبخش معرفی کرد. درک او از حج به مردم کمک کرد تا ببینند که عبادت میتواند آگاهی جمعی ایجاد کند. جامعه مسلمانان صرفا مجموعهای از افراد نبود، بلکه یک بدن بود که میتوانست در برابر استبداد مقاومت کند. شریعتی همچنین فداکاری حضرت ابراهیم (ع) را با فداکاری امام حسین (ع) در کربلا مرتبط دانست و تاکید میکرد که مقاومت در برابر بیعدالتی نه تنها یک اقدام سیاسی، بلکه یک وظیفه معنوی نیز هست. بنابراین حج یکی از بزرگترین درسهای وحدت را آموزش داده است. میلیونها مسلمان صرف نظر از نژاد، جنسیت، زبان، ملیت یا طبقه اجتماعی گردهم میآیند؛ اما این وحدت به معنای یکسانی نیست و تنوع را از بین نمیبرد. در عوض، جهتگیری مشترکی به سوی توحید ایجاد کرد. از نظر شریعتی، مشکل واقعی جامعه مسلمانان خودِ تفاوت نیست. مشکل واقعی، عدم موفقیت در ایجاد آگاهی جمعی است.
اسقاف تصریح کرد: حج همچنین مقاومت را میآموزد. اسلام پذیرش منفعلانه ظلم را تشویق نمیکند. تاریخ پیامبران شاهد مبارزه مداوم علیه استبداد بوده است. بنابراین، درک واقعی از حج باید به تعهد اخلاقی نسبت به ستمدیدگان و به حاشیه راندهشدگان منجر شود. ما در جهانی زندگی میکنیم که با جنگ، فقر، نابرابری اقتصادی، اسلامهراسی، بحران اخلاقی و سلطه فرهنگی روبهرو است. در این زمینه، حج درسهای مهمی ارائه میدهد. اول، سادگی را در میان مصرفگرایی میآموزد. دوم، همبستگی را در میان فردگرایی میآموزد و سوم، برابری را در میان بیعدالتی جهانی میآموزد. حج به بشریت یادآوری میکند که برده مادیگرایی، ثروت یا قدرت نشود. اگر حج به درستی درک شود، به منبعی برای بیداری اخلاقی و احیای تمدن برای جهان اسلام تبدیل میشود.
استاد مطالعات غرب آسیا در پایان گفت: حج صرفا سفر فیزیکی به کعبه نیست، بلکه سفری به سوی آگاهی است. از طریق حج، مسلمانان توحید، برابری، فداکاری، مسئولیت، وحدت و مقاومت در برابر ظلم را به یاد میآورند. از دیدگاه شریعتی، حج عبادت را به قدرت اجتماعی تبدیل میکند. ایمان را با عدالت، معنویت را با شجاعت و مناسک را با تحول پیوند میدهد. عمیقترین معنای حج، رهایی است، رهایی از منیت، رهایی از هویتهای کاذب، رهایی از استبداد و رهایی از هر نوع تسلیمی جز تسلیم در برابر خداوند سبحان و تعالی. بنابراین، چالش امروز مسلمانان این است که حج را نه تنها به عنوان یک آیین رسمی، بلکه به عنوان منبع زنده آگاهی، وحدت و مقاومت درک کنند.











