مراسم تشییع آیتالله سیدعلی خامنهای، علاوه بر بازتاب گسترده در ایران و عراق، در محافل امنیتی و راهبردی آمریکا نیز واکنشهای قابل توجهی برانگیخت. در میان این واکنشها، اظهارات جو کنت، رئیس اسبق مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا، اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا او نه از موضع یک مفسر رسانهای، بلکه از منظر یک مقام امنیتی سابق سخن گفته است.
کنت در آغاز تحلیل خود صریحاً از غافلگیری نسبت به ابعاد مراسم سخن گفت:
«بعد از دیدن مراسم تشییع آیتالله خامنهای، احساس کردم درباره ایران به من دروغ گفته شده است. در واقع این حرف تا حدی درست است. من پدیده همگرایی حول پرچم را میفهمم، اما نه در این حد. انتظار چند میلیون نفر را داشتم، اما با اعدادی روبهرو شدیم که بسیار فراتر بود.»
این اعتراف، مهمترین بخش سخنان اوست؛ زیرا نشان میدهد که دستکم بخشی از برآوردهای پیشین درباره میزان حمایت اجتماعی از نظام سیاسی ایران، از نگاه او نیازمند بازنگری است. کنت تأکید میکند که اصل همبستگی ملی پس از یک بحران، برای تحلیلگران آمریکایی پدیدهای شناختهشده بود، اما گستره آن در این مورد فراتر از انتظار بود.
او در ادامه، مراسم تشییع را صرفاً یک آیین سوگواری نمیداند، بلکه آن را عاملی مؤثر بر آینده دیپلماسی میان تهران و واشنگتن توصیف میکند:
«این موضوع مذاکرات ما را بسیار بسیار دشوار خواهد کرد. نه فقط به خاطر عوامل نظامی، بلکه چون کشتن رهبر ایران ما را تقریباً ده برابر به عقب انداخت.»
به باور کنت، حتی مقامهای ایرانی که ممکن بود به مذاکره تمایل داشته باشند، اکنون با محدودیت شدید افکار عمومی مواجهاند. او میگوید:
«عراقچی و قالیباف، کسانی که باید پشت میز مذاکره با ما بنشینند، در مراسم تشییع حضور داشتند و دیدند که ایرانیها پس از کشته شدن رهبرشان چگونه رفتار میکنند. بنابراین واقعاً نمیتوانند امتیاز مهمی به ما بدهند.»
یکی از محورهای اصلی تحلیل کنت، تفاوت میان ترور قاسم سلیمانی و کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی است. او تصریح میکند:
«بسیاری از ایرانیها، حتی کسانی که سلیمانی را عمیقاً تکریم میکردند، میدانستند که او یک فرمانده نظامی بود… اما این موضوع کاملاً متفاوت است.»
کنت سپس به بُعد مذهبی ماجرا اشاره میکند و میگوید:
«ما یک شخصیت مذهبی را کشتیم… و بعد در حالی که هنوز در میانه مراسم عزاداری و تشییع بودند، جنگ را از سر گرفتیم؛ در حالی که پیکر او هنوز در کربلا بود، و این برای شیعیان اهمیت بسیار زیادی دارد.»
این بخش از سخنان او نشان میدهد که تحلیلش صرفاً بر مبنای موازنه نظامی نیست، بلکه به نقش نمادهای دینی و آیینهای سوگواری شیعی نیز توجه دارد.
کنت همچنین معتقد است که این اقدام نتیجهای معکوس برای راهبرد آمریکا داشته است:
«اسرائیلیها ما را با خود همراه کردند تا رهبر ایران را بکشیم، و نتیجه این شد که یک پدیده همگرایی حول پرچم ایجاد کردیم؛ بهطوری که مسیرهای دیپلماتیک عملاً از بین رفت.»
او در جای دیگری همین نکته را با صراحت بیشتری بیان میکند:
«مردم ایران اکنون بسیج و متحد شدهاند. آنها دههها شاهد حمله و ویرانی کشورهای همسایهشان بودهاند و حالا کشتن رهبر مذهبیشان این همبستگی را تشدید کرده است.»
پیامد این تحول، از نگاه کنت، محدود به داخل ایران نیست. او هشدار میدهد:
«شیعیان فقط در ایران نیستند. این موضوع سالها، اگر نگوییم دههها یا نسلها، طول خواهد کشید تا آسیب واردشده به تصویر آمریکا در ایران و دیگر کشورها جبران شود.»
برای توضیح شدت واکنش ایرانیان، کنت از یک قیاس استفاده میکند که در رسانههای آمریکایی نیز بازتاب یافت:
«اگر چنین اتفاقی در آمریکا رخ میداد، اگر رئیسجمهور، همسرش، فرزندش و چند مقام ارشد دولت همزمان کشته میشدند، فکر نمیکنم چیزی وجود داشت که ما برای گرفتن انتقام در برابرش توقف کنیم.»
این قیاس، هرچند از نظر همه تحلیلگران پذیرفتنی نیست، نشان میدهد که او واکنش ایران را در چارچوب الگوهای شناختهشده روانشناسی سیاسی و نه به عنوان رفتاری استثنایی تحلیل میکند. در مجموع، سخنان جو کنت تصویری متفاوت از برخی روایتهای رایج در غرب ارائه میدهد. او نه تنها از غافلگیری نسبت به ابعاد مراسم تشییع سخن میگوید، بلکه معتقد است این رویداد سه پیامد همزمان داشته است: تقویت همبستگی ملی در ایران، دشوارتر شدن هرگونه مذاکره با آمریکا، و افزایش هزینههای سیاسی واشنگتن در میان جوامع شیعی منطقه. فارغ از اینکه این ارزیابی در آینده تا چه اندازه تأیید یا رد شود، نفس بیان چنین دیدگاهی از سوی رئیس اسبق مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا نشان میدهد که مراسم تشییع آیتالله خامنهای، حتی در محافل راهبردی غرب، صرفاً یک رویداد تشریفاتی تلقی نشده است.[1]
[1] youtube.com/watch?v=AvpbEyTqqgw











