یادداشت | چه چیزی در انتقاد اسقف‌های آمریکایی از سیاست خارجی ترامپ جدید است و چه چیزی نیست؟

در هفته‌های اخیر، رهبران کاتولیک روزبه‌روز بیشتر در انتقاد از سیاست خارجی دولت ترامپ صریح‌تر شده‌اند، به‌ویژه در مورد مداخله نظامی آن در ونزوئلا و رفتار تهدیدآمیز درباره گرینلند.

در هفته‌های اخیر، رهبران کاتولیک روزبه‌روز بیشتر در انتقاد از سیاست خارجی دولت ترامپ صریح‌تر شده‌اند، به‌ویژه در مورد مداخله نظامی آن در ونزوئلا و رفتار تهدیدآمیز درباره گرینلند.

در ۱۹ ژانویه ۲۰۲۶، سه کاردینال که رهبری اسقفی بزرگ‌ترین اسقفی‌نشین‌های ایالات متحده را بر عهده دارند، بلیز کوپیچ از شیکاگو، رابرت مک‌الرای از واشینگتن دی.سی. و جوزف توبین از نیوارک، بیانیه مشترک نادری صادر کردند. آن‌ها نوشتند: «ایالات متحده وارد عمیق‌ترین و پرتنش‌ترین بحث اخلاقی درباره بنیاد اقدامات آمریکا در جهان از زمان پایان جنگ سرد شده است»، و خواستار «یک سیاست خارجی واقعاً اخلاقی» شدند.

کاردینال‌ها در این بیانیه به سخنرانی سالانه پاپ لئو چهاردهم به دیپلمات‌های واتیکان اشاره کردند که در اوایل همان ماه ایراد شده بود، جایی که پاپ ابراز تأسف کرده بود که «حرص به جنگ در حال گسترش است» و «قاعده‌ای که استفاده از زور را هدایت می‌کند کاملاً زیر سؤال رفته است».

در مصاحبه‌های پیگیری، کوپیچ عملیات آمریکا برای دستگیری رئیس‌جمهور نیکلاس مادورو را مورد انتقاد قرار داد و گفت این اقدام پیام «قدرت، حق است» را منتقل می‌کند. توبین هم اشاره کرد که برخی اعضای دولت ترامپ به نظر می‌رسد که در حال پیشبرد «تقریباً یک محاسبه داروینی هستند که نیرومندان زنده می‌مانند و ضعیفان شایسته زندگی نیستند».

به عنوان یک مشاور پیشین سیاست خارجی کنفرانس اسقف‌های کاتولیک ایالات متحده و اکنون مدیر مطالعات صلح کاتولیک در مؤسسه کِراک دانشگاه نوتردام، می‌دانم که بیانیه کوتاه کاردینال‌ها چقدر نادر است که تبدیل به خبر اصلی شود، به ویژه به این دلیل که آنچه گفتند عمدتاً آموزه‌های دیرین کلیسا را تکرار می‌کرد.

با این حال، جدیدتر، اظهارات اسقف اعظم تیموتی بروگلیو بود که رهبری اسقفی خدمات نظامی را بر عهده دارد. در دسامبر ۲۰۲۵، بروگلیو نقدی مفصل درباره اخلاق و قانونی بودن حملات دولت ترامپ به قایق‌ها در کارائیب منتشر کرد. در مصاحبه‌ای در ژانویه با بی‌بی‌سی، وقتی پرسیده شد که آیا تهاجم به گرینلند می‌تواند عادلانه تلقی شود، گفت: «من هیچ شرایطی نمی‌بینم که این امر عادلانه باشد».

اینکه یک اسقف اعظم خدمات نظامی اخلاق مداخلات نظامی خاص آمریکا را زیر سؤال ببرد، غیرمعمول است. پس از این کار، حتی غیرمعمول‌تر است که از رهبران کشور بخواهد وجدان پرسنل نظامی را رعایت کنند «با اینکه از آن‌ها خواسته نشود در اقدامات غیراخلاقی شرکت کنند»، و به نیروهای مسلح یادآوری کند که «نافرمانی از چنین دستوری از نظر اخلاقی قابل قبول است».

تمام این اظهارات، میراث اسقف‌های آمریکایی در مخالفت با تقریباً همه مداخلات نظامی بزرگ ایالات متحده پس از ویتنام، به جز تهاجم به افغانستان، را ادامه می‌دهند.

جنگ عادلانه

این مخالفت منعکس‌کننده سنت دیرینه «جنگ عادلانه» در کلیسای کاتولیک است و رویکرد روزافزون محدودکننده آن نسبت به اینکه چه چیزی «عادلانه» محسوب می‌شود.

معیارهای جنگ عادلانه محدود می‌کنند که چه زمانی، چرا و چگونه می‌توان از زور استفاده کرد. بر اساس کتاب اعتقادات کاتولیک، رفتن به جنگ تنها در مواردی مشروع است که روش‌های دیگری برای جلوگیری از «ضرر طولانی، شدید و قطعی» وجود نداشته باشد، احتمال موفقیت منطقی باشد، و جنگ «شرورها و آشوب‌هایی بزرگ‌تر از شر مورد هدف» ایجاد نکند.

به عبارت دیگر، جنگ باید «آخرین راه حل در شرایط شدید باشد، نه ابزار عادی سیاست ملی»، همان‌طور که کاردینال‌ها در بیانیه خود اشاره کردند. کلیسای کاتولیک فرض می‌کند که جنگ شکست سیاست است.

این رویکرد محدودکننده، که برخی از کاتولیک‌های محافظه‌کار آن را «صلح‌طلبی کاربردی» می‌نامند، باعث شده رهبران کلیسا در مقابل مداخلات نظامی آمریکا قرار بگیرند که تفسیری بسیار گسترده‌تر از جنگ عادلانه دارند. رویکرد گسترده‌تر فرض می‌کند که جنگ ممکن است آخرین راه باشد، اما همچنان یک شکل سیاست است، یک ابزار در جعبه‌ابزار سیاست خارجی.

انتقاد در دوران جنگ سرد

این رویکردهای متضاد به‌ویژه در مناقشه هسته‌ای اوایل دهه ۱۹۸۰ و بحث درباره تهاجم عراق در سال ۲۰۰۳ مشهود بود.

وقتی رونالد ریگان برای نخستین بار به ریاست جمهوری رسید، دولت او یک برنامه گسترده برای افزایش زرادخانه هسته‌ای راه‌اندازی کرد و تسلیحات هسته‌ای میان‌برد را در اروپا مستقر نمود و استدلال کرد که آمریکایی‌ها در جنگ سرد از شوروی عقب مانده‌اند.

در سال ۱۹۸۳، اسقف‌های آمریکایی نامه‌ای بسیار تأثیرگذار منتشر کردند با عنوان «چالش صلح» که با عناصر اصلی سیاست هسته‌ای دولت مخالفت داشت. آن‌ها خواستار توقف مسابقه تسلیحاتی، مخالفت با نخستین استفاده از سلاح هسته‌ای و ابراز تردید درباره اخلاقیات حتی استفاده محدود دوم یا تلافی‌جویانه از این تسلیحات شدند.

این نامه ۱۰۳ صفحه‌ای تأثیر مستقیمی بر سیاست هسته‌ای آمریکا نداشت، اما باعث شد سنت جنگ عادلانه دیگر توسط سیاستگذاران و تحلیلگران قدیمی و منسوخ تلقی نشود. این بیانیه در آکادمی‌های نظامی جزو منابع الزامی بود.

یکی از طراحان ابتکار دفاع استراتژیک ریگان، «جیمز واتکینز» رئیس عملیات نیروی دریایی، طبق گفته روزنامه‌نگار جان نیوهاوس، از انتقاد کلیسا نسبت به بازدارندگی ناراضی بود. واتکینز دفاع موشکی را جایگزینی از نظر اخلاقی برتر می‌دانست، و به همین دلیل برنامه مشهور «جنگ ستارگان» به کنگره و عموم مردم که در ابتدا تردید داشتند، معرفی شد.

بدون جنگ پیشگیرانه

بحث درباره استفاده بیش از حد مجاز از زور به اوج خود رسید در آستانه تهاجم دولت بوش به عراق در سال ۲۰۰۳. دولت بوش استدلال می‌کرد که نیروهای نظامی نباید تنها محدود به دفاع در برابر تجاوز شوند. از دید آن‌ها، جنگ پیشگیرانه برای حذف خطر بالقوه‌ای که عراق پس از ۱۱ سپتامبر ایجاد می‌کرد، توجیه می‌شد: حکومتی سرکش، با سلاح‌های کشتار جمعی و ارتباط با تروریست‌های جهانی.

پاپ ژان پل دوم، اسقف‌های آمریکایی و رهبران کاتولیک در سراسر جهان به شدت اعتراض کردند و گفتند چنین آموزه‌ای سنت جنگ عادلانه و حقوق بین‌الملل را تضعیف می‌کند. همان‌طور که کاردینال جوزف راتزینگر، که بعدها پاپ بندیکت شد، در سال ۲۰۰۲ گفت: «مفهوم «جنگ پیشگیرانه» در کتاب اعتقادات کاتولیک دیده نمی‌شود».

همین‌طور از مه ۲۰۰۲، اسقف‌های آمریکایی سلسله جلساتی با مقامات کاخ سفید برگزار کردند و از آن‌ها خواستند به جنگ نروند. در مارس ۲۰۰۳، ژان پل دوم کاردینال ایتالیایی پیو لاگی را برای تحویل شخصی نامه‌ای به رئیس‌جمهور جورج بوش فرستاد تا همان توصیه را به او منتقل کند.

زمینه جدید

اینکه رویکرد ایده‌آل‌گرایانه و جهان‌وطنی کلیسا در امور بین‌الملل با سیاست خارجی واقع‌گرایانه و «ضدجهانی شدن» آمریکا در تضاد باشد، پدیده‌ای تازه نیست. در واقع، اسقف‌ها در گذشته حتی صریح‌تر از امروز انتقاد کرده‌اند.

اما آنچه از زمان پایان جنگ سرد جدید است، نگرانی روزافزون رهبران کلیسا درباره سیاست خارجی است که عمداً قوانین و هنجارها را زیر پا می‌گذارد. دولت‌های گذشته برای مداخلات نظامی خود توجیهات قانونی و اخلاقی ارائه می‌کردند، مانند ادعای دولت بوش که تهاجم به عراق جنگی عادلانه بود.

ترامپ، با این حال، هیچ‌گونه ظاهرسازی از پیشینیان خود را حفظ نکرد و به روزنامه نیویورک تایمز گفت: «به حقوق بین‌الملل نیاز ندارم». تنها محدودیت قدرت بین‌المللی او، گفت، «اخلاق خودم است».

بیانیه‌های اسقف‌ها درباره سیاست خارجی دولت او نسبت به گذشته اندک و محتاطانه است. اما با رهبری یک پاپ آمریکایی، ممکن است این‌ها نخستین گام‌ها در مخالفتی عمومی و فعال‌تر توسط رهبران کاتولیک باشد.[1]


[1] theconversation.com/what-is-and-isnt-new-about-us-bishops-criticism-of-trumps-foreign-policy-274499

نوشته های مرتبط

منشورات ذات صلة

Related posts

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

أحدث المحتوى

Latest News

پربحث ترین مطالب

المحتوى الأكثر مناقشة

The Most Discussed

پیمایش به بالا