رام امانوئل، یکی از نامزدهای احتمالی ریاستجمهوری آمریکا، در گفتوگویی با یونیت لوی، مجری پربینندهترین شبکه خبری تجاری اسرائیل، هشدارهایی صریح و برای مخاطبان اسرائیلی تکاندهنده مطرح کرد. او گفت مسئله اسرائیل دیگر فقط مشکلی درون حزب دموکرات نیست؛ «اسرائیل در خودِ آمریکا مشکل دارد.» به گفته او، اسرائیل به «یک کشور مطرود» تبدیل شده، آمریکا را از دست داده، اروپا را از دست داده و در عوض «سومالیلند» را به دست آورده است؛ تعبیری که سپس با کنایهای ییدیشمآبانه آن را «معاملهای» بس ناموفق خواند. امانوئل جنگ غزه را «بیپروا» دانست و گفت این جنگ در خدمت منافع امنیتی اسرائیل نبوده است؛ شماری از مقامهای ارشد دستگاه امنیتی اسرائیل نیز به گفته او همین ارزیابی را دارند و سیاست کنونی دولت اسرائیل را «قابل دوام» نمیدانند. از نظر او، آمریکا باید پرداخت یارانه به بودجه نظامی اسرائیل را متوقف کند و همچون دیگر متحدان مورد اعتماد خود، تسلیحات را با شرایط و قیمت یکسان در اختیار اسرائیل بگذارد. «اسرائیل باید یک متحد باشد، نه یک کشور وابسته.»
امانوئل همان روز به نظرسنجویی اشاره کرد که نشان میداد زهران ممدانی در میان یهودیان آمریکایی از بنیامین نتانیاهو محبوبتر است. او نام خانوادگی ممدانی را نیز عمداً «مندانی» تلفظ کرد؛ چنانکه اندرو کومو در مناظره انتخابات شهرداری نیویورک در اکتبر ۲۰۲۵ چنین کرده بود. بعید است این اشتباه سهوی بوده باشد؛ بیشتر به بیاعتنایی عامدانه به شهردار جوان و نماد نفوذ روزافزون جناح سوسیالیست دموکرات حزب دموکرات شباهت داشت. امانوئل میخواهد جایگاه خود را بهعنوان یک دموکرات میانهرو تثبیت کند و در برابر سوسیالدموکراتهای جناح چپ بایستد، اما در همان حال بهخوبی میداند که خود حزب دموکرات در موضوع اسرائیل آشکارا به سمت چپ حرکت کرده است.
تنها پنج سال پیش، طرح چنین مواضعی از سوی امانوئل میتوانست آینده سیاسی او را پایان دهد. حمایت از قطع کمکها به اسرائیل، زیر سؤال بردن حمایت آمریکا از اسرائیل یا حتی انتقاد از نتانیاهو تقریباً تابو بود. حمایت از اسرائیل از ارکان اصلی هر کارزار انتخاباتی ریاستجمهوری به شمار میرفت و برای توصیف مناسبات واشنگتن و تلآویو از این عبارت استفاده میشد که «هیچ فاصلهای وجود ندارد». آمریکاییها پس از هفتم اکتبر با اسرائیل ابراز همدردی کردند؛ جو بایدن به اسرائیل رفت تا در برابر دوربینها نتانیاهو را در آغوش بگیرد و مقامهای ارشد امنیتی اسرائیل نیز از حمایت آمریکا تمجید کردند. امانوئل همچنان حمله مرگبار حماس را محکوم میکند، اما نزدیک به سه سال جنگ غزه، با دستکم ۸۰ هزار کشته فلسطینی و اظهارات چندین حقوقدان برجسته بینالمللی درباره ارتکاب نسلکشی در غزه، فضای سیاسی آمریکا را دگرگون کرده است. نظرسنجیهای گالوپ نشان میدهند ۵۳ درصد یهودیان آمریکا با پاسخ نظامی اسرائیل مخالفاند و تنها ۸ درصد از مجموع دموکراتها اقدامات اسرائیل را تأیید میکنند. حتی نانسی پلوسی، از حامیان دیرینه اسرائیل، همراه با ۱۰۳ دموکرات مجلس نمایندگان به کاهش کمکها به اسرائیل رأی داد.
رام امانوئل، شهردار ۶۳ ساله پیشین شیکاگو، سفیر سابق آمریکا در ژاپن، رئیس دفتر کاخ سفید در دوره باراک اوباما و مشاور ارشد پیشین بیل کلینتون، اکنون برای کارزار ریاستجمهوری ۲۰۲۸ خود زمینهچینی میکند. او در چندین مصاحبه اخیر، تقریباً همین خط را دنبال کرده است: سخنرانی اصلی خود را در دانشگاه تلآویو ایراد کرده که نیویورکتایمز آن را پوشش داده و با دیوید رمپیک در نیویورکر، گیدئون راچمن و ادوارد لوس در فایننشالتایمز و ولف بلیتزر در سیانان گفتوگو کرده است؛ مهمان برنامه اینترنتی جیم آکوستا و دان سنور بوده و در نشستهای مؤسسه اسپن و شورای روابط خارجی نیز حضور یافته است. او همزمان بر هویت یهودی و پیوندهای شخصی عمیق خود با اسرائیل تأکید میکند: پدرش در اورشلیمِ دوران قیمومت بریتانیا به دنیا آمده و در جنگ ۱۹۴۸ اسرائیل جنگیده است، خود او تابستانهای کودکیاش را در اسرائیل گذرانده و در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ بهعنوان داوطلب غیرنظامی با ارتش اسرائیل همکاری کرده است. با این حال، آشکارا میگوید از نتانیاهو بیزار است و یادآوری میکند که از دهه ۱۹۹۰ او را میشناسد و با او در ارتباط بوده است.
معرفی نتانیاهو بهعنوان عامل اصلی مسیر «غیرقابل دوام» اسرائیل و تبدیل آن به کشوری «مطرود»، برای یهودیان لیبرال آمریکا و اسرائیلیهای وابسته به احزاب اپوزیسیون جذاب است؛ همه آنان میتوانند امیدوار باشند که با کنار رفتن نتانیاهو و روی کار آمدن ائتلافی از احزاب مخالف، راه بازگشت گشوده شود، هرچند هیچیک از احزاب اصلی اپوزیسیون سیاستی اساساً متفاوت از دولت کنونی در قبال غزه ارائه نکردهاند. امانوئل نیز از بردن نام «نسلکشی» بهعنوان علت اصلی مطرود شدن اسرائیل پرهیز میکند و بهجای آن از واژه نسبتاً ملایم «بیپروا» بهره میگیرد؛ در حالی که بنا بر ارزیابی محتاطانه، حدود ۸۰ هزار فلسطینی کشته شدهاند، تقریباً تمام زیرساختهای غزه ویران شده و ارسال غذا و کمکهای پزشکی عمداً محدود شده است. او میداند که اکثریت یهودیان آمریکا از نتانیاهو منزجرند، اما با تعبیر «نسلکشی» مشکل دارند؛ تا اندازهای از آن رو که این واژه را نخستین بار یک حقوقدان یهودی برای توصیف کشتار شش میلیون یهودی به دست نازیها وضع کرد. آنان همچنان پیوند عاطفی نیرومندی با اسرائیل دارند و ترجیح میدهند باور کنند که شالوده اسرائیل فینفسه سالم است و تنها رهبری آن بیمار شده و با تغییر دولت میتوان اوضاع را اصلاح کرد.
در خود اسرائیل، تقریباً اکثریت قاطع یهودیان، حتی در جناح چپ لیبرال صهیونیسم که از حقوق بشر فلسطینیان و راهحل دوکشوری دفاع میکند، تعبیر «نسلکشی» را بهکلی رد میکنند. این واژه تقریباً از گفتمان عمومی غایب است و بیشتر در میان بخش بسیار کوچکی از یهودیان اسرائیلیِ چپ رادیکال و غیرصهیونیست به کار میرود. اسرائیلیها همچنان بهشدت تحت تأثیر شوک هفتم اکتبر قرار دارند. تصاویر شهروندان کشتهشده اسرائیلی به بخشی از روایت ملی تبدیل شده و تقریباً همه نام گروگانها ــ یا دستکم گروگانهای یهودی؛ زیرا چند تن از آنان شهروند عرب اسرائیل و کارگر تایلندی بودهاند ــ را میدانند. اگر به مرگ و ویرانی غزه نیز بیندیشند، غالباً آن را «آسیب جانبی» ناخواسته جنگی ضروری میدانند.
گروگانها آزاد شدهاند، سربازان از غزه عقب نشستهاند و، هرچند برای ناظران بیرونی باورنکردنی باشد، برای اسرائیلیها جنگ پایان یافته تلقی میشود؛ با وجود آنکه بمبارانهای روزانه، کشتارهای مداوم، ویرانیهای گسترده و دهها هزار جسد همچنان وجود دارد. جنگ غزه بهسرعت در حال محو شدن از حافظه جمعی اسرائیل است و عملکرد رسانههای اسرائیلی نیز این روند را آسانتر کرده است؛ رسانههایی که تقریباً هیچ گزارشی از کشتهشدن فلسطینیان و ویرانی غزه ارائه نمیکنند، مگر آنجا که پیامدهای آن به زندگی اسرائیلیها مربوط باشد.
دو قسمت اخیر پادکستهای رسانههای لیبرال عبریزبان نشان میدهد که بحثهای داخل اسرائیل تا چه اندازه از بحثهایی که در خارج درباره اسرائیل جریان دارد جدا شده است. در یکی از آنها، خبرنگار هاآرتص و پژوهشگری که در زمینه تصویر عمومی اسرائیل در آمریکا تخصص دارد، افت بیسابقه جایگاه اسرائیل در آمریکا را به جنگ با ایران نسبت میدهند؛ از نظر آنان، آمریکاییها نتانیاهو را مسئول کشاندن کشورشان به جنگ و افزایش قیمت نفت میدانند و راه بهبود تصویر اسرائیل، کمک به آمریکاییها برای شناخت بهتر جامعه اسرائیل است. در قسمت دیگری، یک خبرنگار نظامی که پیشتر در جریان جنگ گفته بود هنگام به اسارت درآمدن اسرائیلیها نمیتواند با غیرنظامیان فلسطینی ابراز همدردی کند، میپذیرد که کاهش حمایت از اسرائیل در حزب دموکرات ناشی از «مرگ و ویرانی ایجادشده» در غزه است؛ اما بلافاصله بحث را به رویگردانی دوحزبی از اسرائیل میکشاند و از شکاف در جریان MAGA، از جمله مواضع تاکر کارلسون و نیک فوئنتس علیه اسرائیل و مخالفت کلی دونالد ترامپ با کمکهای خارجی به هر کشوری، سخن میگوید.
حتی آن بخش از جامعه اسرائیل که میپذیرد جهان از اقدامات اسرائیل در غزه خشمگین است، لزوماً مشروعیت اخلاقی این خشم را نمیپذیرد. برای بسیاری، حتی برای اسرائیلیهای لیبرال، جنگ واکنشی ضروری به هفتم اکتبر بوده و مرگ و ویرانی گسترده پیامدی ناخواسته به شمار میآید. یکی از روزنامهنگاران برجسته اسرائیلی، که خود لیبرال و از منتقدان سرسخت سیاستهای نتانیاهو است، با خشم اصرار کرده بود که «سربازان ما» هرگز عمداً غیرنظامیان یا بیمارستانها را هدف قرار نمیدهند و سپس پرسیده بود چرا غیرنظامیان غزه حماس را به خاطر کشاندن جنگ به منطقهشان در هفتم اکتبر سرزنش نمیکنند. همین پرسش نشاندهنده عمق شکاف شناختی میان دو جامعه است: هر یک منشأ رنج خود را در جایی متفاوت میبیند و مسئولیت فاجعه را از زاویهای کاملاً متفاوت تعریف میکند.
در همین حال، لیکودِ نتانیاهو در نظرسنجیها وضعیت خوبی ندارد و انتخابات ملی ۲۷ اکتبر بهعنوان آزمونی تعیینکننده برای آینده اسرائیل جلوه میکند: آیا کشور میتواند جایگاه خود را بهعنوان یک دموکراسی و عضوی محترم از جامعه جهانی بازیابد یا به کشوری مطرود بدل شود که برای یافتن دوستان مصلحتی ناچار باشد در میان رژیمهای سرکش و مستبد دنبال متحد بگردد؟ نشانههایی از استیصال نتانیاهو را میتوان در ویدیوی تبلیغاتی اخیر او در شبکههای اجتماعی دید؛ کلیپی ساختهشده با هوش مصنوعی که گادی آیزنکوت، رئیس سابق ستاد کل ارتش و رقیب سیاسی جدی او، را نشان میدهد که در مرغزاری سبز به سوی جوانی خندان با شباهتی عجیب به پسر کشتهشدهاش میدود. جوان تیشرت «اتحاد اسرائیلی» بر تن دارد، اما در لحظهای که انتظار میرود پدر و پسر یکدیگر را در آغوش بگیرند، آیزنکوت از کنار او میگذرد و منصور عباس، سیاستمدار عرب اسرائیلی و رهبر فهرست متحد عربی، را در آغوش میگیرد. صدای روی تصویر میگوید آیزنکوت بدون یائیر گولان، رهبر حزب دموکراتها، و احزاب عربی قادر به تشکیل دولت نیست.
یائیر لاپید و نفتالی بنت، دو رهبر اپوزیسیون، سوگند خوردهاند که از احزاب نماینده شهروندان فلسطینی اسرائیل برای پیوستن به ائتلاف حاکم دعوت نکنند، حتی اگر ائتلاف یهودی ـ عربی تنها راه تشکیل دولت باشد. آیزنکوت نشانههایی از انعطاف بیشتر در این زمینه نشان داده است و تحریکات نژادی علیه شهروندان فلسطینی اسرائیل نیز از تاکتیکهای دیرپای نتانیاهو بوده؛ تاکتیکی که در اسرائیل بسیار مؤثر است، شاید بیش از هر زمان دیگری پس از هفتم اکتبر. ویدیوی هوش مصنوعی موجی از خشم در اسرائیل به راه انداخت. کاربران در کانالهای ارتباطی نتانیاهو او را با واژههایی مانند «زباله» و «کثافت» خطاب کردند و او را متهم کردند که از تراژدی شخصی آیزنکوت برای دستاورد سیاسی بهرهبرداری کرده است. برخی نیز او را به خاطر آشکار کردن تاکتیکهای مأیوسانهاش به سخره گرفتند و پرسیدند آیا با این ویدیو از خط قرمز عبور کرده است یا نه.
برای یهودیان اسرائیلی، تراژدی جنگ غزه در کشتهشدن سربازان اسرائیلی معنا مییابد؛ برای بخش بزرگی از جهان، در فلسطینیانی که به دست همان سربازان جان باختهاند. این دو روایت نهتنها متفاوت، بلکه تقریباً ناسازگارند و هیچ نشانهای وجود ندارد که این شکاف شناختی در آیندهای نزدیک کاهش یابد. ناتوانی اسرائیلیها در دیدن تصویری که جهان از آنان دارد، ممکن است بهزودی از یک بحران در افکار عمومی و اعتبار بینالمللی فراتر رود و به انزوای سیاسی واقعی اسرائیل از جامعه ملل بینجامد.[1]
[1] newlinesmag.com/spotlight/mamdani-is-more-popular-with-american-jews-than-netanyahu











