در حالی که شمار قابل توجهی از مسلمانان شیعه در جنوب آسیا از آیتالله سید علی سیستانی، مرجع عالی حوزه علمیه نجف در عراق، پیروی میکنند، آیتاللههای ایران نیز از زمان انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ در شبهقاره پیروان زیادی داشتهاند.
با انتشار خبر کشته شدن آیتالله سید علی حسینی خامنهای در روز یکشنبه ۱ مارس ۲۰۲۶، در شهرها و مناطق مختلف هند که جمعیت شیعه دارند، از دره کشمیر و لداخ گرفته تا اوتار پرادش و کارناتاکا، اعتراضهایی شکل گرفت.
برای شیعیان، از جمله شیعیان هند، خامنهای فقط یک رهبر سیاسی که «رهبر عالی» ایران بود محسوب نمیشد، بلکه یک رهبر دینی نیز به شمار میرفت. روحانیان شیعه گفتهاند که اهمیت خامنهای برای این جامعه را میتوان با جایگاه پاپ برای مسیحیان مقایسه کرد.
در حالی که تعداد زیادی از شیعیان جنوب آسیا از آیتالله سیستانی، مرجع حوزه علمیه نجف در عراق، قدیمیترین حوزه علمیه شیعه در جهان، پیروی میکنند، خامنهای نیز در شبهقاره هند پیروان قابل توجهی داشت.
در زمانی که مرکز اصلی تشیع نجف بود، مداخلات سیاسی از سوی رهبران شیعه بسیار اندک بود. اما همه چیز با انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ و به قدرت رسیدن آیتالله روحالله خمینی تغییر کرد. خمینی مفهوم «ولایت فقیه» را رواج داد؛ دکترین سیاسی شیعه که بر اساس آن در دوران غیبت امام دوازدهم، که شیعیان دوازدهامامی معتقدند در پایان زمان ظهور خواهد کرد، فقیهان برجسته دینی باید حکومت کنند. این مفهوم که توسط خمینی مطرح و ترویج شد، اساس قانون اساسی ایران را تشکیل میدهد و قدرت عالی سیاسی و نظامی را در اختیار یک روحانی قرار میدهد.
بشیر علی عباس، کارشناس مسائل غرب آسیا و پژوهشگر ارشد شورای مطالعات راهبردی و دفاعی، میگوید: «از سال ۱۹۷۹، پروژهای که دولت ایران از طریق سفارتخانههایش دنبال کرد تقریباً ماهیتی تبلیغی و بسیار فعال داشت… روحالله خمینی (رهبر عالی ایران تا سال ۱۹۸۹) و جانشین او خامنهای اغلب بهعنوان بخشی جداییناپذیر از ایمان شیعی دیده شدهاند. این موضوع تقریباً همیشه بیشتر جنبه مذهبی داشته تا سیاسی. با این حال هنوز هم در هند شیعیانی هستند که نجف را بر قم (یکی از مراکز اصلی دینی ایران) ترجیح میدهند.»
پروژه ایران برای افزایش اهمیت خود در میان مسلمانان شیعه نتایج قابل توجهی به همراه داشت و اکنون بسیاری از شیعیان هند ایران را بهعنوان مرجعی دینی مینگرند. مقابله ایران با ائتلاف اسرائیل و ایالات متحده بر سر مسئله فلسطین نیز باعث شده است که ایران بهعنوان «تنها مبارز» در برابر قدرتهای امپریالیستی غربی دیده شود و همین امر نفوذ آن را در میان مسلمانان سراسر جهان که با آرمان فلسطین همدلی دارند افزایش داده است.
شیعیان در هند
مسلمانان شیعه در هند، بهویژه در بخشهایی از کشمیر، کارگیل و شهر لکهنو، احترام زیادی برای خامنهای قائل هستند. سادات رضوی در لکهنو و منطقه اوده در ایالت اوتار پرادش نسب خود را به ایران میرسانند. در قرن هجدهم، نوابهای اوده از جمله آصفالدوله شیعه بودند. حتی امروز نیز لکهنو جمعیت قابل توجهی از شیعیان دارد و بسیاری از آنان از نظر اقتصادی نسبت به مسلمانان سنی وضعیت بهتری دارند که این امر به آنان قدرت سیاسی بیشتری میدهد.
شیعیان بهطور سنتی در موضوعاتی که برای اکثریت مسلمانان مهم تلقی میشود چندان پرصدا نبودهاند. در جریان مناقشه چند دههای «رام جنمبومی» در آیودیا، هیئت مرکزی وقف شیعه در اوتار پرادش ادعای مالکیت مسجد بابری را مطرح کرد و استدلال نمود که این مسجد یک وقف شیعی است که توسط میر باقی، یکی از اشراف شیعه، در دوران بابر ساخته شده است. این هیئت همچنین با ادعای هیئت وقف سنی بر سر این مسجد مخالفت کرد. آنها از یک راهحل مسالمتآمیز و میانجیگرانه حمایت میکردند و حتی پیشنهاد دادند برای فراهم شدن امکان ساخت معبد رام در محل، مسجد در مکان دیگری ساخته شود.
اختلاف میان شیعه و سنی پدیدهای جهانی است و در هند نیز بهوضوح دیده میشود و موارد متعددی از درگیری میان این دو جامعه ثبت شده است. در سال ۲۰۰۵، «هیئت قانون احوال شخصیه شیعه هند» (AISPLB) تأسیس شد، زیرا شیعیان احساس میکردند «هیئت قانون احوال شخصیه مسلمانان هند» که تحت سلطه سنیها بود، نگرانیهای آنها را نادیده میگیرد.
مولانا یعسوب عباس، دبیرکل این هیئت، به روزنامه «ایندین اکسپرس» گفت:
«آیتالله علی خامنهای به شهادت رسیده است. ما دیشب در لکهنو تظاهرات برگزار کردیم. از طریق این اعتراضها پیامی به کشورهایی مانند بحرین، یمن، عربستان سعودی و دیگران میفرستیم. اینها کشورهایی هستند که به ایران آسیب رسانده و به آمریکا و اسرائیل در کشتن خامنهای کمک کردهاند. ما همچنان از مردم و دولت ایران حمایت خواهیم کرد.»
حزب BJP و شیعیان
جامعه شیعه که حدود ۱۵ درصد از جمعیت مسلمانان هند را تشکیل میدهد، بهطور سنتی روابط نسبتاً خوبی با حاکمیت، بهویژه با حزب بهاراتیا جاناتا (BJP)، داشته است. این جامعه که عمدتاً در لکهنو و برخی شهرهای دیگر مانند حیدرآباد، بودگام در کشمیر و کارگیل در لداخ متمرکز است، روابط خوبی با آتال بیهاری واجپایی، نخستوزیر پیشین و نماینده حزب BJP از حوزه لکهنو، و همچنین با راجنات سینگ، نماینده فعلی این شهر در پارلمان، داشته است.
رهبران حزب BJP در گذشته روابط نزدیکی با روحانیان شیعهای مانند کلبه جواد و کلبه صادق داشتند. با این حال، به گفته برخی منابع درون حزبی، یک رهبر ایالتی BJP از جامعه شیعه گفته است که این روابط در دوران یوگی آدیتیانات مانند گذشته نیست.
او گفت: «قبلاً رهبرانی مانند آتال جی بهطور علنی با جامعه ما تعامل داشتند. اما اکنون رهبرانی مانند یوگی آدیتیانات بهصورت عمومی با ما تعامل نمیکنند، هرچند گفتوگوهایی از طریق کانالهای غیررسمی وجود دارد. هنوز برای شیعیان در حزب BJP جا وجود دارد، اما نه به اندازه گذشته.»
نقطه عطف در روابط در لکهنو و ایالت اوتار پرادش به اعتراضهای ضد قانون شهروندی (CAA) در سال ۲۰۱۹ بازمیگردد؛ زمانی که شیعیان و سنیها در کنار هم به خیابان آمدند تا «نگرانیهای خود از احتمال سلب شهروندیشان» را بیان کنند. در آن زمان، سیبطین، پسر کلبه صادق، پس از آنکه از زنان معترض به قانون CAA در میدان «گنتا گهر» لکهنو دیدار کرد، در یک پرونده قضایی متهم شد.
رهبران BJP در لکهنو گفتهاند که اگرچه آدیتیانات تقریباً تفاوت میان مسلمانان شیعه و سنی را در سیاستهای ایالتی از بین برده است، اما بخشی از رهبری حزب همچنان طرفدار حفظ روابط «دوستانه» با جامعه شیعه هستند.[1]
[1] indianexpress.com/article/political-pulse/najaf-to-qom-ayatollah-khamenei-iran-and-shia-politics-in-india-10561815











