داستان تقابل دین و سکولاریسم (لائیسیته) در جمهوری ترکیه، قصهای به قدمت تاسیس این کشور بر پایههای کمالیسم است. این رویارویی، همواره یکی از عمیقترین، پیچیدهترین و پرالتهابترین گسلهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در تاریخ مدرن ترکیه بوده است. با این حال، با ورق خوردن تقویم و رسیدن به هفتههای منتهی به ماه رمضان در فوریه 2026، این قصه وارد فصل جدید، بیسابقه و به شدت قطبیشدهای شد. ماجرا در ظاهر از یک اتفاق اداری آغاز شد؛ صدور یک بخشنامه آموزشی ساده از سوی وزارت آموزش ملی ترکیه برای برگزاری ویژهبرنامههای ماه رمضان در مدارس دولتی که راوی یک نزاع تاریخی و ادامهدار برای بازتعریف هویت ملی، جایگاه دین در عرصه عمومی و معنای واقعی «لائیسیته» در ترکیهی قرن بیست و یکم بود.
اگر ورقهای این رویدادها در اواخر فوریه 2026 را با نگاهی انتقادی نسبت به لائیسیته سختگیرانه ترکی مرور کنیم، آنچه رخ داد بیش از آنکه داستان «عدول از سکولاریسم» باشد، روایت عبور از یک خوانش ارتدوکس و دولتمحور از آن است. در دهههای گذشته، تفسیر مسلط کمالیستی از ماده دوم قانون اساسی، عملاً به نوعی مهندسی فرهنگی از بالا منجر شده بود که دین را به کنج خانهها و حوزه خصوصی میراند و هرگونه نمایش آن در نهادهای عمومی بهویژه آموزش را خطری برای جمهوریت میپنداشت. در این بستر، اقدامات دولت در فوریه 2026، از جمله بخشنامههای رمضان در مدارس و بازتنظیم نمادهای آیینی در رسانهها را نمیتوان صرفاً تحمیل یک ایدئولوژی دانست؛ بلکه تلاشی بود برای آشتی دادن و بازتعریف نسبت دولت با اکثریت مذهبی جامعه. برای بخش بزرگی از بدنه محافظهکار، این روند پاسخی دیرهنگام به دههها احساس حاشیهنشینی بود؛ احساسی تلخ که ریشه در سایه سنگین یک سکولاریسم نخبهگرا و قیممآبانه داشت.
واکنش تند جریانهای سکولار، احزاب اپوزیسیون و برخی اقلیتهای مذهبی نیز در همین نمایشنامه قابل درک است، اما تقلیل این ماجرا به «آسیمیلاسیون» یا «مهندسی اجتماعی»، به معنای نادیدهگرفتن تغییرات شگرف جامعهشناختی ترکیه معاصر است. دعوای امروز بر سر خود معنای سکولاریسم است: آیا سکولاریسم باید همچنان به معنای حذف فعال دین از عرصه عمومی باشد، یا میتواند در قامت مدلی تنظیمگر ظاهر شود که امکان بازنمایی هویت اکثریت را در عین تضمین حقوق اقلیتها فراهم آورد؟ در این نگاه دوم، تربیت «نسل دیندار» یا آوردن مناسک به برنامههای عمومی، پروژهای برای استحاله هویتی جامعه نیست؛ بلکه کوششی است تا ساختار رسمی دولت با واقعیت فرهنگی کشوری که اکثریت قاطع آن خود را در چارچوب سنت اسلامی تعریف میکنند، همسو شود. از این زاویه، فوریه 2026 را باید نقطه عطفی در داستان گذار ترکیه از لائیسیته انضباطی به مدلی اجتماعیتر و بازتابندهتر دانست.
ریشههای تاریخی: سایه سنگین 28 فوریه 1997
برای فهمیدن شدت هیاهو و واکنشها در فوریه 2026، باید به گذشته سفر کرد؛ به روزهای تاریک و حافظه جمعی ناشی از «کودتای پستمدرن 28 فوریه 1997». در آن مقطع، شورای امنیت ملی ترکیه با صدور مصوباتی سختگیرانه علیه آنچه «خطر ارتجاع» میخواند، عملاً دولت نجمالدین اربکان را سرنگون و مسیر انحلال حزب رفاه را هموار کرد. این مداخله، سرآغاز فصل سردی از محدودیتهای گسترده علیه شهروندان مذهبی بود: از بستهشدن مدارس امامخطیب و مؤسسات قرآنی تا ممنوعیت حجاب در دانشگاهها و ادارات. سیاستی که با اخراج گسترده کارکنان و برپایی «اتاقهای اقناع» برای درهمشکستن روان دانشجویان محجبه همراه شد. این پاکسازیها، بهعنوان تجربهای دردناک از یک سرکوب ساختاری در حافظه محافظهکاران ثبت شد.[1]
حالا در آستانه بیستونهمین سالگرد آن روزهای شوم در فوریه 2026، تحلیلگران محافظهکار روایت میکنند که هرچند آن ساختار نظامی فروپاشیده، اما ذهنیت حذفی آن هنوز در کالبد گفتمان سکولار زنده است. برای آنان، حمله به برنامههای رمضان در مدارس، بازتاب همان رویکرد طردگرایانهای است که در 1997 با قدرت نظامی اعمال میشد. بنابراین، مقاومت دولت کنونی در برابر این فشارها، نه اقدامی علیه سکولاریسم، بلکه نبردی برای احیای حقوق مدنی اکثریت مذهبی و جبران بیعدالتیهای تاریخی تعبیر میشود.
بخشنامه «رمضان در قلب آموزش»: نهادینهسازی فرهنگی در سپهر تعلیم و تربیت
نقطه اوج داستان تنشهای فوریه 2026، بخشنامهای بود که در 12 فوریه از سوی وزارت آموزش ملی (MEB) با امضای یوسف تکین به 81 استان کشور ابلاغ شد. این دستورالعمل که ذیل «مدل معارف قرن ترکیه» و با شعار جذاب «رمضان در قلب آموزش» تنظیم شده بود، تمام مقاطع تحصیلی را دربرمیگرفت. این اقدام، یک چرخش آگاهانه از سکولاریسم انفعالی به سوی الگوی «تأیید فرهنگی» بود تا نهاد آموزش به جای حذف نمادهای دینی، با زیستجهان اکثریت جامعه همسو شود.[2]
طبق این بخشنامه، قرار بود مفاهیمی چون عدالت، نوعدوستی و میهندوستی از طریق افطارهای جمعی، کمک به نیازمندان، تزئین مدارس و اجرای سرودهای مذهبی به دانشآموزان منتقل شود. وزارتخانه به صراحت تاکید کرد که شرکت در این برنامهها کاملاً «داوطلبانه» است و باید حریم خصوصی روانشناختی کودکان حفظ شود.[3] حامیان طرح استدلال میکردند وقتی مناسک رمضان بخش جداییناپذیر زندگی مردم است، ایزوله کردن مدرسه از آن تنها یک گسست مصنوعی و تربیتی دوگانه ایجاد میکند. پس این بخشنامه نه نقض سکولاریسم، بلکه بازتعریف عملی آن برای ترمیم شکاف تاریخی دولت و جامعه بود.
اما این داستان تنها روی کاغذ نماند و با ورود نمادهای مذهبی به مدارس وارد فاز تازهای شد. سرود اسلامی «Hu der Hacılar» با صدای جلال کاراتوره که پس از استقبال از زائران عمره در فضای مجازی غوغا کرده بود، کمکم به جای زنگ تفریح برخی مدارس دولتی پخش شد. اوج این بحران در مدرسهای در کوجائلی رخ داد؛ جایی که اعتراض یک پدر (سونر آکبال) به این تغییر زنگ و انتشار ویدئوی آن، به نماد ملی تقابل بر سر مرزهای لائیسیته بدل شد. در حالی که منتقدان از تحمیل نمادین دین میگفتند، رئیسجمهور اردوغان آشکارا از دیدن همخوانی کودکان با نام خدا ابراز خرسندی کرد و آن را بازتاب هویت واقعی جامعه دانست.[4] این رویارویی، عمق شکاف گفتمانی بر سر مرزهای حضور دین در آموزش را نمایان ساخت.
درست در بحبوحه این درگیریها، پرده دیگری از این نمایش در قاب تلویزیون به تصویر کشیده شد. پخش قسمت دوم سریال «زیر همان باران» از شبکه ATV، طوفانی از خشم هویتی به پا کرد. داستان این سریال، تقابل دو خانواده همسایه یکی به شدت مذهبی و دیگری سکولار بود. نقطه اشتعال در صحنهای رخ داد که زن خانواده سکولار همسایه مذهبیاش را به شام دعوت کرده و در اقدامی شوکهکننده، روی میز «گوشت خوک» سرو میکند! وقتی مهمانان شوکه میشوند، او با طعنه میگوید: «من این را برای عروس مسیحیام پختهام… برخلاف بعضیها، ما انسانهای بیتحملی نیستیم!»[5]
پخش این صحنه در آستانه ماه رمضان، موجی از انزجار را برانگیخت و تلاشی عامدانه برای تحقیر اعتقادات مذهبی تلقی شد. این سناریو آنقدر ساختگی بود که حتی «جامعه ارتودوکسهای ترکیه» با انتشار بیانیهای تند آن را محکوم کرد و نوشت: «حتی در محافل سکولار نیز خوردن خوک رایج نیست. حتی ما مسیحیان ترک نیز به ندرت خوک میخوریم و هرگز به همسایه مسلمان خود گوشت خوک تعارف نمیکنیم. چه کسانی این سناریوها را مینویسند؟» [6]
واکنش جریانهای سکولار، جامعه علوی و احزاب سیاسی به سیاستهای مذهبی دولت
این دومینو از اتفاقات، جریان سکولار را به واکنشی سازمانیافته واداشت. بیانیهای با امضای 168 چهره دانشگاهی و رسانهای با عنوان «از لائیسیته با هم دفاع میکنیم» منتشر شد که برنامههای وزارت آموزش را تهدیدی علیه آموزش علمی خواند. آنها با استفاده از واژگانی چون «طالبانیزاسیون» و «اسلامیسازی نسل جوان»، کوشیدند این برنامهها را نه فرهنگی، بلکه گامی برای استقرار نظم دینی معرفی کنند.[7]
این تحولات، زخمهای هویتی قدیمی را نیز باز کرد. سازمانهای علوی، بخشنامه را تلاشی برای «آسیمیلاسیون» و تثبیت هژمونی اسلام سنی خواندند و هشدار دادند که لائیسیته دیگر ضامن حقوق اقلیتها نیست.[9] اتحادیههای آموزشی نیز هشدار دادند که «داوطلبانه بودن» در فضای نابرابر مدرسه بیمعناست و به «فشار محله» منجر میشود.[10]
در عرصه سیاست نیز غوغایی برپا بود. حزب دموکراسی و برابری خلقها (DEM) تأکید کرد که مدرسه نباید ابزار مهندسی اجتماعی دولت شود.[11] از سوی دیگر، حزب جمهوریخواه خلق (CHP) و رهبر آن اوزگور اوزل، این تنشها را تلاشی برای انحراف افکار عمومی از بحران اقتصادی دانستند. افزون بر این، اپوزیسیون با استناد به امضای ۶۷۶ پروتکل همکاری وزارت آموزش با NGOهای عمدتاً مذهبی، این روند را مصداق برونسپاری ایدئولوژیک آموزش به بنیادها و طریقتهای همسو با دولت و تضعیف نظارت عمومی ارزیابی کرد. [12]
پاسخ قاطع دولت: از شکایت قضایی تا افشای استانداردهای دوگانه
پاسخ حاکمیت به این هجمهها، پردهای دیگر از این رویارویی تمامعیار بود؛ ترکیبی از اقدامات حقوقی و افشاگری. یوسف تکین، وزیر آموزش ملی، با اتخاذ موضعی تهاجمی از شکایت علیه 168 امضاکننده خبر داد و گفت: «در کشوری که 99 درصد آن مسلمانند، اگر کسانی جرات کنند به مردم معتقد، لقب ‘اقلیت مرتجع’ بدهند، من موظفم آنها را به دادگاه بکشانم».[13]
رسانههای حامی دولت نیز با یادآوری کودتای 28 فوریه، نشان دادند که منتقدان نه نگران کیفیت آموزش، بلکه در پی بازگرداندن سیاستهای ضددینی گذشتهاند.[14]
رجب طیب اردوغان، که همواره استاد تبدیل تهدیدها به فرصت است، در 25 فوریه پاسخ قاطع و همهجانبهای به انتقادات ارائه داد. او در جلسه حزب عدالت و توسعه (AKP) امضاکنندگان را «یوباز» (مرتجع/متعصب) خواند و پرسید: «چرا یادگیری نماز توسط فرزندانمان شما را آزار میدهد؟ چرا از همخوانی سرودهای مذهبی توسط کودکان در زنگ تفریح آشفته میشوید؟ از پنهان شدن پشت مفهوم پوشالی لائیسیته دست بردارید».[15]
اردوغان با اشاره به استانداردهای دوگانه افزود: «آنها با تزئینات کریسمس یا هالووین مشکلی ندارند، اما تا حرف از ارزشهای رمضان میشود، ترانه کهنه ‘سکولاریسم در خطر است’ را سر میدهند». او تأکید کرد که این بخشنامه صدای واقعی ملت و منطبق بر قانون اساسی است.
نتیجهگیری: بازتعریف سکولاریسم و تثبیت هویت اکثریت
وقایع فوریه ۲۰۲۶ در ترکیه را نباید صرفاً به عنوان عقبگرد مذهبی یا یک تقابل سیاسی گذرا تلقی کرد؛ این رخدادها نشانهای از دگرگونی بنیادین در درک سکولاریسم (لائیسیته) در حافظه جمعی و سیاست معاصر کشور است. آنچه در مدارس و رسانهها رخ داد، تلاقی دو قرائت متفاوت از ماده دوم قانون اساسی ترکیه بود که شکاف تاریخی میان دیدگاهها را به وضوح نشان داد:
۱. غروب سکولاریسم انسدادی
دههها، نسخه کمالیستی سکولاریسم در ترکیه نه به معنای بیطرفی دولت، بلکه به معنای کنترل کامل دولت بر دین و محدودسازی حضور آن در عرصه عمومی بود. مدارس در این رویکرد، بهمثابه سنگری عمل میکردند که باید دانشآموز را از فرهنگ و شعائر مذهبی خانه جدا میکرد. فوریه ۲۰۲۶ نشان داد که این مدل «مهندسی از بالا» دیگر کارایی ندارد و جامعه محافظهکار اکنون به سکولاریسمی نیاز دارد که نه زندانی برای دین، بلکه چتری برای دیدهشدن و زیستن بر اساس اعتقادات اکثریت باشد.
۲. طلوع سکولاریسم پذیرنده
بخشنامه «رمضان در قلب آموزش» و پافشاری دولت بر اجرای آن، نماد گذر از سکولاریسم منفی و حذفگرایانه به سکولاریسم مثبت و تعاملی است. در این رویکرد نوین، وظیفه دولت سکولار تنها محدود کردن دین نیست، بلکه پاسخگویی به واقعیتهای فرهنگی جامعه و همراستا کردن نهادهای رسمی با هویت واقعی ملت است. حضور نمادها و مناسک رمضان در مدارس نه به معنای ایجاد یک دولت دینی، بلکه به معنای بازتاب هویت فرهنگی و مذهبی اکثریت در ساختارهای آموزشی و عمومی است.
فوریه ۲۰۲۶ نقطه عطفی بود که نشان داد ترکیه دیگر سکولاریسم را به سبک فرانسوی و جدایی ستیزهجویانه تعریف نمیکند. در عوض، کشوری در جستجوی مدلی بومی و آناتولیایی است که در آن مدرنیته و سنت مذهبی، نه در تضاد، بلکه در تعامل با یکدیگر قرار میگیرند.
ارجاعات
[1]https://www.dailysabah.com/politics/erdogan-blasts-ramadan-criticism-under-secularism-guise/news/amp
[2]https://amp.dw.com/tr/erdo%C4%9Fan-laiklik-bildirisi-imzac%C4%B1lar%C4%B1na-yobaz-dedi/a-76119331
[8]https://amp.dw.com/tr/erdo%C4%9Fan-laiklik-bildirisi-imzac%C4%B1lar%C4%B1na-yobaz-dedi/a-76119331
[13]https://www.aa.com.tr/tr/gundem/milli-egitim-bakani-tekinden-ramazan-genelgesi-aciklamasi/3836659
[15]https://amp.dw.com/tr/erdo%C4%9Fan-laiklik-bildirisi-imzac%C4%B1lar%C4%B1na-yobaz-dedi/a-76119331











