کسنزانیه، یکی از فرقههای صوفی مهم در میان کردهای سنیمذهب است که پیروانی در عراق، ایران و ترکیه دارد. این فرقه از سوی «عبدالکریم حسینشاه کسنزان» (از سادات برزنجی[1] و اهل تسنن) تأسیس شد. نام «کس نزان» از زبان کردی به معنای «کسی نمیداند» گرفته شده که به اصطلاح به حالت عرفانی این فرقه اشاره دارد. کسنزانیه بهویژه از فرقه «قادریه» منشعب شده و خود را به امام علی (ع) منتسب میسازد. این فرقه به آموزههایی چون لزوم سرسپردگی به قطب (رهبری)، ذکرگویی، سماع و ریاضت به جای پایبندی به شریعت تأکید دارد. آنها به باور «شریعت، طریقت و حقیقت» معتقدند که بر اساس آن، شریعت را صرفاً ظاهر دین میدانند و به وسیله اعمال -به اصطلاح- عرفانی به دنبال رسیدن به حقیقت و فنا هستند. در کسنزانیه، پایبندی به شریعت نسبت به دیگر فرقههای صوفی، کمرنگتر است. سیاست جذب حداکثری از دیگر ویژگیهای این فرقه است که توجه به مذهب و دین خاص را کمرنگ کرده و بیشتر به جذب اعضای جدید به واسطه آموزههای عرفانی تأکید دارد. رهبری کسنزانیه هماکنون در دست «نهرو کسنزان» قرار دارد و حمایت قبایل کرد از این فرقه، بهویژه در حوزههای سیاسی و اقتصادی، حائز اهمیت است.
تحرکات و فعالیتها
یکی از محورهای مهم در بررسی فرقه کسنزانیه، توجه به تحرکات و اقدامات آن در حوزه مسائل سیاسی است. این فرقه به دلیل ارتباطات عمیق با قبایل کرد در عراق، ترکیه و تا حدودی ایران، همواره از نقش مهمی در تحولات سیاسی منطقه برخوردار بودهاست. شاید بتوان نقطه آغاز این نفوذ چشمگیر را حکومت بعث و بهویژه در دوران «صدام حسین» دانست. در آن زمان، صدام حسین با اجرای پروژه «الحمله الایمانیه» سعی داشت شکست خود در جنگ خلیج فارس را با جلب حمایت دینی، جبران کند. در این راستا، فرقه کسنزانیه از حمایت ویژه دولت بعث برخوردار شد و مجوز فعالیتهای سیاسی و دینی در عراق را دریافت کرد. این همکاریها به تحرکات سیاسی قابل توجهی منجر شد، از جمله:
- تأسیس «تجمع الوحده الوطنیه العراقی» (٢٠٠١)
- همکاری با «ایاد علاوی»، سیاستمدار ملیگرا (٢٠٠٣)
- انتخاب «گاندی کسنزانی» (پسر «محمد کسنزانی»، رهبر سابق و متوفی فرقه) در پارلمان عراق و همکاری با «حزب تقدم»
- انتخاب «جنید کسنزانی» (فرزند دیگر محمد کسنزانی) در پارلمان استان «الانبار»
- سمت وزارت اقتصاد عراق برای «ملاس کسنزانی» (فرزند محمد کسنزانی) در دوره «حیدر العبادی» (برکناری بهدلیل فساد)
- همکاری با سازمان «سیا» در حمله به عراق و سرنگونی صدام
- تمرکز بر مناطق عربزبان عراق، با اولویت استفاده از زبان عربی برای جذب
پس از جانشینی نهرو کسنزان، تحرکات سیاسی این فرقه وارد مرحله جدیدی شده و دایره نفوذ آن از مرزهای عراق فراتر رفته است. به عبارت دیگر، فرقه کسنزانیه تنها به سطح ملی اکتفا نکرده و اهداف فراملی را دنبال میکند. یکی از این اهداف، تأسیس یک مرکز جهانی در ایالات متحده و راه اندازی دانشگاه بینالمللی علوم انسانی به نام «کسنزانیه» است که مورد توجه ویژه نهرو قرار دارد. کسنزانیه، شهر (سلیمانیه) (عراق) را به عنوان «پایتخت تصوف جهان» عنوان کرده و قصد دارد آن را به عنوان نماینده اسلام در سطح جهانی معرفی کند. این رویکرد در رقابت با دیگر جریانهای مدعی نمایندگی اسلام، مانند شاخه «آقاخانیه» فرقه اسماعیلیه که به ویژه در زمان رهبری (کریم آقا خان) (متوفی در بهمنماه ۱۴۰۳)[2] به دنبال ایجاد پایگاهی در «لیسبون» (پرتغال) بودهاست، قرار دارد و همین طور، واتیکان بکتاشیه در آلبانی. همه اینها در حالی است که نهرو بر جدایی از سیاست تأکید میکند، اما مضاف بر توضیحات پیش گفته، از گزارشها و شایعات پیرامون ارتباطات این فرقه با سازمانهای خارجی مانند سیانو میتوان چشمپوشی کرد. به نحوی که مطرح شده عناصر کسنزانیه با «جان بولتون» (مشاور اسبق امنیت ملی امریکا) برای تشدید اعمال فشارهای مختلف به ایران نیز مکاتبه داشتهاند.[3]
شگردهای و ابزارهای جذب
عضوگیری در کسنزانیه، اهمیت محوری دارد؛ چرا که تحقق منویات آن در حوزه توسعه و تعمیق دامنه نفوذ در مناطق هدف، از این رهگذر امکانپذیر است. این فرقه بدین منظور از ابزارهای رسانهای متنوعی استفاده میکند که علاوه بر فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، شامل چندین روزنامه و مجله، کتاب (از جمله تألیفات چند جلدی)، شبکه ماهوارهای تخصصی نیز میگردد. در کنار نمایش آداب و رسوم -به اصطلاح- تشرف، خرق عادات به عنوان «کرامات»، سماع و دفنوازی برای ایجاد جذابیتهای بصری، یکی از مضامین محوری این رسانهها، مدح و منقبت اهل بیت (ع) از جمله امام علی، امام حسن، امام حسین و امام رضا (ع) است، البته همردیف با سران و رهبران فرقه؛ که نشان دهنده تلاش کسنزانیه برای جلب اعتماد شیعیان و جذب ایشان است.
شیعیان: جامعه هدف کسنزانیه
با وجود تعلق به مذهب اهل سنت، توجه و تمرکز زیادی بر جذب شیعیان، به ویژه شیعیان ایران و عراق دارد. قراین زیادی در این رابطه موجود است و میتوان آن را ذیل چند شگرد محوری بدین شرح بیان داشت:
مراسم آیینی: یکی از شگردهای کسنزانیه برای پیشبرد پروژه نفوذ خود در ایران، به ویژه در میان شیعیان، برپایی مراسم آیینی آمیخته با عناصر مذهبی و فرهنگی است. مانند، «دعوت زمستانه» و «پیر شالیار» که به لطف تورهای گردشگری و ثبت ملی، در سالهای اخیر برجستهتر نیز شده است.
تقریبنمایی: کسنزانیه با اقداماتی مانند برپایی موکب در ایام پیادهروی اربعین، دایر کردن تکایا و برگزاری مراسم عزاداری یا مدح اهل بیت (ع)، همچنین سفر برخی چهرهها و سرانش به اماکن مقدس ایران و شرکت در مراسم مذهبی شیعیان، میکوشد از طریق همپوشانی فرهنگی و دینی، ضمن بسترسازی برای پذیرش اجتماعی، در عین حال، قرائتی نوین از اسلام به اصطلاح غربیها، غیر متعصبانه، دارای رویکرد تسامح و تساهل (چه بسا برخوردار از گرایشهای پلورالیستی/ کثرتگرایانه) عرضه دارد که تا حد زیادی به مؤلفههای اسلام لیبرال هماهنگ با دیپلماسی امریکا تنه میزند.
فعالیت در پوشش نهادهای خیریه: این مراکز ذیل پوشش ارائه خدمات مختلف مانند درمان افسردگی، ترک اعتیاد، تقویت معنویت و آموزش شادی و… به ترویج نهانی آموزههای لیبرالگرایانه کسنزانیه و بسترسازی برای پذیرش در جامعه مبادرت میورزند.
کنشهای میدانی
یکی از برجستهترین وقایع مرتبط با این فرقه، مرگ محمد کسنزانی و جانشینی فرزندش، نهرو در سال 1399 بود. این رویداد با تبلیغات وسیع رسانههای خارجی و تحریک احساسات مریدان، به بحرانی امنیتی در منطقه غرب کشور تبدیل شد. پس از درگذشت محمد کسنزانی، نهرو با فراخواندن مریدان برای حضور در مراسم خاکسپاری در سلیمانیه عراق، تجمعی را در مناطق مرزی رقم زد.
فرقه کسنزانیه با تکیه بر دو عنصر مذهب و قومیت و تدارک توسعه دامنه نفوذ خود در جوامع هدف، به ویژه شیعیان ایران، ذیل شعار خود یعنی (سلیمانیه، پایتخت تصوف جهان) و در نگاهی کلان، در مسیر اهداف دیپلماسی شبکهسازی اسلام لیبرال امریکا با بازوی تصوف، گام میبرد. اهم محورهای این حرکت را میتوان در موارد زیر بیان نمود:
1. سودای زعامت جهانی: تلاش این فرقه برای تسلط بر جریان تصوف جهانی، با تمرکز بر قومیت کرد و مذهب تسنن، بستری برای نفوذ فرهنگی و مذهبی در مناطق هدف، به ویژه ایران، کرده است.
2. حرکت در مسیر اسلام لیبرال و ارائه مدلی از اسلام: که با حوزه اقتدار مسلمانان بیگانه و به جوامع مطلوب امریکا نزدیکتر باشد.
3. پیوند قومیتی و مذهبی: امتزاج ماهیتی کسنزانیه با قومیت کرد و مذهب تسنن، در کنار نفوذ آن در منطقه کردستانات (ایران، عراق و ترکیه)، زمینه تحریکات و انحرافات و جذب شیعیان را فراهم میسازد.
4. واگرایی و تجزیهطلبی: تحرکات قومی-مذهبی مستقیم و غیرمستقیم کسنزانیه، بستر را برای ایجاد نگرشهای تجزیهطلبانه با محوریت این فرقه مهیا مینماید.
5. نفوذ در شیعیان ایران: گسترش کمی و کیفی فعالیتهای کسنزانیه با استفاده از ابزارهایی نظیر موکبها، خانقاهها، آرامگاهها، رسانههای اجتماعی -تحت مجوزهای رسمی- میتواند نشانهای از وجود برنامههای بلندمدت برای تغییر جغرافیای اعتقادی- ارزشی شیعیان باشد.[4]
[1] سادات برزنجی، خاندان کرد از شیوخ طریقت «نوربخشیه» و «قادریه» در سلیمانیه هستند.
[2] کریم الحسینی، معروف به «آقاخان چهارم». ۱۶ بهمنماه ۱۴۰۳ در 88 سالگی درگذشت و فرزند ارشدش، «رحیم»، عنوان پدر را به ارث برد و به عنوان «آقاخان پنجم»، رهبری این فرقه را بر عهده گرفته است.
[3] fa.shafaqna.com/news/761715
[4] magiran.com/p2836025











