هشتگ من درخت نيستم در پی انتشار فراخوانهایی از سوی برخی حسابها در شبکههای اجتماعی مبنی بر تحریم اقتصادی و اجتماعی علویها، جنجال گسترده برپا کرد و دوقطبی شدیدی را در شبکههای اجتماعی سوریه به راه انداخت و بحثهای مفصلی را درباره مرزهای آزادی بیان و نفرتپراکنی مطرح نمود. اگر به ادبیات سایر پستهای این حسابها نگاه شود ادبیات سلفی به راحتی قابل مشاهده است و واژگانی همانند «النصیریة» و «القصاص وفق شرع الله» در بردارد.
کارزار من درخت نیستم واکنشسازی فیک نسبت به اخبار منتشرشده درباره سرنوشت رانیا العباسی و فرزندان خردسالش بود که ادعا میشود توسط فردی نزدیک به نظام سابق به قتل رسیدهاند. در انتساب این شخص به نظام سابق و نیت فتنهانگیزی او بحثها وجود دارد چنانچه مدتی به راحتی زیر چتر نظام جدید نیز زندگی میکرد. حال که بحث عدم توانایی دولت در مهار سیل داغ گردید و حتی عدهای در سفر اخیر جولانی به دیر الزور با سر دادن شعار به او توهین کردند این خبر رسانهای شد؛ در حالی که نیروهای امنیتیِ دولتِ انتقالی اذعان دارند شرایط پرونده و اطلاعات آن را از مدتها پیش در اختیار داشتهاند.
در این شرایط بحرانی برای اقلیت علوی در سوریه، دولتمردان در عمل سکوت پیشه کرده است تا تعدادی از فعالان سلفی در شبکههای اجتماعی از این تراژدی برای تحریک افکار عمومی، تعمیم فرقهگرایی و فشار به اقلیتها سوءاستفاده کنند و قضیه تخریبهای گسترده سیل اخیر به خبر درجه دو تبدیل شود.
خواستههای این کارزار نفرتپراکنی
این کمپین خواستار توقف کامل هرگونه تعامل تجاری با افراد طائفه علوی است؛ اقداماتی نظیر تحریم مراجعه به مطب پزشکان، داروخانههای علویان و همچنین خودداری از خرید از فروشگاههای کالا و اغذیه فروشیهای متعلق به آنان. این فراخوان به عنوان نوعی مجازات دسته جمعی برای علویانی درنظر گرفته میشود. از این رو، این کمپین در بعد اجتماعی نیز بر دستورالعمل های مشخصی همچون پرهیز از معاشرت اجتماعی با علویان و عدم ایجاد روابط اجتماعی و نسبی با آنان تأکید دارد.
سوءاستفاده تبلیغاتی
انتخاب هشتگ من درخت نیستم برداشتی تحریفشده از یک نقلقول معروف جهانی است. البته هر مفهوم صلح آمیزی به این کشور بحرانزده میرسد از محتوای خود خارج و تبدیل به یک سلاح تخریبی میگردد. این جمله نیز با یک رویکردی تنشزا در زمین سوریه پیادهسازی و منجر به فراخوانهای تحریم و انزوای اقتصادی و اجتماعی یک اقلیت دینی شد که خود تا چند صباح گذشته از فشارهای اجتماعی به تنگ آمده بودند و درخواست کمکهای بین المللی داشتند.
این عبارت در اصل متعلق به جیم ران سخنران و نویسنده مشهور است که میگوید: «اگر از جایی که در آن هستید خوشتان نمیآید، آن را تغییر دهید؛ شما درخت نیستید.» این جمله معروف که از یک کارآفرین در خصوص شرایط کاری فرد در جامعه بیان شد در خود یک پیام قوی دارد که با مکاتب فکری زیادی از جمله اگزیستانسیالیسم سازگار است: «انسان به شکل کامل اسیر شرایط نیست و میتواند برای تغییر زندگی خود اقدام کند.» همچنین این جمله با فردگرایی در آمریکا همخوانی فراوانی داشت ونوعی آزادی فرد از ساختار اقتصادی و سیاسی کشور را نمایندگی میکرد.
اما مبلغان سلفیت با عدم فهم معنا و سیاق جمله و یا سوء استفاده از آن، کارزار تحریم در سوریه به راه انداختند؛ آنها به جای استفاده از مفهوم «آزادی حرکت و تغییر»، آن را به معنای آزادی انتخاب در ایجاد فشار، تحریم وسلب حریت اجتماعی تفسیر کردهاند.
انتقادات گسترده و هشدار نسبت به خطرات نفرتپراکنی
مخاطبان و فعالان سوری در قبال این کارزار به دو جریان عمده تقسیم شدهاند: گروهی از موافقان که آن را ابزاری مسالمتآمیز برای بروز خشم نسبت به نقض حقوق بشر در دوران نظام سابق و مطالبه عدالت برای قربانیان سالهای جنگ میدانند.
در مقابل، این فراخوانها با انتقادات تند و هشدارهای جدی از سوی سازمانهای حقوق بشری و دیگر فعالان سوری مواجه شد. آنها این کمپین را یک رویه خطرناک از گفتمان نفرتپراکنی دانستند که همزیستی مسالمتآمیز اجتماعی را به شدت تهدید میکند.
اعتراض این دسته بر این اصل استوار است که تحقق عدالت هرگز با مجازات یک طایفه یا گروه کامل به دلیل ادعای ارتکاب جنایات توسط برخی افراد آن اقلیت، به دست نمیآید. مفسران هشدار دادهاند که این دوقطبیسازیها، مانع بزرگی بر سر راه ساختن آیندهای مبتنی بر حقوق شهروندی برابر برای تمام سوریها خواهد بود.
در همین راستا، ناظران انتقاداتی را نیز متوجه «دولت موقت» کردهاند؛ چرا که فقدان موضعگیری قاطع و روشن از سوی این نهاد برای مهار نفرتپراکنی و فراخوانهای فرقهای، مسیر صلح مدنی و دستیابی به عدالت انتقالی همهجانبه را با چالشهایی بسیار پیچیده روبهرو میسازد.[1]
[1] ronahi.tv/ar/archives/339786











