شیخ الأزهر روز چهارشنبه ۴ مارس ۲۰۲۶ با ریاست دولت امارات تماس تلفنی برقرار کرد و در این تماس، پاسخ نظامی ایران به پایگاههای آمریکا در امارات و چند کشور عربی حوزه خلیج فارس را را محکوم و تأکید کرد که این اقدامات نقض حاکمیت کشورها و اصول همسایگی است.
محمد بن زاید نیز از این تماس قدردانی کرد و دو طرف در این گفتوگو بر ضرورت خویشتنداری، توقف فوری عملیاتهای نظامی در منطقه و استفاده از گفتگو و راهحلهای سیاسی برای حل اختلافات تأکید کردند.
شیخ الأزهر پیش از آن نیز با پادشاه بحرین تماس تلفنی برقرار کرد و در این تماس، همبستگی خود با بحرین را اعلام نمود و هرگونه نقض حاکمیت ملی کشورها یا تهدید امنیت مردم آنان را محکوم کرد، این درحالیست که هنگام این موضعگیری با ژست مردمدوستی و صلحطلبی اشارهای به سالها کشتار و سرکوب شیعیان بحرین نداشت.
در جریان وقایع اخیر منطقه، تماسهای شیخ الأزهر با مقامات امارات و بحرین، بار دیگر آشکار ساخت که مواضع این نهاد دینی، تحت نفوذ سیاسی و مالی امارات قرار دارد. در حالی که شیخ الأزهر و احمد الطیب در تماسهای خود با مقامات امارات، همبستگی خود را با این کشورها اعلام کردند و بر ضرورت خویشتنداری و توقف تشدید نظامی تأکید نمودند، نکتهای که کاملاً نادیده گرفته شد، کمکهای گسترده امارات به نیروهای آمریکایی برای حمله به ایران است. این کشور خدمات لجستیک ارائه میدهد و خاک و فضای خود را برای حملات علیه ایران در اختیار آمریکا قرار داده است. نتیجه این حملات، کشتار کودکان و غیرنظامیان مسلمان ایرانی است، اما نهاد الأزهر هیچ اشارهای به این واقعیت نکرده است.
در جریان جنگ ۱۲ روزه تابستان گذشته رژیم صهیونیستی علیه ایران، احمد الطیب به صورت رسمی این حمله را محکوم کرد و حداقل نوعی موضعگیری مستقل و مبتنی بر معیارهای انسانی و دینی از خود نشان داد. اما در حملات اخیر، هنگامی که ایران اقدام به حمله موشکی به پایگاههای آمریکایی در امارات کرد، به ناگاه مواضع احمد الطیب به شکل کامل تغییر کرد و این مرتبه نه تنها پاسخ مشروع نیروی نظامی ایران را محکوم نمود، بلکه هیچ اشارهای در سخنانش به نقش نیروهای آمریکایی و رژیم صهیونیستی نیز در این بحران نداشت.
این تغییر آشکار در موضعگیری، نشاندهنده نفوذ کامل سیاست امارات بر نهاد الأزهر است. احمد الطیب به وضوح بیش از آن که نگران موضعگیری اسلامی نهاد تحت هدایت خود باشد به استمرار حمایت مالی و سیاسی امارات علاقه دارد. بیتوجهی به حقوق مردم مسلمان ایران و عدم اشاره به کشتار غیرنظامیان، نشان میدهد که تصمیمات این نهاد بیشتر تابع منافع سیاسی و اقتصادی است. موضعگیری دینی و اخلاقی تنها هنگامی رخ میدهد که با منافع مالی آنان در تضاد نباشد. عملکرد الأزهر و احمد الطیب در بحران اخیر، نمونهای از سوگیری غیر اسلامی و سیاسی یک نهاد دینی است که به جای دفاع از حقوق مسلمانان و رعایت عدالت، تحت نفوذ کامل قدرتهای منطقهای و حامیان مالی خود عمل میکند.











