یادداشت | رمز عبور… افیخای!

خروجی‌های دانشگاه اسلامی تل‌آویو به روایت «سعید الخولی»، نویسنده و روزنامه‌نگار عرب

خروجی‌های دانشگاه اسلامی تل‌آویو به روایت «سعید الخولی»، نویسنده و روزنامه‌نگار عرب

دانشگاه اسلامی تل‌آویو مورد توجه شماری از نویسندگان و تحلیلگران عرب بوده و تاکنون مطالب متعددی درباره اهداف، محتوای آموزشی، پیامدها و… آن منتشر شده است. با این حال، شاید یکی از نمونه‌های جالب این مطالب، یادداشت افشاگرانه نویسنده و تحلیلگر عرب، سعید الخولی، درباره برخی از به‌اصطلاح محصولات (خروجی‌های) این دانشگاه باشد؛ یادداشتی که در آن، ماهیت پنهانی این خروجی‌ها در پسِ پوشش دین و مذهب و اهداف آن‌ها برای نفوذ خزنده به شریان‌های حیاتی جهان اسلام بازنمایی شده است. از این رو، مطالعه این یادداشت خالی از لطف نبوده و ابعاد دیگری از برنامه‌های پشت‌پرده دانشگاه اسلامی تل‌آویو را آشکار می‌سازد. در ادامه، ترجمه این یادداشت به مخاطبان محترم تقدیم می‌شود:

کسانی که کانال‌های خبری ماهواره‌ای و رسانه‌های اجتماعی را دنبال می‌کنند، بدون شک «افیخای ادرعی»، سخنگوی ارتش اسرائیل، را در بیانیه‌ها، توییت‌ها و ویدئوهایش شنیده یا دیده‌اند. آن‌ها قطعاً مجذوب فرهنگ مذهبی اسلامی او شده‌اند؛ فرهنگی که حتی ممکن است برای برخی در جهان عرب و اسلام، از جمله کسانی که خود را واعظان مدرن می‌دانند، دست‌نیافتنی باشد!

این نکته‌ای است که بسیاری درباره دانشگاه اسلامی تل‌آویو نمی‌دانند و او مشهورترین محصول آن به شمار می‌رود! این دانشگاه، یک دانشگاه بسته است، نه یک دانشگاه باز. بیایید تصور کنیم جامعه‌ای کاملاً یهودی، «دانشگاه اسلامی تل‌آویو» را می‌پذیرد و از دانشجویانی که مایل به ثبت‌نام هستند می‌خواهد که یهودی باشند. موساد با دقت، استادانی را که در آنجا تدریس می‌کنند، از میان نیروهای آموزش‌دیده خود انتخاب می‌کند.

دانشجویانی که برای تحصیل در این دانشگاه پذیرفته می‌شوند، بخشی از گروه‌های متعددی هستند که به سراسر جهان اعزام می‌شوند یا در برخی کانال‌های ماهواره‌ای اجاره‌ای در جهان عرب و اسلام جای می‌گیرند. برخی از آن‌ها شیخ، برخی امام، بعضی واعظ، عده‌ای قاضی و برخی معلم در مدارس یا دانشگاه‌ها هستند. این رویکردی قدیمی است که نه‌تنها از دل این دانشگاه زاده شده، بلکه شاید یکی از مهم‌ترین بندهای «پروتکل بزرگان صهیونیست» باشد.

با مرور چند نمونه از پیش از تأسیس دانشگاه در سال ۱۹۵۶، می‌توان پیوستگی اهداف این دانشگاه را با پروتکل‌ها دریافت. فارغ‌التحصیلان هر جا که نیاز باشد اعزام و مستقر می‌شوند، گویش‌های محلی، آداب و رسوم، سنت‌ها و نقاط قوت و ضعف جوامع را می‌آموزند و سپس با صرف پول فراوان، اعتماد مردم محلی را جلب کرده و به آن‌ها نزدیک می‌شوند. برخی از ما درباره «توماس ادوارد لارنس» یا «لارنس عربستان»، افسر انگلیسی که به‌دلیل نقش خود در تحریک نیروهای عرب در جریان شورش اعراب در سال ۱۹۱۶ علیه امپراتوری عثمانی، به بهانه اخراج ترک‌ها از شبه‌جزیره عربستان، شناخته می‌شود، خوانده‌ایم. نقش او در راستای ایجاد هژمونی بریتانیا و هموار کردن مسیر پروژه تشکیل یک دولت یهودی بود؛ پروژه‌ای که توسط «تئودور هرتزل» تدوین و توسط «آرتور جیمز بالفور»، وزیر امور خارجه انگلیس، در سال ۱۹۱۷، در آنچه به «اعلامیه بالفور» معروف شد، وعده داده شد. پیش از آن نیز می‌توان داستان عرب‌شناس «هری سنت‌جان بریجر فیلبی» (یا «جان فیلبی» که با نام «شیخ عبدالله» نیز شناخته می‌شد) را خواند؛ نویسنده و افسر اطلاعاتی دفتر مستعمرات انگلیس که نقشی محوری در حذف عثمانی‌ها از شرق عربی، به‌ویژه شبه‌جزیره عربستان، عراق و شام ایفا کرد و به مفتی حجاز تبدیل شد.

از دیگر نمونه‌های خطرناک این جریان، «یهودا فاضل»، شیخِ جاسوس، بود که در سال ۱۹۴۶ از یمن به فلسطین مهاجرت کرد. سازمان اطلاعات صهیونیستی او را به استخدام خود درآورد و از اسلام به‌عنوان پوششی برای فعالیت‌هایش در موساد بهره گرفت. او نه‌تنها کل قرآن کریم را همراه با تفسیر و علوم آن حفظ بود، بلکه در مسجدالاقصی نیز امامت می‌کرد. وی مورد اعتماد و علاقه مردم بود و جمعیت از هر سو گرد او می‌آمدند. از سوی دیگر، فاضل حمایت شدیدی از مجاهدان فلسطینی نشان می‌داد، آن‌ها را تشویق می‌کرد و برای پیروزی‌شان دعا می‌خواند.

او شادی فریبنده خود را زمانی که نیروهای شهید «احمد عبدالعزیز» در سال ۱۹۴۸ وارد خان‌یونس شدند، آشکار ساخت. فاضل به تلاوت قرآن پرداخت، برای پیروزی آنان دعا کرد و فریاد «الله‌اکبر» سر داد. اطلاعات نظامی مصر که نیروهای مصری را در خان‌یونس همراهی می‌کردند، به‌ویژه پس از آنکه او نیمه‌شب‌ها برای چند ساعت ناپدید می‌شد، تحت نظرش گرفتند. در نهایت مشخص شد که او اطلاعات مربوط به نیروهای مصری را به باندهای صهیونیستی منتقل می‌کرد. وی طی عملیاتی دستگیر و در برابر کمیته‌ای نظامی متشکل از سه افسر مصری به تیرباران محکوم شد. اما چند یهودا و افیخای مشابه که بذر تفرقه، نزاع و تردید را در میان اعراب و مسلمانان می‌پراکنند، آیا مورد توجه ما قرار خواهند گرفت؟[1]


[1] magiran.com/p2922866

نوشته های مرتبط

منشورات ذات صلة

Related posts

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

أحدث المحتوى

Latest News

پربحث ترین مطالب

المحتوى الأكثر مناقشة

The Most Discussed

پیمایش به بالا