یادداشت | گفت‌وگوی «فلسفی» در قلب ریاض

پنجمین دوره کنفرانس بین‌المللی فلسفه ریاض، در کتابخانه ملی ملک فهد برگزار شد. این رویداد از سوی «کمیسیون ادبیات، نشر و ترجمه» عربستان و با شعار «فلسفه میان شرق و غرب» و با حضور ۶۰ سخنران و فیلسوف از مکاتب مختلف فکری جهان برگزار شد.

پنجمین دوره کنفرانس بین‌المللی فلسفه ریاض، در کتابخانه ملی ملک فهد برگزار شد. این رویداد از سوی «کمیسیون ادبیات، نشر و ترجمه» عربستان و با شعار «فلسفه میان شرق و غرب» و با حضور ۶۰ سخنران و فیلسوف از مکاتب مختلف فکری جهان برگزار شد.

در حالی که عربستان سعودی برای دهه‌ها به عنوان پایگاه قرائت‌های نص‌گرا و ضد فلسفی شناخته می‌شد، دکتر عبدالرحمن الواصل، مدیر این کنفرانس، در افتتاحیه تأکید کرد که این رویداد «فلسفه را نه بر اساس جغرافیا، بلکه بر اساس پرسشگری» تعریف می‌کند.

برگزاری مستمر کنفرانس‌های فلسفه در عربستان سعودی در سالیان اخیر را نمی‌توان تنها یک رویداد فرهنگی متعارف تلقی کرد؛ بلکه این امر نشانگر یک «تغییر پارادایم» در ساختار مشروعیت‌بخشی دینی و سیاسی این کشور است.

میشل فوکو از مفهومی به نام «رژیم حقیقت» سخن می‌گوید. در رژیم حقیقت سنتی عربستان، «حقیقت» تنها از کانال «هئیت کبار العلما» و از طریق استناد به «حدیث» تولید می‌شد. کنفرانس فلسفه ریاض، نماد شکستن این انحصار و ایجاد یک «کثرت‌گرایی کنترل‌شده» است. وقتی دولت به فلاسفه (که در الهیات سنتی وهابی، جایگاه ضالّه داشتند) تریبون رسمی می‌دهد، عملاً جایگاه «عالم دینی» را به عنوان «یگانه مرجع حقیقت» تنزل می‌دهد. این فرآیند، نه حذف فیزیکی نهاد دین، بلکه «تغییر جایگاه نهادی» آن است؛ جایی که دین از «فراساختار» به «یک عنصر فرهنگی در کنار دیگر عناصر (مثل فلسفه)» تقلیل می‌یابد.

وهابیت کلاسیک، ماهیتی فرامرزی و امت‌گرا داشت که مرزهای دولت-ملت را چندان به رسمیت نمی‌شناخت. در مقابل، پروژه جدید ریاض به دنبال برساخت نوعی «ناسیونالیسم سعودی» است که دین در آن نقش «هویت‌بخش ملی» را بازی می‌کند، نه نقش «قانون‌گذار مطلق».

از سوی دیگر ترویج فلسفه و گفتگوهای شرق و غرب، ابزاری برای جهانی‌سازی ذهنیت شهروند سعودی و جدا کردن او از دگم‌های محلی است. در این فرآیند، «وهابیت» به عنوان یک قرائت تاریخی محترم اما «مربوط به گذشته» بایگانی می‌شود و «فلسفه» به عنوان زبان مشترک تعامل با جهان، جایگزین می‌گردد.

تحولات اخیر را باید به مثابه گذار از «مشروعیت کاریزماتیک-سنتی» (مبتنی بر اتحاد شیخ و شاه) به نوعی «مشروعیت عقلانی-قانونی» (مبتنی بر کارآمدی و توسعه) تفسیر کرد. در این نظم جدید، فلسفه نقش «کاتالیزور» را برای نرم‌کردن ذهنیت سخت سلفی ایفا می‌کند تا جامعه را برای پذیرش تغییرات بنیادین سکولار، بدون ایجاد تنش‌های حاد مذهبی، آماده سازد.[1]


[1] t.me/dolatedin/3442

نوشته های مرتبط

منشورات ذات صلة

Related posts

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

أحدث المحتوى

Latest News

پربحث ترین مطالب

المحتوى الأكثر مناقشة

The Most Discussed

پیمایش به بالا