در ماههای اخیر در اندونزی، نهضتالعلما، بزرگترین سازمان اسلامی این کشور، خود را در کانون یک مناقشهٔ اخلاقی و سیاسی یافته است؛ مناقشهای که نیازمند بررسی جدی است. در اوت ۲۰۲۵، پیتر برکوویتز، شخصیت دانشگاهی حامی اسرائیل و وابسته به مؤسسهٔ هوور، برای سخنرانی در آکادمی ملی رهبری نهضتالعلماء در جاکارتا دعوت شد. برکوویتز پژوهشگری بیطرف نیست؛ او بهصراحت از عملیاتهای نظامی اسرائیل در غزه دفاع کرده است، از جمله اقداماتی که در سطح جهانی بهعنوان نقض حقوق بینالملل محکوم شدهاند. رئیس نهضتالعلماء، یحیی خلیل ثقوف، معروف به گوس یحیی، با صدور عذرخواهی عمومی، به قصور در انجام بررسیهای لازم اذعان کرد. با این حال، این عذرخواهی نمیتواند مشکل عمیقتری را پنهان کند: الگوی تکرارشوندهای از تعامل با بازیگران اسرائیلی که پرسشهای جدی اخلاقی و سیاسی را برمیانگیزد.
نهضتالعلماء که در سال ۱۹۲۶ تأسیس شد، همواره مروج کثرتگرایی و گفتوگوی بینادیانی بوده است. رهبران آن، از جمله رئیسجمهور پیشین عبدالرحمن وحید (گوس دور)، بر مدارا میان ادیان تأکید داشتند و همزیستی میان مسلمانان، مسیحیان، هندوها، بوداییان و یهودیان را ترویج میکردند. گوس دور چندین بار به اسرائیل سفر کرد و در نشستهایی که کمیتهٔ یهودیان آمریکا در واشنگتن دیسی برگزار میکرد شرکت داشت و این سفرها را ابتکاراتی فکری و دیپلماتیک میدانست، نه تأییدی بر رفتار اسرائیل با فلسطینیان.
با این حال، تعاملات نهضتالعلماء با بازیگران اسرائیلی بهتدریج مسئلهدارتر شده است. در سال ۲۰۱۸، گوس یحیی به اسرائیل سفر کرد تا در نشستی که شورای روابط خارجی اسرائیل در اورشلیم برگزار کرده بود سخنرانی کند. هرچند این سفر بهعنوان دیداری شخصی و دانشگاهی معرفی شد، اما جایگاه رسمی او بهعنوان دبیرکل نهضتالعلماء و عضو شورای مشورتی ریاستجمهوری اندونزی، ذاتاً به این سفر ماهیتی سیاسی میبخشید. او با مقامات ارشد اسرائیلی دیدار کرد و دربارهٔ ژئوپلیتیک منطقه به گفتوگو پرداخت. حتی زمانی که این دیدارها در قالب «گفتوگو» عرضه میشوند، خطر مشروعیتبخشی به خشونت جاری علیه فلسطینیان را در پی دارند.
اوضاع در سال ۲۰۲۴ وخیمتر شد؛ زمانی که پنج جوان از اعضای نهادهای وابسته به نهضتالعلماء، از جمله دانشگاه نهضتالعلما اندونزی، رهبری منطقهای نهضتالعلماء در بانتن، فاطیات نهضتالعلماء (شاخهٔ زنان نهضتالعلماء) و پاگار نوسا (سازمان هنرهای رزمی وابسته به نهضتالعلماء)، به اسرائیل سفر کردند و با رئیسجمهور اسحاق هرتزوگ دیدار داشتند. زمانبندی این سفر از نظر اخلاقی غیرقابل دفاع بود: اسرائیل کارزار نسلکشی خود در غزه را آغاز کرده و تعداد بیشماری از فلسطینیان، از جمله کودکان، کشته شده بودند. هیئت اجرایی مرکزی نهضتالعلماء مدعی شد که این سفر «شخصی» بوده و نمایندهٔ سازمان نیست. اما دیدار پنج عضو شناختهشدهٔ نهضتالعلماء با رئیسجمهور اسرائیل در بحبوحهٔ کشتارهای فعال، بههیچوجه نمیتواند بیطرفانه تلقی شود. این، همدستی است که در پوشش ابتکار شخصی پنهان شده است.
دعوت از برکوویتز در سال ۲۰۲۵ بر نگرانیها میافزاید. نوشتههای او، از جمله کتاب «اسرائیل و منازعه بر سر قوانین بینالمللی جنگ» (۲۰۱۲)، بهصراحت از حملات اسرائیل دفاع میکند و حتی گزارشهای تحقیقاتی سازمان ملل مانند گزارش گلدستون را مورد انتقاد قرار میدهد. میزبانی از او در معتبرترین آکادمی رهبری نهضتالعلماء، در میانهٔ تداوم جنایات، نشانهای از تأیید ضمنی است. زبان نهضتالعلماء دربارهٔ کثرتگرایی و مدارا زمانی تهی و بیاعتبار جلوه میکند که تریبون را به صداهایی میسپارد که خشونت گسترده را توجیه میکنند.
مدافعان این تعاملات استدلال میکنند که چنین اقداماتی تنها تمرینهای فکری یا گفتوگو هستند. مونیکه ریکرز، فعال حامی اسرائیل و بنیانگذار بنیاد هداسا در اندونزی، سفر سال ۲۰۲۴ را راهی برای درک دیدگاه اسرائیل دانست. برخی از پژوهشگران نهضتالعلماء نیز این دیدارها را فرصتهایی برای یادگیری بینادیانی توصیف کردهاند. اما بافت و زمینه اهمیت دارد. هنگامی که طرفهای گفتوگو از کشتار غیرنظامیان دفاع میکنند، گفتوگو به مخاطرهای اخلاقی بدل میشود. این دیگر کنجکاوی دانشگاهی نیست؛ مصالحهای اخلاقی است.
عذرخواهیهای مکرر نهضتالعلماء نهتنها ناکافی، بلکه از نظر اخلاقی تهی است. این سازمان دههها به دفاع از مظلومان و پاسداشت رهبری اخلاقی افتخار کرده است. با این حال، بارها و بارها به کسانی مشروعیت بخشیده که از کشتار جمعی دفاع میکنند. این گفتوگو نیست؛ خیانت است. تعامل با عاملان جنایات، کثرتگرایی نیست؛ همدستی است، و تاریخ آن را چنین به یاد خواهد سپرد.
در اندونزی، جایی که نهضتالعلماء نمایندگی دهها میلیون مسلمان را بر عهده دارد، پیامدها بسیار عمیق است. با پیوند خوردن به بازیگرانی که در نسلکشی دست دارند، نهضتالعلماء خطر عادیسازی مصونیت از مجازات و فرسایش بنیان اخلاقی بزرگترین جامعهٔ مسلمان جهان را به جان میخرد. این ناکامیها فراتر از مرزهای اندونزی طنین میاندازد و پیام خطرناکی میفرستد مبنی بر اینکه مصالحهٔ اخلاقی تحت پوشش تعامل بینادیانی قابل قبول است.
نهضتالعلماء باید اقدام کند یا تمام اعتبار خود را از دست بدهد. این سازمان باید روابط آشکار و پنهان خود را با کسانی که از جنایات جنگی دفاع میکنند قطع کند و بهطور صریح و قاطع از حقوق انسانی فلسطینیان حمایت نماید. سکوت یا دوپهلوگویی، انتخاب بزدلی است، نه دوراندیشی. گفتوگوی بینادیانی نباید به سپری برای تأیید ستم بدل شود.
تاریخ، نهضتالعلماء را نه با شعارهای آراستهٔ مدارا، بلکه با این معیار داوری خواهد کرد که آیا در برابر همدستی در نسلکشی ایستاد یا نه. برای سازمانی که بر پایهٔ کثرتگرایی، عدالت و اقتدار اخلاقی بنا شده است، تنها یک راه وجود دارد: شفافیت و قاطعیت اخلاقی. هر چیز کمتر از آن، وجدان میلیونها نفر را میآلاید، اصول آن را خیانت میکند و جایگاهش را در صحنهٔ جهانی فرسایش میدهد.[1]
[1] middleeastmonitor.com/20250830-exposing-indonesias-largest-muslim-organisation-nahdlatul-ulama-and-its-troubling-ties-to-israel











