منشور حوزه به قلم امام جامعه به نگارش درآمده و از آنجا که مانند و بعد از «بیانیه گام دوم» تنها منشوری است که رهبری معظم خود اقدام به نوشتن متن آن نموده، این عهدنامه را میتوان «نقشه راه حوزه و روحانیت» در گام دوم انقلاب دانست که نفس این عمل، پیامی ویژه و تاکید بر نقش این نهاد مقدس و روحانیت معظم در ادامه راه تمدنی انقلاب دارد.
زمان زیادی تا قرائت منشور حوزه در همایش بزرگ یکصدمین سال بازتاسیس حوزه علمیه قم نمانده؛ حوزهای که حاج شیخ عبدالکریم حائری با هدف و امید اصلاح امت ایران اقدام به تاسیس آن نمود. حوزهای که شجره طیبه علم و تقوا شد و علاوه بر تربیت طلاب و مجتهدینی بزرگ، مادر انقلاب شد و نور ایمان را به تمامی دنیا صادر کرد.
منشور حوزه به قلم امام جامعه به نگارش درآمده و از آنجا که مانند و بعد از «بیانیه گام دوم» تنها منشوری است که رهبری معظم خود اقدام به نوشتن متن آن نموده، این عهدنامه را میتوان «نقشه راه حوزه و روحانیت» در گام دوم انقلاب دانست که نفس این عمل، پیامی ویژه و تاکید بر نقش این نهاد مقدس و روحانیت معظم در ادامه راه تمدنی انقلاب دارد.
با توجه به جامعنگری و نکتهسنجی رهبری در امور مختلف و همچنین بصیرت و تدبیر ایشان اهمیت صدور این منشور در این زمان بیش از پیش آشکار میشود و از آنجا که این پیام در اندیشه رهبری بدون پیشینه و پشتوانه فکری نیست، برای اینکه ببینیم ایشان چه پیامها، توصیفها و توصیههایی برای حوزه و حوزویان دارند بازنگری مطالب و بیانات ایشان در این زمینه سودمند خواهد بود.
منش رهبری این است که ابتدا تعریف و توصیفی از پدیده مورد نظر ارائه میدهند که میتواند دربردارنده ابعاد تاریخی و هویتی آن باشد. در گام بعد نقاط قوت را برشمرده و در خلال آن برخی از ضعفها را بیان مینمایند و توصیههایی برای بهبود ارائه میدهند.
توصیف و تعریف رهبری از حوزه
از نظر رهبری « حوزه ی علمیه یک موجود زنده است»[1] و «امروز این حکومتی که وجود دارد، در مبنا و اصل، زاییدهی خودِ حوزهی علمیّه است.»[2] «حوزهی علمیه، یک دستگاه تولیدی و یک کارخانهی عظیم انسانی»[3]و «تشکیلاتی است که به یک معنا اهمیت و حجمش از هر دانشگاهی بیشتر است.»[4] لذا « بیشک حوزهی علمیهی فیّاض و پر برکت قم، صدقهی جاریهیی است که جهان اسلام در آزمونهای دشوار و در امر تقلید و هدایت عامّ دینی میتواند از برکات آن استفاده کند.»[5]
بیان توقعات و توصیهها
مهمترین توقع امام جامعه آن است که «حوزهی علمیه قم، به عنوان قله حوزههای علمیه، و به دنبال آن حوزههای دیگر علمیه، باید کاری کنند که دین خدا در بین مردم، مورد رغبت و شوق قرار گیرد.»[6] برای این مهم «حوزهها در همهی نقاط کشور باید رونق پیدا کنند و علمای بزرگ در حوزهها مستقر شوند؛ همچنان که بودند.»[7] و «اولین چیزی که در حوزههای علمیه لازم است، عمق بخشیدن به تحصیل دینی است.»[8] هرچند «حوزه نسبت به گذشته خیلی پیشرفت کرده است و هیچ کس نمیتواند این حقیقت را منکر شود… کاری که فضلا و طلاّبِ امروز میکنند، بعضی اوقات دهها برابر کاری که آن روز طلاّب و فضلا میکردند، اهمیت عملی و بعضاً علمی دارد»[9] و گرچه «ستون فقرات حوزه های ما فقه است؛ اما این معنایش این نیست که ما به فلسفه احتیاج نداریم.»[10]
«در حوزه باید به تبلیغ به صورت جدی توجه بشود؛ یعنی برای تبلیغ برنامهریزی شود»[11] و باید دانست «امروز فقه و اصول کافی نیست برای اینکه انسان بتواند تبلیغ دین را بکند. بنابراین حوزهها وظیفهشان خیلی سنگین است. این تنوع در علوم حوزوی یک نیاز قطعی و مبرم است و بایستی در برنامهریزی به آن توجه شود.»[12]
«از جمله چیزهایی که حوزه احتیاج دارد، یک نظام تعلیم و تعلم است، تا در آن، وقتها هدر نرود»[13] «حوزه باید به سمت تخصصی شدن پیش برود»[14] و در عین حال باید به فکر جامعه باشد و «در داخل حوزهی علمیه، درک از مسایل جاری عالم و قدرت تحلیل و فهم این مسایل، در عالیترین سطح خودش در کشور وجود داشته باشد.»[15]
«در حوزهی علمیهی صحیحِ شیعی، همه بخصوص طلاّب جوان، باید خود را در صفوف اوّل حرکتِ عظیمِ جامعه بدانند.»[16] بهویژه در تولید اندیشه، زیرا «تولید و تبیین و تدوین فکر، کار حوزههای علمیه است و حوزههای علمیه باید در این زمینه وارد میدان شوند.»[17] برای نیل به این هدف همراهی دانشگاه نیاز است و «از چیزهایی که امام بزرگوار روی آن تأکید میکردند، ارتباط حوزه و دانشگاه بود.»[18]
از دیگر وظایف حوزه تبلیغ و روشنگری است. «امروز حوزههای علمیه وظیفهی هدایت قشرهای گوناگون را در سطوح مختلف بر عهده دارند»[19]، اما باید ابتدا از خویشتن خویش شروع کنند و بیش از پیش « مسئلهی تهذیب اخلاق، ساده زیستی، اعراض از زخارف دنیا را بایستی در حوزههای علمیه جدی گرفت»[20]
علی قهرمانی
پی نوشت ها:
[1] بیانات در تاریخ 01/12/1370
[2] بیانات در تاریخ 16/09/1374
[3] بیانات در تاریخ 30/11/1370
[4] بیانات در تاریخ 30/11/1370
[5] بیانات در تاریخ 09/09/1373
[6] بیانات در تاریخ 24/09/1372
[7] بیانات در تاریخ 11/02/1374
[8] بیانات در تاریخ 11/02/1384
[9] بیانات در تاریخ 13/09/1374
[10] بیانات در تاریخ 02/08/1389
[11] بیانات در تاریخ 31/06/1370
[12] بیانات در تاریخ 02/08/1389
[13] بیانات در تاریخ 04/11/1369
[14] بیانات در تاریخ 31/06/1370
[15] بیانات در تاریخ 04/11/1369
[16] بیانات در تاریخ 20/06/1373
[17] بیانات در تاریخ 15/06/1380
[18] بیانات در تاریخ 01/12/1370
[19] بیانات در تاریخ 11/02/1384
[20] بیانات در تاریخ 31/06/1370











