یادداشت | جمهوری اسلامی ملی بوده و ملی می‌ماند! 

تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد، جمهوری اسلامی همچنان توانایی خلق روایت ملی در دل بحران ها را دارد. منتها باید بدانیم که راه بلد این مسیر تنها خود جمهوری اسلامی است؛ همانطور که بارها در طول تاریخ متوجه شدیم هیچ نیرویی به اندازه قدرت دینی جمهوری اسلامی قادر به امید آفرینی در دل بحران ها نیست.

 جمهوری اسلامی در تجارب مشابه جنگ ۱۲ روزه، چگونه روایت ملی خلق کرده؟

بارها در تاریخ ایران وقتی حاکمیت مرکزی در معرض تهدید خارجی قرار گرفته، به تولید روایت ملی متوسل شده.

وقتی سلسله ساسانی خود را در معرض دو ایدئولوژی از شرق (بودیسم) و از غرب (مسیحیت) یافت، ناچار شد دین زرتشتی را بازسازی کرده و از آن یک ایدئولوژی ملی مذهبی بسازد؛ تا با استعانت از این روایت ملی به جنگ ایدئولوژی های شرق و غرب برود.

حاکمیت امروز ایران نیز خود را مستلزم خلق روایت ملی می داند و ای ایران را به همین جهت پاس می دارد؛ خصوصا که اینبار دشمن وجودی ایران پا به میدان نبرد گذاشته.
البته جمهوری اسلامی در خلق روایت ملی از پیشینهٔ درخشانی برخوردار است‌.

چه زمانی که با خلق گفتمان دفاع مقدس، پیوندی لایزال میان ملیت و اسلامیت برقرار کرد ‌و چه آنجا که گفتمان مدافعان حرم، فرصت جدیدی برای معنا و تجسم ملی گرایی ایرانی فراهم کرد.

در نوشتار پیش رو با نظر به گسترش روایت ملی جمهوری اسلامی از جنگ ۱۲ روزه، به دو تجربه فوق پرداخته شده تا مقایسه‌ای تطبیقی میان دو تجربه تاریخی و تجربه مشابه اخیر صورت گیرد.

نخستین تجربهٔ روایت سازی ملی: خلق گفتمان دفاع مقدس

گفتمان دفاع مقدس، محصول روایت ملی انقلاب اسلامی از جنگ هشت ساله بود .

روایتی که در آن اسلامیت و ملیت توأمان در حال رشد و نمو بودند و هیچ نشانه از تقابل میان آن دو یافت نمی شد.

جالب تر آنکه پیش از این بارها سعی شده بود میان اسلامیت و ملیت تفکیک صورت گیرد و چنین اقدامی ارزش تلقی می شد.

درحالی جریاناتی جبهه‌ی ملی با جود تفکیک ملیت و اسلامیت، همواره در دفاع از وطن شکست خورند و حتی قادر به تداوم ملی شدن صنعت نفت نبودند چه برسد به مقابله با قدرت های شرق و غرب.


همانطور که رهبر انقلاب می گویند:
از اوّل انقلاب، یک گروهی سعی میکردند گرایش به ملّیّت را و نام ایران را و بزرگداشت ایران را در مقابل گرایش اسلامی و انقلابی قرار بدهند و تفکیک کنند بین مسئله‌ی ملّیّت و مسئله‌ی اسلامیّت. جنگ، دفاع مقدّس و شهدای عزیز ما این وسوسه‌ی باطل را به طور واضح و به صورت عملی ابطال کردند. امتحانِ بزرگِ جنگ پیش آمد، به مرزهای کشور حمله شد، ایران مورد تهاجم قرار گرفت، آن هم نه فقط تهاجم یک دولت و یک همسایه، [بلکه] یک تهاجم بین‌المللی به معنای واقعی کلمه که مکرّر این را عرض کرده‌ایم؛ آن کسانی که ادّعا میکردند طرف‌دار ایران هستند، از ترس درون خانه‌های خودشان خزیدند و حاضر نشدند یک قدم برای دفاع از مرزهای کشور بردارند، بعضی‌هایشان هم که گذاشتند رفتند از کشور؛ همان کسانی که مدّعی طرف‌داری از ایران و ایرانیّت بودند! چه کسی از مرزها دفاع کرد؟ بچّه‌مسلمان‌ها، نمازشب‌خوان‌ها، چیت‌سازیان‌ها، سلگی‌ها، لشکر انصارالحسین؛ اینها دفاع کردند، اسلام دفاع کرد از مرزهای ایران. اسلامیّت و ایرانیّت دو قطب متضاد نیستند، یک حقیقتند. هر کسی طرف‌دار اسلام شد، هر کسی سرباز اسلام شد، از هر ارزشی ــ از جمله ارزش میهن و وطن ــ به طور طبیعی دفاع میکند. حُبُّ الوَطَنِ مِنَ الایمَان؛ این از ایمان است.[۱]

اما تجربه روایت جمهوری اسلامی از جنگ اخیر را می توان به مراتب مؤفق تر از تجربه فوق دانست.
به این خاطر که ملت ایران در جنگ اخیر در معرض القائات مخربی قرار داشت که در تجربه فوق چندان نشانه‌ای از آن دیده نمی شد.
القائاتی از این دست که این جنگ، جنگ حکومت است نه مردم یا اینکه جمهوری اسلامی، آغازگر درگیری و مسبب فلاکت ناشی از جنگ است و…
اما با این وجود ملت ایران ذیل روایت ملی انقلاب اسلامی‌، همبستگی شکوهمندی خلق کردند و ملی گرایی جدیدی در قواره مبارزه با اسرائیل مجسم ساختند.

دومین تجربهٔ روایت سازی ملی : خلق گفتمان مدافعان حرم

وقتی جهان غرب در برابر بیداری اسلامی، بدلی غیرحقیقی به نام داعش تولید و در تحولات سوریه مداخله کرد، روایت ملی انقلاب اسلامی در قالب گفتمان مدافعان حرم، فرصت معنا و تجسمی تازه یافت.
شهید سلیمانی و دیگر همرزمانش، در جهت تامین منافع اسلام، ایران و انقلاب اسلامی در نبرد با داعش پیشتاز بودند.
از همین رو بود که ایشان می فرمودند:

امروز قرارگاه حسین بن علی، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرم‌ها می‌مانند. اگر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمی‌ماند، نه حرم ابراهیمی و نه حرم محمّدی. [۲]

به عبارت روشن‌تر، شهید سلیمانی دفاع از وطن در قالب مدافعان حرم را متضمن تأمین همزمان منافع ملی و منافع دینی می دانستند و به همین خاطر، دفاع از جمهوری اسلامی در مرز های دورتر را اولویت فعلی تلقی می کردند.
شهید سلیمانی انقلاب اسلامی و انقلاب خمینی‌ رحمه‌الله را پشتوانه‌ ایران و از سویی دیگر در خدمت اسلام می‌بیند و می گوید:

«بدانید که می‌دانید مهم‌ترین هنر خمینی عزیز این بود که اوّل اسلام را به پشتوانه ایران آورد و سپس ایران را در خدمت اسلام قرار داد.» [۳]

روایت فوق را می توان گونه‌ای از همین روایت جمهوری اسلامی از جنگ اخیر دانست.
با این تفاوت که آن زمان، نیروهای ملی ایران در بیرون مرزها، مانع پیشبرد پروژهٔ نظام سلطه و در رأس آن اسرائیل شدند؛ اما اکنون ملت ایران در درون همین مرز ها با همبستگی تمام سگ هار نظام سلطه یعنی اسرائیل را با شکستی تاریخی بدرقه کردند.

تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد، جمهوری اسلامی همچنان توانایی خلق روایت ملی در دل بحران ها را دارد. منتها باید بدانیم که راه بلد این مسیر تنها خود جمهوری اسلامی است؛ همانطور که بارها در طول تاریخ متوجه شدیم هیچ نیرویی به اندازه قدرت دینی جمهوری اسلامی قادر به امید آفرینی در دل بحران ها نیست.

منابع:

[۱] مقام معظم رهبری(۱۴۰۲)، بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره ملی شهدای استان لرستان،۱۴۰۲/۰۸/۰۳،www.khamenei.ir.
[۲] سلیمانی، قاسم(۱۴۰۰)، میثاق‌نامه مکتب حاج قاسم(وصیت‌نامه)، تهران: شهید کاظمی.
[۳] همان

نوشته های مرتبط

منشورات ذات صلة

Related posts

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

أحدث المحتوى

Latest News

پربحث ترین مطالب

المحتوى الأكثر مناقشة

The Most Discussed

پیمایش به بالا