رسانه مسلمانان هند: قدرت ایران مرهون اجماع رهبری دینی و سیاسی آن است

در دوران آشفتگی‌های ژئوپلیتیک و تنش‌های فزاینده منطقه‌ای، بخش عمده‌ای از مباحث جهانی پیرامون ایران، بیشتر به قابلیت‌های موشکی، آمادگی نظامی و اتحادهای استراتژیک آن اشاره دارد.

یک خبرگزاری متعلق به مسلمانان هندوستان، در گزارشی به تشریح ساختار قدرتمند جمهوری اسلامی پرداخته و نقش ولی فقیه در ایجاد و تقویت این نظام سیاسی-دینی را برجسته کرده است. در ادمه بخش‌هایی از این گزارش که به قلم سید زبیر احمد نوشته شده است نقل می‌شود.

در دوران آشفتگی‌های ژئوپلیتیک و تنش‌های فزاینده منطقه‌ای، بخش عمده‌ای از مباحث جهانی پیرامون ایران، بیشتر به قابلیت‌های موشکی، آمادگی نظامی و اتحادهای استراتژیک آن اشاره دارد. در حالی که درک ایران صرفا از دریچه سخت‌افزار نظامی این کشور، نادیده گرفتن یک منبع قدرت عمیق‌تر و پایدارتر یعنی اجماع بین رهبری مذهبی و سیاسی آن و ایمان راسخ بسیاری از مردم کشور به این رهبری است.

از زمان تأسیس جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹، این کشور تحت یک مدل حکومتی منحصر به فرد فعالیت کرده است که نهادهای جمهوریت را با نظارت روحانیون ترکیب می‌کند. در قلب این سیستم، دکترین ولایت فقیه قرار دارد که رهبر را، هم به عنوان یک مرجع مذهبی و هم به عنوان بالاترین مقام سیاسی قرار می‌دهد. در حال حاضر، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای این نقش را بر عهده دارد که نمادی از تلفیق هدایت معنوی و اقتدار حکومتی است.

این اجماع بین رهبری مذهبی و سیاسی، موجب انسجام متمایز ایران در تصمیم‌گیری، به ویژه در زمان فشار خارجی، می‌شود. چه در مواجهه با تحریم‌ها، چه انزوای دیپلماتیک و یا در برابر تهدیدهای نظامی، ساختار رهبری ایران امکان یک دیدگاه استراتژیک نسبتا متمرکز را فراهم می‌کند. برخلاف کشورهایی که جناح‌های مذهبی و سیاسی آشکارا با هم درگیر می‌شوند، نظام ایران به گونه‌ای طراحی شده است که چنین تفرّق‌هایی در رأس نظام را به حداقل برساند.

فرهنگ سیاسی ایران هنوز متاثر از میراث (امام) روح‌الله خمینی، معمار انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ است. (امام) خمینی بر مقاومت در برابر سلطه خارجی و اهمیت ارزش‌های اسلامی در حکومت تأکید داشت. دهه‌ها بعد، این مضامین همچنان در گفتمان و جهت‌گیری‌های سیاسی رسمی ایران طنین‌انداز است. تداوم مخابره پیام ایدئولوژیک، حس مأموریت تاریخی را در میان بخش‌هایی از مردم ایران، به‌ویژه کسانی که نقش منطقه‌ای این کشور را هم یک مسئولیت سیاسی و هم یک مسئولیت مذهبی می‌دانند، تقویت کرده است.

یکی دیگر از ارکان کلیدی تاب‌آوری ایران، پایگاه مردمی و حمایتی است که به این مدل حکومت‌داری اعتقاد دارد. با وجود چالش‌های اقتصادی و بحث‌های اجتماعی، بسیاری از ایرانیان، به ویژه در مناطق روستایی و در میان جوامع سنتی، به نظام وفادار هستند. این ایمان صرفا سیاسی نیست؛ بلکه اغلب با اعتقادات مذهبی در هم تنیده است. وقتی مردم رهبری خود را از نظر اخلاقی و معنوی مشروع بدانند، تمایل آنها برای تحمل سختی‌ها افزایش می‌یابد.

این پویایی در تحریم‌های شدید علیه ایران قابل مشاهده است. در حالی که فشار اقتصادی مطمئنا بر زندگی روزمره مردم تأثیر گذاشته است، روایت «مقاومت» به یک مضمون متحدکننده قدرتمند تبدیل شده است. نهادهای دولتی، شبکه‌های مذهبی و سازمان‌های اجتماعی اغلب با هم همکاری می‌کنند تا فشار خارجی را نه تنها به عنوان حمله‌ای علیه دولت، بلکه به عنوان حمله‌ای علیه عزت ملی و هویت اسلامی جلوه دهند. چنین اعتقاد و خوانش مشترکی موجب انسجام اجتماعی در مواقع بحرانی می‌شود.

البته، قابلیت‌های نظامی ایران، از جمله برنامه موشکی آن، بخش مهمی از استراتژی بازدارندگی این کشور را تشکیل می‌دهد. این قابلیت‌ها به دشمنان نشان می‌دهد که ایران ابزارهای لازم برای پاسخ به هرگونه تجاوزی را در اختیار دارد. با این حال باید تاکید کرد که سخت‌افزار به تنهایی نمی‌تواند جایگاه استراتژیک یک ملت را حفظ کند. بدون وحدت داخلی، قدرت نظامی می‌تواند متزلزل شود و رهبری ایران یقینا می‌داند که موشک‌ها مانع حملات می‌شوند، اما پایداری بلندمدت زائیده وحدت و اعتقاد است.

نقش نهادهایی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ترکیب ابعاد ایدئولوژیک و امنیتی را بیشتر نشان می‌دهد. سپاه صرفا یک نیروی نظامی نیست؛ بلکه نگهبان اصول انقلاب نیز هست. اعضای آن اغلب خود را مدافع ملت و مبانی مذهبی آن می‌دانند. این هویت دوگانه، مضمون گسترده‌تر وحدت بین دین و دولت را تقویت می‌کند.

به گفته برخی منتقدان، چنین سیستمی از حکمرانی می‌تواند تکثرگرایی سیاسی و مخالفت را کاهش دهد. در واقع، مدل حکمرانی ایران همچنان موضوع بررسی‌های شدید بین‌المللی و داخلی است. با این حال، به اعتقاد حامیان این چنین سیتسمی، ساختار آن موجب شفافیت اهداف می‌شود و کشور را از بی‌ثباتی سیاسی که در سایر نقاط منطقه شایع است، مصون می‌دارد.

در منطقه غرب آسیا که شاخصه آن اغلب بحران‌های حکمرانی و چندپارگی ایدئولوژیک است، مدل ایران یک استثنا است. همسویی اقتدار مذهبی با فرماندهی سیاسی می‌تواند پاسخ به تهدیدات خارجی را ساده کرده و طی دهه‌ها می‌تواند یک جهت استراتژیک ثابت را حفظ کند. در حالی که در سایر مناطق دولت‌ها ممکن است با انتخابات یا کودتا به طور چشمگیری تغییر کنند، چارچوب ایدئولوژیک اصلی ایران تداوم قابل توجهی را نشان داده است.

در پایان باید گفت که قدرت ایران در چیزی بیش از زرادخانه نظامی آن نهفته است. قدرت ایران در ساختار حکومتی آن است که ناشی از اجماع مشروعیت معنوی با اقتدار سیاسی و نیز توده مردم است که به این اجماع اعتقاد دارند. چه این مدل تحسین‌برانگیز دانسته و چه مشکل‌ساز دانسته شود، تأثیر آن بر تاب‌آوری ایران غیرقابل انکار است.

با مشاهده تنش‌های منطقه‌ای، باید چیزی فراتر از اخبار مربوط به موشک‌ها و رزمایش‌های نظامی را مد نظر داشت. برخلاف چندین کشور عربی مانند عراق، لیبی یا سوریه که طی مدت‌های مدید، اغلب شکاف‌های عمیقی از بی‌اعتمادی بین مردم و سران آنها ایجاد وجود داشت، پایداری ایران اغلب ناشی از اعتقادات است: اعتقاد به رهبری، اعتقاد به ایدئولوژی و اعتقاد به سرنوشت مشترک ملی و مذهبی.

نوشته های مرتبط

منشورات ذات صلة

Related posts

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

أحدث المحتوى

Latest News

پربحث ترین مطالب

المحتوى الأكثر مناقشة

The Most Discussed

پیمایش به بالا