یادداشت | صوفیان علیه جهادی‌ها در موگادیشو

جهادگرایی خطری است که دائماً در حال تغییر شکل است؛ گاه به صورت تروریسم محلی ظاهر می‌شود و گاه به عنوان تهدیدی برای امنیت جهانی. اما سومالی در این میان استثناست و گروه‌های افراطی در این کشور همواره قدرت خود را حفظ کرده‌اند.

جهادگرایی خطری است که دائماً در حال تغییر شکل است؛ گاه به صورت تروریسم محلی ظاهر می‌شود و گاه به عنوان تهدیدی برای امنیت جهانی. اما سومالی در این میان استثناست و گروه‌های افراطی در این کشور همواره قدرت خود را حفظ کرده‌اند. الشباب، شاخه القاعده در سومالی، طی دو دهه گذشته بارها به نهادهای دولتی، مراکز امنیتی و هتل‌های بزرگ در موگادیشو حمله کرده است. حتی در آوریل گذشته، این گروه چندین شهر مهم در فاصله ۱۵۰ مایلی پایتخت را تصرف کرد و همچنان با بمب‌گذاری و موشک‌اندازی امنیت منطقه را تهدید می‌کند. «مأموریت صلح‌بانان اتحادیه آفریقا در سومالی» نیز با چالش‌های جدی روبه‌روست و اخیراً اعلام شده که برای ادامه عملیات به ۸۰۰۰ نیروی اضافی نیاز دارند.

رشد جهادگرایی در سومالی سرنوشتی تلخ و غم‌انگیز دارد. اسلام در این کشور ریشه در تصوف و عرفان دارد و اختلافات اصلی میان مردم بیشتر قبیله‌ای و منطقه‌ای است. پس از فروپاشی دولت در دهه ۱۹۹۰، جنگ‌جویان قبیله‌ای و جدایی‌طلبان، نه مبلغان ایدئولوژی‌های دینی، بر سر قدرت با هم درگیر شدند. اما در نبود نهادهای ملی کارآمد، جهادگرایی توانست به‌راحتی جایگاه خود را تثبیت کند.

الشباب در این درگیری‌های طولانی‌مدت از دولت پیشی گرفته است. این گروه در سال ۲۰۰۶ تشکیل شد، در حالی که ارتش سومالی تا سال ۲۰۰۸ وجود خارجی نداشت. برای بسیاری، جهادگرایی راهی برای فرار از نظام قبیله‌ای و ابزاری برای انتقام‌گیری بوده است. الشباب نیز اغلب نیروهای خود را از قبایل محروم جذب می‌کند. دولت تلاش می‌کند تا پایگاه خود را مستحکم کند، اما فعالیت آزادانه مربیان نظامی، قاچاقچیان سلاح و ایدئولوگ‌های افراطی کار را دشوار کرده است. این گروه تروریستی در مقایسه با هر نهاد دیگر، فرصت‌های بیشتری برای غارت و اعمال قدرت در اختیار جنگ‌جویانش قرار می‌دهد.

حسن شیخ محمود، رئیس‌جمهور سومالی از «جنگ ایدئولوژیک» با الشباب سخن می‌گوید. این سیاستمدار ۶۹ ساله که خود در ماه مارس هدف حمله تروریستی قرار گرفت اما جان سالم به در برد، با استناد به قرآن تأکید دارد که اسلام به کرامت انسان احترام می‌گذارد. در مقابل، او الشباب را گروهی توصیف می‌کند که «در یک لحظه هزاران نفر را می‌کشند.»

دولت برای مقابله با ایدئولوژی جهادی، یک شبکه تلویزیونی راه‌اندازی کرده تا روایتی معتدل از اسلام ارائه دهد. همچنین دو کنفرانس با حضور ۳۰۰ عالم دینی برگزار شده تا الشباب محکوم شود. رئیس‌جمهور اعتراف می‌کند که این اقدامات تا حدی به دلیل بی‌اعتمادی مردم به سیاستمداران ضروری بوده است: «وقتی یک سیاستمدار از بدی‌های الشباب می‌گوید، مردم آن را سیاسی می‌دانند. اما وقتی یک عالم دینی فتوایی علیه آنها صادر می‌کند، مردم بیشتر می‌پذیرند.»

نقش صوفیان در مبارزه با افراط‌گرایی

عبدالقادر معلم نور، سیاستمدار و امام صوفی، معتقد است که این اقدامات کافی نیست. او که زمانی متحد رئیس‌جمهور بود و حالا به رقیب او تبدیل شده، می‌گوید: «صوفیان فتوا دادند، اما چه کسی آن را اجرا می‌کند؟ رئیس‌جمهور تلاش خود را کرده، اما در نهایت به نیروی قهریه نیاز است.»

هنگام ملاقات با او در مسجدش، هیچ محافظی دیده نمی‌شد. نور که رهبر یک حزب سیاسی جدید و وزیر سابق دولت است، اخیراً از سمت خود به عنوان سفیر سومالی در سازمان همکاری اسلامی استعفا داده و به سیاست بازگشته است. با این حال، او خود را بیشتر یک رهبر معنوی می‌داند تا سیاستمدار.

نور که پسر یک روحانی سرشناس است، پس از سال‌ها زندگی در خارج، در سال ۲۰۰۹ به موگادیشو بازگشت؛ زمانی که الشباب ۸۰ درصد پایتخت را کنترل می‌کرد. او یک گروه نظامی صوفی تشکیل داد تا با جهادی‌ها بجنگد. در این درگیری‌ها بیش از ۲۰۰ نفر از نیروهایش کشته شدند، اما توانستند جهادی‌ها را به مناطق دورتر برانند. البته این پیروزی هزینه‌هایی هم داشت: الشباب پسر و خواهر نور را به قتل رساند.

نور با حسرت از روزگاری یاد می‌کند که جهادگرایی در سومالی جایی نداشت: «پیش از جنگ داخلی، حتی یک جهادی هم در این کشور نبود. اینجا سرزمین تصوف بود.» اما امروز تقریباً تمام نهادهای کشور فروپاشیده‌اند و آنچه باقی مانده یا مذهبی است یا قبیله‌ای. شاید همین بی‌ساختاری، جذابیت جهادگرایی را در سومالی افزایش داده باشد: رادیکالیسم اسلامی با وعده‌های ساده و جهان‌شمول خود، برای برخی راه‌حلی فوری به نظر می‌رسد. جالب اینجاست که الشباب به عنوان یک گروه تروریستی، ساختاری منسجم‌تر و پایدارتر از دولت سومالی دارد.

با این حال، خارجی بودن جهادگرایی می‌تواند نقطه ضعف آن در کشوری باشد که با وجود دهه‌ها جنگ، هنوز روحیه ملی‌گرایانه قدرتمندی دارد. نور در حالی که روی فرش دست‌باف نشسته و از دانه‌های قهوه آغشته به روغن کنجد (نوشیدنی رایج در محافل عرفانی سومالی) تعارف می‌کند، راه‌حل را در هویت منحصر به فرد سومالی می‌داند: «اگر الشباب بخواهد سومالی را با مرزها و پرچمش به رسمیت بشناسد، من خودم از آنها استقبال می‌کنم. آنها هم از ما هستند. اگر به دنبال قدرتند، بیایند گفت‌وگو کنیم. اما اگر بخواهند سومالی را از نقشه جهان محو کنند، قطعاً مقاومت خواهیم کرد.»

شاید پاسخ نهایی به تروریسم، نه در جنگ، بلکه در بازتعریف هویت ملی و دینی سومالی نهفته باشد.[1]


[1] wsj.com/opinion/sufis-vs-jihadists-in-mogadishu-somalia-al-shabaab-radical-terror-49efaa6a

نوشته های مرتبط

منشورات ذات صلة

Related posts

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

أحدث المحتوى

Latest News

پربحث ترین مطالب

المحتوى الأكثر مناقشة

The Most Discussed

پیمایش به بالا