زمانی که ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ حملات خود به ایران را آغاز کردند، تصاویر ستونهای دود که بر فراز شهرهای ایران به هوا میخواست، بر صدر اخبار چیره شد. اما ویژگی دیگری در خط افق این شهرها ثابت مانده است: هزاران دیش ماهواره که بر پشتبامهای تهران خودنمایی میکنند و سیگنالهایی را که از فرسنگها دورتر از مرزهای ایران منشأ میگیرند، دریافت میکنند؛ آن هم علیرغم تلاشهایی که برای مصادره آنها صورت گرفته است.
به مدت دو دهه، کانالهای تلویزیونی مسیحیِ تولید شده در ایالات متحده و اروپا راه خود را به خانههای ایرانیان باز کردهاند. برخی از این برنامهها، بازتابدهنده ایدههای آخرالزمانی شخصیتهای آمریکایی مروج جنگ هستند که بر تفاسیر کتابمقدس — که از دیرباز در آموزههای تبشیری (اونجلیکال) حضور داشته — تکیه میکنند. «هال لیندزی»، نویسنده، در دهه ۱۹۷۰ با کتاب پرفروش خود «کره زمین، سیاره بزرگِ مرحوم»، این ایدهها را عامهپسند کرد؛ کتابی که «پرشیا» (ایران) را به عنوان نیروی متخاصمِ پیشگوییشده در درگیری قریبالوقوع آخرالزمانی معرفی میکرد که زمینهساز ظهور مجدد عیسی مسیح خواهد بود.
من در کتاب سال ۲۰۲۵ خود با عنوان «مأموریتهای ماهوارهای: ظهور تلویزیون مسیحی در خاورمیانه»، نشان میدهم که چگونه این برنامهها به ابزاری برای ترویج این پیامها میان مسیحیان و نوکیشان تبدیل شدهاند و منطقه را در مرکز یک «جنگ ایمانیِ» طولانیمدت قرار دادهاند.
مأموریتهای ماهوارهای
البته مسیحیت خود در خاورمیانه متولد شده است و سنتهای عمیق و متنوع این منطقه قدمتی بسیار فراتر از هرگونه فعالیت میسیونری (تبشیری) غربی دارد. جوامع باستانی مانند آشوریها، قبطیها، مارونیها و ارامنه، میراث مذهبی و الهیاتی خود را در طول نسلها حفظ کردهاند و برخی از قدیمیترین سنتهای مسیحی مداوم جهان را تشکیل میدهند.
اما کلیساهای تبشیری به مدت دو قرن در این منطقه به تبلیغ مذهبی پرداختهاند. در طول ۵۰ سال گذشته، رسانههای تبشیری در لحظات بحرانی و در جاهایی که کنترل ضعیف دولتی فضایی برای تبلیغ ایجاد کرده، شکوفا شدهاند.
در طول جنگ داخلی لبنان که از ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۱ به طول انجامید، اونجلیکالهای آمریکایی مانند «جورج اوتیس» (مدیر اجرایی سابق) و «پت رابرتسون» (بنیانگذار شبکه CBN)، کانالی را تأسیس کردند که اکنون با نام «تلویزیون خاورمیانه» شناخته میشود. این شبکه مسیحی سیگنال خود را از جنوب لبنان (تحت اشغال اسرائیل) بین سالهای ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۰ ارسال میکرد و در یک منطقه خاکستریِ قانونی فعالیت مینمود که مقررات رسانهای اسرائیل و لبنان را دور میزد.
هدف اصلی ایستگاه، تغییر دین یهودیان اسرائیل به مسیحیت و از این طریق، کمک به تحریک سلسله وقایع آخرالزمانی بود. این جاهطلبی با چارچوبهای پیشگویانهای که در آن زمان در کلیساهای تبشیری آمریکا محبوب بود، همخوانی داشت.
الگوی مشابهی پس از واقعه ۱۱ سپتامبر و در جریان جنگ عراق که در سال ۲۰۰۳ آغاز شد، پدیدار گشت. «پل کراوچ»، بنیانگذار شبکه ترینیتی (TBN)، مانند بسیاری دیگر از اونجلیکالها، معتقد بود حمله آمریکا فرصتی برای راهاندازی یک «جنگ روحانی» است؛ نبردی میان خیر و شر در خاورمیانه. او از عراق بازدید کرد و تجهیزات دریافت ماهواره را توزیع نمود تا مردم محلی بتوانند برنامههای تبشیری را به زبان عربی دریافت کنند.
بسیاری از اونجلیکالها، درگیری عراق را از دریچه آخرالزمانی تفسیر کردند و آشفتگیها را سندی بر پیشگوییهای کتابمقدس میدیدند. برخی مانند «مارک هیچکاک»، کشیش اهل اوکلاهما، حتی ادعا کردند که سقوط بغداد و سرنگونی صدام حسین، بازتابی از توصیفات متون مقدس درباره نابودی «بابل» پیش از بازگشت مسیح است. این امر ثابت کرد که ابزاری قدرتمند برای جمعآوری کمکهای مالی میان حامیان آمریکای شمالی است که مشتاق تسریع آنچه «تقویم الهی» میدیدند، بودند.
پخش برنامههای فارسی
در ایران، تاریخ تبشیری غرب به قرن نوزدهم بازمیگردد. اما بحثبرانگیزترین شکل آن حدود دو دهه پیش ظهور کرد؛ زمانی که شبکههای مسیحی شروع به استفاده از فناوریهای جدید برای دور زدن دههها محدودیت در حوزههای رسانه و دین کردند.
پس از انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷)، جمهوری اسلامی به مسیحیان ارمنی و آشوری اجازه داد تا به آیینهای باستانی خود با زبانهای خود عمل کنند. دولت رسماً آنها را به عنوان اقلیتهای مذهبی به رسمیت میشناسد. با این حال، فعالیتهای پروتستان به زبان فارسی را که با مأموریتهای غربی مرتبط میدانست، عملاً جرمانگاری کرد.
از آنجا که تبشیریها — که بخش کوچکی از مؤمنان مسیحی ایران را تشکیل میدهند — برای عبادت بر زبان فارسی تکیه داشتند، این ممنوعیت منجر به تعطیلی کلیساها، آزار و اذیت رهبران آنها و منع شدید فعالیتهای تبشیری شد. تغییر دین از اسلام به مذهبی دیگر در ایران غیرقانونی است و نوکیشان با خطر مجازات روبرو هستند.
تا سال ۲۰۰۶، سازمانهای مسیحی در خارج از کشور به پخش ماهوارهای به عنوان راهی آسانتر برای دسترسی به مخاطبان ایرانی روی آوردند. دیشهای ماهواره، اگرچه رسماً ممنوع بودند، اما بسیار گسترده بوده و کنترل آنها برای مقامات دشوار بود. ردیابی اینکه واقعاً چه کسی این کانالها را تماشا میکند بسیار دشوار است، اما تولیدکنندگان ادعا میکنند که پخش برنامههای مسیحی به تقویت کلیساهای خانگی مخفی در سراسر ایران کمک کرده است.
ایمانداران که در اتاقهای نشیمن جمع میشدند و اغلب توسط برنامههای تلویزیونی و گروههای همراه در واتساپ هدایت میشدند، به مطالعه انجیل و دعای گروهی میپرداختند. بسیاری از نوکیشان باورهای خود را پنهان نگه میداشتند تا از آزار و اذیت در امان بمانند.
در حالی که تأیید آمار دقیق دشوار است، دولتهای غربی و گروههای حقوق بشری افزایش دستگیری نوکیشان را در طول سالها گزارش کردهاند. برخی از آن سازمانها میگویند جمهوری اسلامی نوکیشان را به همکاری با عوامل خارجی متهم کرده است.
۳ شبکه
همانطور که در کتابم بحث میکنم، سه شبکه اصلی مسیحی فارسیزبان، رویکردهای متفاوتی را به این مأموریت دیجیتال نشان میدهند.«سات-۷ پارس» (SAT-7 PARS) که توسط میسیونر بریتانیایی «ترنس اسکات» و ائتلافی از سازمانهای تبشیری غربی تأسیس شد، راهبردی محتاطانه را در پیش گرفت که طبق شعار این کانال، هدفش «نمایان ساختن محبت خدا» بود. این شبکه بر برنامههای کودکان و نمایشهایی که ایدههای غربی درباره حقوق زنان و زندگی خانوادگی را برجسته میکرد، تأکید داشت. حتی این رویکرد نرمتر نیز با مقاومت روبرو شد: در سالهای اولیه، دفاتر ترجمه سات-۷ در تهران بارها مورد یورش قرار گرفت، کارکنان بازداشت شدند و عملیات ترجمه به انگلستان و قبرس منتقل شد.
شبکه «نجات» (Nejat) متعلق به شبکه ترینیتی (TBN) و شبکه «محبت» (Mohabat TV) متعلق به شبکه CBN، رویکرد تقابلیتری را در پیش گرفتند. «رضا صفا»، یک نوکیش ایرانی که در سوئد و ایالات متحده به یک واعظ پنطیکاستی تبدیل شد، با «کراوچ» شریک شد تا شبکه نجات را راهاندازی کند. صفا مسیحیت را درگیر نبردی با آنچه او نیروهای «شیطانیِ» اسلام افراطی مینامید، تصویر میکرد.
شبکه محبت نیز بر عناصر این جنگ روحانی و همچنین «آیات و معجزات» اعجازآمیز تأکید داشت. این کانال غسل تعمیدهای مخفیانه نوکیشان ایرانی را مستند میکرد.
شاید جنجالیترین تحول، ورود آموزههای صهیونیسم مسیحی به پخشهای ماهوارهای فارسی باشد. صهیونیسم مسیحی تعلیم میدهد که دولت مدرن اسرائیل نقشی محوری در پیشگوییهای کتابمقدس ایفا میکند. در سالهای اخیر، شبکه محبت مستندهایی با کیفیت تولید بالا مانند «در قدمهای عیسی» پخش کرده است؛ فیلمی به زبان فارسی درباره «سرزمین مقدس» که اسرائیل را نه به عنوان یک دشمن سیاسی، بلکه به عنوان ملتی که همه مسیحیان باید گرامی بدارند، تصویر میکند.
زبان جنگ
در آغاز جنگ سال ۲۰۲۶، سرویس ماهوارهای «یاهست» (یک اپراتور اماراتی که میزبان کانالهای مسیحی فارسیزبان و دیگر پخشها است) با اختلالاتی مواجه شد. دولت ایران اغلب متهم به ارسال پارازیت بر روی سیگنالهای ماهوارهای شده است.
در همین حال، زبان مذهبی درباره این درگیری در سیاست آمریکا همچنان رو به تشدید است و برخی مفسران تبشیری به پیشگوییهای آخرالزمانی استناد میکنند.
از اوایل دهه ۱۹۸۰، مأموریتهای تلویزیونی تبشیری در منطقه، پیامی مشابه درباره سیاست، دین و آخرالزمان را — تحت لوای تغییر دین — پیش بردهاند.[1]
[1] theconversation.com/christian-satellite-tv-has-broadcast-evangelical-faith-and-end-times-prophecies-into-iran-for-decades-280349











