یادداشت | چرا مقاومت ایران برای شیعیان هند «بیگانه» نیست

نگرانی و همبستگی شیعیان جنوب آسیا با ایران، ادامه‌ی نوعی آگاهی تاریخی، عاطفی و مذهبی چندصدساله است که از شهادت امام حسین در کربلا نیرو می‌گیرد.

«اگر این‌قدر نگران اتفاقات ایران هستید، بروید ایران.» کولدیپ کومار، افسر ناحیه سامبهال در ایالت اوتار پرادش، در واکنش به تظاهرات جاری پیرامون ترور رهبر عالی ایران چنین گفت. جالب آن‌که عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، نیز اظهارنظری مشابه خطاب به روحانیون شیعه این کشور مطرح کرده بود.

با وجود همه تفاوت‌ها در دیدگاه‌های این دو کشور، یک پرسش مشترک باقی می‌ماند: چرا شیعیان تا این حد نسبت به رویدادهای ایران حساس‌اند؟

آیا این موضوع پدیده‌ای تازه است؟ یا ریشه‌ای طولانی در تاریخ دارد؟

انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ حمایت گسترده‌ای از سوی توده‌های شیعه هند دریافت کرد، تا جایی که تصاویر خمینی، خامنه‌ای و پرچم جدید ایران به منظره‌ای آشنا در خانه‌های شیعیان تبدیل شد؛ از تقویم‌ها گرفته تا برچسب‌های روی یخچال‌ها و درها، و حتی جلد مجلات مذهبی و فرهنگی. شیعیان شبه‌قاره، شاه پهلوی ایران را فردی ستمگر و ظالم می‌دانستند و از جنبش مقاومت حمایت می‌کردند. حتی کسانی که طرفدار خمینی نبودند نیز از ایده مقاومت او در برابر شاه پشتیبانی می‌کردند.

این نگاه، با رفتار تحقیرآمیز سلسله پهلوی نسبت به حرمت اماکن مقدس در ایران بیشتر شکل گرفت. در سال ۱۹۳۶، اعتراضاتی در مشهد علیه سیاست‌های شاه شکل گرفت و نیروهای امنیتی در نهایت با سرکوب خشونت‌آمیز به تظاهرکنندگانی که در مجموعه حرم امام رضا گرد آمده بودند، پاسخ دادند. نیروهای امنیتی به دستور شاه وارد حرم شدند و کشتاری بی‌رحمانه به راه انداختند.

سید اکرام عباس رضوی، شاعر و پژوهشگر ساکن بنارس، در مورد پدرش، سید جرار حسین رضوی—مهندس بازنشسته راه‌آهن هند، پژوهشگر و سردبیر مجله «انتظار»—می‌گوید که پدرش از جمله کسانی بود که به‌شدت منتقد انقلاب اسلامی ایران بود، اما همچنان شاه ایران را فردی ستمگر و بی‌رحم می‌دانست. او هرگز در انتقاد از خمینی و ایده‌هایش درباره اسلام اجباری تردید نداشت، اما در عین حال از انقلاب مردمی حمایت می‌کرد.

ریشه‌های همبستگی

اگر به گذشته تاریخی نگاه کنیم، رویدادهای متعددی در غرب آسیا وجود داشته که موجب شکل‌گیری اعتراض‌ها و ابراز همبستگی گسترده از سوی شیعیان شبه‌قاره شده است. سید حسن، رئیس پیشین گروه زبان فارسی دانشگاه پتنا، در مقاله‌ای با عنوان «چند شاعر نامدار لکهنو: در پرتو یک دفتر خاطرات قدیمی»، گزارشی مهم از دفتر خاطرات نواب نجت حسین خان عشقی از دولی‌گات پتنا نقل می‌کند. او می‌نویسد که در ۲۶ مه ۱۸۴۳، نواب در مجلسی در امامباره میر باقر در لکهنو شرکت کرده بود که در آن، شاعر برجسته شیعه، میرزا دبیر، به مرثیه‌خوانی مشغول بود.

بر اساس این دفتر خاطرات، میرزا دبیر بر منبر رفت و مرثیه‌ای طولانی درباره وقایع غم‌انگیز کربلا و رنج‌های شهدا خواند. در این مرثیه، او به حوادث اخیر آن زمان در کربلا نیز اشاره کرده بود. حدود دو هزار نفر در این مجلس حضور داشتند و سراسر جمعیت را اندوه فرا گرفت. این مرثیه که بیش از ۱۲۴ بند داشت، با این مصرع آغاز می‌شد:

«ای قهر خدا، رومیان (منظور حکومت عثمانی است) را زیر و زبر کن»

در پاورقی، به نقل از دفتر خاطرات نواب نجت حسین خان آمده است که حاکم منصوب بغداد از سوی عثمانی‌ها، به دلایلی نامشخص، به یکی از فرماندهان خود دستور حمله به کربلا را داده بود. بر این اساس، در ۱۱ ذی‌الحجه سال ۱۲۵۸ هجری، حمله‌ای صورت گرفت که در آن بیش از دوازده هزار نفر از ساکنان کربلا کشته شدند. همچنین گفته شده که دو هزار نفر در داخل حرم حضرت عباس به شهادت رسیدند و مهاجمان اموال ارزشمند حرم‌ها، از جمله زیورآلات طلا و نقره و خزانه‌ها را غارت کرده و میان نیروهای خود تقسیم کردند.

میرزا ابوطالب خان، مأمور مالیاتی در خدمت نواب اوده، در سفرنامه خود می‌نویسد: «در آوریل ۱۸۰۲، زمانی که بخش قابل توجهی از ساکنان کربلا برای زیارت به نجف رفته بودند، نیرویی حدود ۲۵ هزار نفر از وهابیان، سوار بر شترهای تندرو و اسب‌های عربی، حمله‌ای ناگهانی از بیابان ترتیب دادند. آنان با کمک همدستانی در داخل شهر، به سرعت کنترل کربلا را به دست گرفتند. آنچه پس از آن رخ داد، دوره‌ای طولانی از خشونت و ویرانی بود. مهاجمان ساعت‌ها به کشتار و غارت شهر پرداختند و هم مردم و هم اماکن مقدس را هدف قرار دادند. تلاش‌های متعددی برای کندن صفحات طلایی حرم انجام شد و مقبره‌ها و بناهای اطراف به‌شدت آسیب دیدند.»

میرزا ابوطالب همچنین می‌نویسد که وجوه و موقوفات منظمی از اوده به شهرهای مقدس شیعه ارسال می‌شد تا برای تعمیر، بازسازی و زیباسازی اماکن زیارتی هزینه شود. این روند بعدها رسمی‌تر شد و به «وقف اوده» شهرت یافت و حتی پس از سقوط اوده نیز ادامه پیدا کرد.

در نیمه دوم قرن نوزدهم، پیوندهای فرهنگی و شبکه‌های فرامنطقه‌ای تقویت و سازمان‌یافته‌تر شدند و مبالغ هنگفتی—که در نهایت از ۶۰ لک روپیه فراتر رفت—برای نگهداری مجموعه‌های زیارتی، پرداخت مستمری به علما، و حمایت از زائران و نیازمندان در این مراکز مقدس، از اوده به شهرهای زیارتی نجف و کربلا اختصاص یافت.

نواب آصف‌الدوله مبالغ قابل توجهی به غرب آسیا اختصاص داد. او هزینه احداث کانالی برای انتقال آب به نجف را پرداخت که هنوز با نام «کانال آصفیه» یا «هندیه» شناخته می‌شود؛ همچنین مهمانسرایی برای زائران هندی و کتابخانه‌ای با هفتصد نسخه خطی در همان شهر تأسیس کرد. حکومت او همچنین مسجدی در کوفه، دروازه‌ها و بازار کاظمین را مرمت کرد و کمک‌های مالی برای حمایت از معلمان دینی و نیازمندان در کربلا ارسال نمود.

عالمان دینی، زائران و بازرگانان اوده به زیارتگاه‌های مقدس شیعه سفر می‌کردند که در عین حال مراکز مهم علمی نیز بودند. در دوران نواب آصف‌الدوله، دانش‌پژوهان در کربلا و نجف تحصیل می‌کردند و سپس به لکهنو بازمی‌گشتند تا رهبری اجتماعات دینی محلی را بر عهده بگیرند.

تحولات سیاسی، روایت‌ها و رخدادهای غرب آسیا از طریق «مجالس»—گردهمایی‌های یادبود که محور آیین‌های محرم هستند—به توده‌های مردم هند منتقل می‌شد. در این مجالس، خطابه‌ها، مرثیه‌ها و دیگر قرائت‌ها صرفاً به بازگویی تراژدی کربلا محدود نبود، بلکه آن را در چارچوبی گسترده‌تر از تاریخ مداوم رنج، مقاومت و مبارزه اخلاقی قرار می‌داد.

محرم و میراث مقاومت

نکته مهم این است که این فضاهای یادبود به یک جامعه خاص محدود نبودند. در دشت‌های گنگ، محرم به یک سنت فرهنگی مشترک تبدیل شد که حتی بخش‌هایی از جمعیت هندو نیز در آن مشارکت داشتند. از خلال این روند، یاد کربلا و تجربه‌های معاصر جوامع شیعه در غرب آسیا و دیگر درگیری‌های جهانی، در بافت اجتماعی گسترده‌تری تنیده شد و محرم را به رسانه‌ای نیرومند برای تأمل اخلاقی، همبستگی جمعی و مقاومت تبدیل کرد.

نجم افندی، شاعر برجسته شیعه از آگرا، در اوایل قرن بیستم با برانگیختن حس عمیقی از مقاومت و امید می‌نویسد:

وقتی ابرهای تاریک گناه بر جهان سایه می‌افکنند،

چهره‌ای درخشان چون ماه و خورشید نمایان می‌شود.

وقتی فریب و دنیاطلبی جهان را درمی‌نوردد و چنین مصیبتی فرود می‌آید،

وقتی صاحبان قدرت به ستمگران بدل می‌شوند، انسانی دلیر به مقابله برمی‌خیزد.

جلد کتاب «شاعر اهل بیت در زندان» اثر نجم افندی (مجموعه‌ای از اشعار نجم افندی در زندان). این شاعر در جریان شورش تبرا دستگیر شد.

این مرثیه هنوز هم به‌صورت نوحه در دسته‌های عزاداری محرم در اوتار پرادش، بیهار و کراچی به‌طور گسترده خوانده می‌شود. افندی در این ابیات، حسین را نه صرفاً یک شخصیت تاریخی، بلکه نمادی جهانی از مقاومت معرفی می‌کند که ایستادگی‌اش فراتر از کربلا طنین‌انداز است. شاعر با بهره‌گیری از این تصویرسازی از خطر اخلاقی و شجاعت، می‌کوشد وجدان و حافظه جمعی مردمی را که لزوماً با سنت‌های اردو-فارسی آشنا نیستند، بیدار کند.

در مقابل، هم‌عصر او، محمد اقبال، با نگاهی متفاوت به تاریخ اسلام، فتوحات امپراتوری‌های اسلامی را می‌ستاید. او در شعر «شکوه» می‌نویسد:

ما پیام والای تو را نه‌تنها در دشت‌ها، بلکه از رودها نیز گذراندیم،

و به دل تاریک‌ترین دریاها تاختیم.

در حالی که اقبال فتوحات امپراتوری‌هایی چون امویان، عباسیان و عثمانیان را می‌ستاید و آن را دوران طلایی می‌داند، ناتونی لعل وحشی، شاعر هندو از بیهار و هم‌عصر دیگر اقبال، این فرهنگ خشونت را به چالش می‌کشد و در پاسخ می‌نویسد:

آن‌که سودای غارت دارد، چرا باغ را رها کند؟

بوستان را به آتش کشیدند و حتی کوه‌ها را شکستند.

به گفته اقبال، چه زمانی دریا از تاخت‌وتاز آنان در امان ماند؟

همان اسب‌هایی که بر سینه تاریکی تاختند،

بازگشتند و بر پیکر وارث حیدر تاختند،

و بر بدن آن‌که روزی بر دوش پیامبر بود، یورش بردند.

ناتونی لعل وحشی با به تصویر کشیدن خشونت عریان و کوری اخلاقی نیروهایی که از طمع و قدرت تغذیه می‌شوند، نشان می‌دهد که وقتی خشونت بر پایه غارت و سلطه شکل گیرد، هیچ چیز—نه باغ و نه سرزمین—مقدس باقی نمی‌ماند. او در واکنش به سخنان اقبال تأکید می‌کند همان نیرویی که سرزمین‌ها را فتح کرد، بازگشت و پیکر حسین، نوه پیامبر، را زیر سم اسبان خود گرفت. این شعر همچنین به تنش‌های فرقه‌ای رو به افزایش میان اهل سنت و شیعیان در هند دوران استعمار اشاره دارد. این مرثیه در دوره جنبش «تبرّا» سروده شد؛ دوره‌ای که با ناآرامی‌های شدید اجتماعی همراه بود و در نهایت به خشونت گسترده انجامید. در پی آن، جامعه شیعه دست به نافرمانی مدنی علیه اکثریت سنی زد.

برچسبی از تصاویر امام خمینی و امام خامنه‌ای همراه با نشان ملی ایران بر روی یک تابلوی برق در هند.

در سال ۱۹۳۹، جواهر لعل نهرو در نامه‌ای به سردار والابهبای پاتل می‌نویسد که شدت تلخی روابط میان شیعه و سنی بسیار قابل توجه است. او در اشاره به جنبش تبرّا (که اعتراضی از سوی شیعیان علیه برگزاری مراسم ستایش صحابه پیامبر در برابر یادبود شهادت نوه او بود) می‌نویسد که خواسته شیعیان این بود که یا دولت حق برگزاری این مراسم را از اهل سنت سلب کند یا به آنان اجازه دهد در مراسم عمومی به لعن این صحابه بپردازند. با گذشت زمان، شکاف میان شیعه و سنی عمیق‌تر شد و به دشمنی‌های ریشه‌دار انجامید. در این دوره پرتنش، بیش از ۹۵۰۰ شیعه به‌صورت داوطلبانه در چارچوب جنبش نافرمانی مدنی خود را تسلیم بازداشت کردند.

از زمان جنبش «تبرّا»، روابط میان اهل سنت و شیعیان در شبه‌قاره اغلب پرتنش بوده است؛ به‌گونه‌ای که تنش‌های فرقه‌ای و خشونت‌های پراکنده، تقریباً هیچ ایالتی را از شکاف‌های مذهبی مصون نگذاشته‌اند.

همبستگی نادری فراتر از فرقه‌ها

با این حال، در پی ترور رهبر عالی ایران، علی خامنه‌ای، تحول قابل توجهی رخ داد. در سراسر هند، مسلمانان هر دو مذهب با برگزاری راهپیمایی‌ها و مراسم عزاداری مشترک، اندوه جمعی خود را ابراز کردند؛ واکنشی چشمگیر و کم‌سابقه، با توجه به تاریخ طولانی اختلافات کلامی و درگیری‌های محلی. مداخلات خامنه‌ای در سیاست‌های منطقه‌ای و جهانی—به‌ویژه مخالفت قاطع او با سیاست‌های اسرائیل در فلسطین و ایستادگی در برابر امپریالیسم آمریکا—او را به نمادی وحدت‌بخش برای هر دو مذهب تبدیل کرده است. این امر به‌طور عمیق با حافظه تاریخی شهادت حسین در محرم هم‌خوانی دارد و یادآور مقاومت او در برابر استبداد، ستم و بی‌عدالتی اخلاقی است.

در جنوب آسیا، جایی که مسئله فلسطین در میان فرقه‌های مختلف بازتاب گسترده‌ای دارد، ایستادگی خامنه‌ای در برابر اشغالگری اسرائیل و سلطه‌طلبی آمریکا به نقطه تمرکزی کم‌نظیر تبدیل شد که از مرزهای تاریخی اختلافات عبور کرده و حس همبستگی و هدف مشترک را تقویت کرد. در زمانی که بسیاری از کشورهای با اکثریت مسلمان—که روابط راهبردی مهمی با ایالات متحده دارند—در قبال فلسطین عمدتاً سکوت اختیار کردند، خامنه‌ای به‌عنوان «رهبر» برای جامعه مسلمانان مطرح شد.

نگرانی و واکنش شیعیان جنوب آسیا نسبت به تحولات ایران، پدیده‌ای استثنایی یا ناگهانی نیست، بلکه ادامه تاریخی ریشه‌دار از پیوندهای فرامنطقه‌ای، حافظه مشترک مقاومت و همبستگی است که به‌مرور زمان گسترش یافته است. موارد بی‌عدالتی، فروپاشی اخلاقی و ستم، همواره در کنار تراژدی کربلا تفسیر شده‌اند و همین امر، شهادت حسین را به نقطه محوری اخلاقی و معنوی برای مقاومت شیعه در برابر ظلم در هر دوره‌ای تبدیل کرده است.

این جامعه در مواجهه با پیچیدگی‌های تغییرات دینی، اجتماعی و سیاسی، واکنش‌های متنوعی نشان داده است. با این حال، یکی از بنیادی‌ترین شیوه‌های بیان مقاومت و ابراز همبستگی، ترویج اندیشه‌ها و بسیج توده‌ها از طریق آیین‌های یادبودی محرم بوده است. این جامعه از طریق دسته‌های عزاداری خود در عرصه عمومی حضور داشته و از طریق مجالس، مرثیه‌ها و نوحه‌هایش صدای خود را به گوش رسانده است. در نتیجه، این تجربه‌های تاریخی که با سنت‌های فرهنگی یادبود و حافظه جمعی درهم‌تنیده‌اند، نوعی آگاهی را شکل داده‌اند که بر پایبندی پایدار به مقاومت در برابر استبداد و ستم استوار است.[1]


[1] frontline.thehindu.com/world-affairs/indian-shias-iran-solidarity-history/article70822692.ece

نوشته های مرتبط

منشورات ذات صلة

Related posts

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

أحدث المحتوى

Latest News

پربحث ترین مطالب

المحتوى الأكثر مناقشة

The Most Discussed

پیمایش به بالا