در جنگ اخیر آمریکا علیه ایران ، شیعیان کشورهای حاشیه خلیج فارس قدرت سیاسی، نظامی و ژئوپلیتیکی خود را بازیافتند به طوری که امروز در برابر محور شرارت آمریکایی- صهیونیستی تبدیل به چالشی بزرگ شدند که نه اقدامات سرکوبگرایانه حاکمان عربی در کشورهای حاشیه خلیج فارس و نه سازشکاری دولت لبنان علیه شیعیان کشور در کنترل و عقب نشینی آنها موثر نیست.
«علی الحسینی» کارشناس و فعال بین الملل در یادداشتی به تحلیل قدرت شیعیان بحرین و لبنان در برابر اقدامات سرکوبگرایانه دولت هایشان پرداخته است:
متن یادداشت به شرح ذیل است:
آمریکاییها که تمام پایگاههای خود را در منطقه از دست دادهاند و جایی برای پناه گرفتن از ایرانیان ندارند، حتی خانهای برای پناه گرفتن برای جلوگیری از خشم ایران و موشکهای مخرب آنها – که پایگاه جفیر در بحرین، مهمترین پایگاه ناوگان پنجم ایالات متحده در خلیج فارس، را به ویرانهای تبدیل کرد بازنده خواهند بود. آنها بخش زیادی از اعتبار و نفوذ خود را از دست دادهاند، برای خود دردسر ایجاد کردهاند و کینه، خشم و نفرت را در قلب اکثریت شیعه که در سراسر منطقه خلیج فارس، یمن، عراق و ایران بیش از ۲۰۰ میلیون نفر جمعیت دارند، عمیقتر کردهاند. رفتار حاکمان بحرین علیه اکثریت شیعه، مصادره حقوق آنها و جنگ مداوم و رو به افزایش آنها علیه آنها با لغو نهادهای مذهبیشان، از نظر شیعیان و ایرانیان، ادامه جنگی است که آمریکاییها و صهیونیستها علیه جمهوری اسلامی آغاز کردهاند و تشدید سیستماتیکی در جنگ نابودی است که یهودیان صهیونیست همچنان علیه شیعیان در لبنان، به ویژه در جنوب آن، به راه انداختهاند..
شیعیان ریشههای عمیقی در منطقه دارند. هر کجا که در غرب آسیا باشند، بیشترین تعداد و اکثریت را تشکیل خواهند داد. هر کجا که بروند و هر کجا که بیایند، ریشههایشان متصل باقی میمانند و گسترش مییابند تا بازگردند و یک قدرت بزرگ در منطقه و یک “کابوس” برای دشمنانشان را تشکیل دهند.
راه حل در طرد، سرکوب و حذف موجودیت فیزیکی آنها، مانند کاری که صهیونیستها در لبنان و آل خلیفه در بحرین انجام میدهند، نهفته نیست. شیعیان از مرحله ضعف و به حاشیه رانده شدن عبور کردهاند. امروز، آنها در اوج قدرت سیاسی، نظامی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود هستند. برای دشمنان آنها، چه حاکمانی مانند آل خلیفه و آل صباح، نهاد نامشروع صهیونیستی، یا آمریکا به عنوان یک قدرت بزرگ استعماری، احمقانه است که با تکبر و روشهای حذف فرقهای و باجگیری سیاسی عمل کنند.
درسهای تاریخ هنوز در وجدان شیعیان وجود دارد و حک شده است و آنها به ما یادآوری میکنند که آنها 50 سال پیش چگونه بودند و امروز چگونه هستند، به عنوان دومین مؤلفه مذهبی در جهان اسلام که نمیتوان آنها را نادیده گرفت یا حذف کرد، و حقوق دموکراتیک مشروع آنها را نمیتوان با روشهای سرکوب، کشتار، تبعید، آوارگی و مصادره حقوق ملی آنها از بین برد.
حمد آل خلیفة ، حاکم متکبر و حقیر بحرین، گام خطرناکی علیه شیعیان برداشته است، زمانی که تصور میکرد میتواند با برچیدن اوقاف جعفری و مصادره تمام املاک وقفی آن، که مدتها پیش از حکومت آل خلیفه و سلطنت جنایتکارانه آنها در بحرین وجود داشته است، جامعه شیعه را از بین ببرد. هیچ حاکمی تاکنون این کار را نکرده است، حتی عثمانیها یا انگلیسیهای حیلهگر.
آنها جرأت نکردند جوامع مذهبی را از بین ببرند، پس چگونه میتوانند جامعه شیعه را که اکثریت بحرین را تشکیل میدهد، از بین ببرند؟ این تصمیم حاکم بحرین، میخی خواهد بود که خود “پادشاه” متکبر بر پایههای لرزان تاج و تخت خود میکوبد.
تصمیم به لغو اوقاف جعفری و لاپوشانی این جنایت فرقهای با تصمیم فریبنده دیگری برای لغو اوقاف سنی و قرار دادن امور اوقاف تحت نظر وزارت دادگستری فرقهگرا و وزیر آن، اقدامی احمقانه و جنونآمیز است. این اقدام نه تنها شکاف بین اکثریت شیعه مظلوم و یک رژیم فرقهگرای مستبد و جنایتکار را افزایش میدهد، بلکه تنشهای منطقهای را نیز تشدید میکند و خلیج فارس را در مارپیچی از بیثباتی، خشم مردمی و تحریک علیه همسایه قدرتمند خود، ایران، فرو میبرد. ایران از جنگی نه تنها پیروز بیرون آمد، بلکه از تمام خطوط قرمز با دشمنان خود، چه آمریکاییها و چه حاکمان مطیع و بیاهمیتی مانند بحرین، امارات و خاندان آل صباح، عبور کرد
رفتار رژیم آل خلیفه و برخورد تحقیرآمیز آنها با شیعیان، با به کارگیری چنین روشهایی، لغو حقوق آنها و مصادره حقوق مذهبی و فرقهای آنها از طریق یک تصمیم نسنجیده و احمقانه، به آنها کمکی نخواهد کرد و حمد و رژیمش را از مخمصهای که در آن هستند نجات نخواهد داد.
این امر خشم مردم را شعلهور خواهد کرد و مسائل را از حوزه اعتراضات مسالمتآمیز فراتر برده و به چیزی بسیار جدیتر سوق خواهد داد. پویاییهای منطقهای پس از جنگ رمضان و فرسایش اعتبار آمریکا تغییر کرده است؛ آنها مانند قبل نیستند..











