مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات (حوزههای علمیه)، گفتگوهایی دربارۀ «رهبر شهید و رهبر جدید» از طریق تلویزیون اینترنتی پاسخ با کارشناسان و اساتید حوزوی داشتهاند که در این شماره به متن تحلیل امامِ شهید در بیانات حجت الاسلام والمسلمین استاد غریب رضا با موضوع «افکار عمومی قاره آفریقا پیرامون تحولات اخیر ایران» خواهیم پرداخت.
در پی تحولات اخیر جبهه مقاومت، از عملیاتهای تاریخی وعده صادق تا شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب اسلامی و یارانشان، منطقه شمال آفریقا به کانون غلیان احساسات مذهبی و سیاسی تبدیل شده است. در حالی که حاکمیتهای سیاسی و نهادهای دینی رسمی در کشورهایی چون مصر و تونس، تحت فشارهای سنگین اقتصادی و نفوذ دلارهای نفتی، مواضعی دوگانه و محافظهکارانه اتخاذ کردهاند، اما در لایههای زیرین جامعه و میان نخبگان آزاده، موجی از حمایت بیسابقه از آرمانهای جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته است. این گزارش در پی تبیین ریشههای تمدنی، فقهی و سیاسی این بیداری و تحلیل تفاوت ساختاری حوزههای علمیه شیعه با نهادهای رسمی اهلسنت در مواجهه با استکبار جهانی است.
* سقوط دیوارهای تبلیغاتی؛ از توهم «جنگ زرگری» تا واقعیت «وعده صادق»
سالهاست که دستگاههای تبلیغاتی غرب و صهیونیسم با صرف بودجههای میلیاردی، پروژه «ایرانهراسی» و «شیعههراسی» را در شمال آفریقا دنبال میکنند تا ایران را نه به عنوان حامی مستضعفان، بلکه به عنوان یک تهدید معرفی کنند. اما عملیاتهای وعده صادق ۱ و ۲ و خون پاک شهدای مقاومت، این معادلات را بر هم زد.
تحلیل نخبگان منطقه، از جمله سخنان مشهور آن بانوی فلسطینی، نشاندهنده یک چرخش بزرگ است؛ جایی که اعتراف میکنند: «چهل سال به ما گفتند ایران شیطان است و جنگ ایران و اسرائیل زرگری است، اما امروز با چشم خود دیدیم که چه کسی واقعاً در برابر آمریکا و اسرائیل ایستاده و هزینه میدهد.» این واقعیت میدانی، تمام بافتههای وهابیت و رسانههای معاند را پنبه کرد و ثابت کرد که ایران تنها کشوری است که جرئت و قدرت تنبیه مستقیم متجاوز را دارد.
* تحلیل ساختاری: استقلال حوزههای شیعی در برابر وابستگی نهادهای سنی
یکی از نکات کلیدی در فهم مواضع متفاوت، تفاوت در مبانی نهادی است. در جهان تشیع، حوزههای علمیه قم و نجف به دلیل استقلال مالی و پیوند عمیق با تودههای مردم، نه تنها تابع دولتها نیستند، بلکه به عنوان دیدهبان بصیر، بر عملکرد حاکمیت نظارت و در صورت نیاز تشر میزنند. اما در مقابل، نهادهایی مانند «الازهر» در مصر یا «زیتونه» در تونس، از نظر اداری و مالی به نوعی وابسته به نظامهای سیاسی هستند.
با این حال، تاریخ شمال آفریقا شاهد درخشش تکستارههای شجاعی بوده است. نمونه بارز آن، ایستادگی «شیخ بن آشور» (شیخ زیتونه) در برابر «بنعلی» حاکم سابق تونس است. هنگامی که بنعلی با نگاهی سکولار و به بهانه جلوگیری از کاهش تولید ناخالص ملی، از تلویزیون حکم به ترک روزه در ماه رمضان داد، شیخ زیتونه با شجاعتی مثالزدنی در مقابل او ایستاد و فریاد زد: «حاکم سیاسی میگوید روزه نگیرید، اما خداوند میگوید روزه بگیرید و من اینجا تنها حرف خدا را میزنم.» این الگوی شجاعت، امروز در میان علمای آزاده و معارض منطقه تکثیر شده است.
* مصر؛ برادر تمدنی ایران در بندِ فشارهای خارجی
کشور مصر از نظر جمعیتی، اخلاق مردمی، محبت به اهلبیت (ع) و حتی سوابق تمدنی، شباهتهای شگفتآوری به ایران دارد. مصریها خود را اصالتاً عرب نمیدانند و معتقدند مانند ایران، تمدنی پادشاهی و کهن داشتهاند که با آغوش باز اسلام را پذیرفته است.
حاکمیت فعلی مصر و تونس، علیرغم میل به توسعه روابط با ایران، در «تله اقتصادی» گرفتار شدهاند. سرمایهگذاریهای سنگین کشورهای حاشیه خلیجفارس (مانند سرمایه ۱۴ میلیارد دلاری در تونس) باعث شده که این دولتها در بزنگاههای تاریخی، جرأت ایستادن در کنار جمهوری اسلامی را نداشته باشند. اینجا اهمیت راهبرد «اقتصاد مقاومتی» و نگاه ویژه شهید رئیسی به حوزه آفریقا مشخص میشود؛ مسیری که اگر ادامه یابد، میتواند وابستگی سیاسی این کشورها را از طریق پیوندهای تجاری و کشت فراسرزمینی با ایران، به استقلال نزدیک کند.
* پشتپرده دیپلماسی تلفنی و موضعگیریهای الازهر
الازهر مصر همواره نزدیکترین نهاد اهلسنت به تفکر تقریبی ایران بوده است. از فتوای تاریخی «شیخ شلتوت» در رسمیت بخشیدن به مذهب جعفری تا مواضع منصفانه «شیخ احمد الطیب» که شیعه و سنی را دو بال امت اسلامی میداند. اما در حوادث اخیر، شاهد یک تناقض بودیم.
گزارشهای مستند نشان میدهد که بیانیه تفرقهآمیز منتشر شده در صفحه ایکس (توییتر سابق) الازهر، نتیجه فشار و تماس تلفنی مستقیم حاکم امارات با شیخ الازهر بوده است. این بیانیه که پاسخ مشروع ایران را محکوم میکرد، با واکنش تند نخبگان منطقه و نامههای روشنگرانه علمای ایران مواجه شد و در نهایت، تحت فشار افکار عمومی از فضای مجازی حذف گردید و هرگز در سایت رسمی این نهاد ثبت نشد. این نشاندهنده آن است که بدنه الازهر همچنان با نگاه تقریبی همراه است، هرچند نوک پیکان آن تحت فشار سیاسی قرار گیرد.
* بیداری «انسانرسانهها» و نخبگان آزاده
در حالی که رسانههای رسمی شمال آفریقا سعی در بایکوت حقیقت دارند، فضای مجازی (تیکتاک و ایکس) به میدان پیروزی ایران تبدیل شده است. نخبگان و شخصیتهای سیاسی برجستهای چون:
– وزیر خارجه اسبق تونس: که با شجاعت تمام در حمایت از ایران مواضع قاطعی اتخاذ کرد.
– شیخ صادق الغریانی (مفتی لیبی): که با صدور فتوای جهاد، مرزهای مذهبی را در نوردید.
– سلام عبدالقوی: از شاگردان برجسته یوسف قرضاوی که پیش از اعلان رسمی شهادت رهبر انقلاب، فتوای حمایت صادر کرد.
– سمیه الغنوشی: فرزند راشد الغنوشی که علیرغم فشارهای رسانهای و اتهام «مزدور ایران بودن»، با انتشار کلیپهای متعدد از حقانیت پاسخ نظامی ایران دفاع کرد.
– نخبگانی چون عبدالله رشدی، دکتر ساتی و حسام تسلیمه: که با وجود گرایشهای سلفی معتدل، انصاف را رعایت کرده و ایران را تنها مدافع «اهل قبله» در برابر صهیونیسم خواندند.
* پیوند قلبی ملتها؛ دعا در کنار حرمهای اهلبیت (ع)
عمیقترین بخش این بیداری را باید در میان تودههای مردم جستجو کرد. کلیپهای منتشر شده از حرمهای مطهر اهلبیت در مصر، نشاندهنده اوج این همدلی است. مردمی که با گریه برای پیروزی ایران دعا میکنند و میگویند: «ملت ایران بالای سر ما جا دارد؛ خدایا شکر که عمر ما را طولانی کردی تا ببینیم یک کشور اسلامی چگونه بینی آمریکا و اسرائیل را به خاک میمالد.» اینها نشانههایی است که ثابت میکند پروژه «جدا کردن ملتهای عرب از ایران» با شکستی مفتضحانه روبرو شده است.
* افق آینده
خلاصه سخن آنکه نباید لکنتِ زبانِ حاکمان و علمای درباری را به پای امت اسلامی نوشت. اکثریت قاطع آزادگان جهان اسلام در شمال آفریقا، امروز ایران را به عنوان امالقرای مقتدر خود میشناسند. معتقدین به ظهور ولیعصر (ارواحنا فداه) هرگز دچار ناامیدی نمیشوند؛ چرا که این بیداریهای گسترده، نویدبخش طلوع خورشید حقیقت و فروپاشی نظام سلطه است. این مسیر با قدرت ادامه خواهد داشت و سیاهیها رفتنی است.











