برگزاری «صبحانهٔ دعای جمهوری ارمنستان» در ۱۳ و ۱۴ آبان ۱۴۰۴ (۱۴-۱۵ نوامبر ۲۰۲۵) در ایروان را باید فراتر از یک رویداد مذهبی، نشانهای از تلاشهای سیاسی برای ورود یک قالب خاصِ نیایش و کنش دینی به فضای مسیحیت شرقی و بهویژه سنت ارتدوکس ارمنی دانست. این رویداد که با حمایت مستقیم دولت و شخص نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، و با ابتکار یک نهاد غیردولتی نوپا به نام Individual Believers Club سازماندهی شد، بهلحاظ فرم، زبان و دستورکار، آشکارا از الگوی «National Prayer Breakfast» آمریکا اقتباس شده است؛ الگویی که ریشهای عمیق در پروتستانیسم انجیلی آمریکایی دارد و از دههها پیش در مرز میان دین، سیاست و دیپلماسی نرم عمل کرده است. همین انتقال فرم، پرسشهایی بنیادین درباره سازگاری الهیاتی، پیامدهای سیاسی و معنای اجتماعی آن در بستر ارمنستان پدید آورده است.
پروتستانیسم، غیرروحانیان و سیاست دعا
«صبحانهٔ دعای ملی» برای نخستین بار در سال ۱۹۵۳ در ایالات متحده برگزار شد. ایدهپرداز اصلی آن ابراهام وریده، مبلغ مسیحی نروژیتبار، بود که از دههٔ ۱۹۳۰ حلقههای کوچک دعا میان سیاستمداران و نخبگان اقتصادی آمریکا تشکیل میداد. این شبکه غیررسمی که بعدها با نام «The Fellowship» یا «The Family» شناخته شد، بر این باور استوار بود که ایمان مسیحی باید در سطوح بالای قدرت سیاسی حضور فعال داشته باشد، اما نه از مسیر کلیساهای رسمی، بلکه از طریق روابط شخصی، دعاهای غیرعلنی و پیوندهای نخبگانی.
نخستین حضور رئیسجمهور آمریکا در این قالب، به فوریهٔ ۱۹۵۳ و شرکت دوایت آیزنهاور در ضیافت دعا بازمیگردد؛ حضوری که بهسرعت این مراسم را به یک سنت سالانه بدل کرد. از آن زمان تاکنون، تقریباً تمامی رؤسای جمهور آمریکا در این رویداد شرکت کردهاند و صبحانهٔ دعا به صحنهای ثابت برای بیان پیوند میان ایمان، اخلاق و حکومت تبدیل شده است. تغییر نام مراسم از «Presidential Prayer Breakfast» به «National Prayer Breakfast» در سال ۱۹۷۰ نیز نشاندهنده گسترش دامنه آن از ریاستجمهوری به کل ساختار قدرت سیاسی آمریکا بود.
این قالب، اگرچه در ظاهر غیرحزبی و وحدتبخش معرفی میشود، اما در عمل همواره حامل نوعی الهیات سیاسی پروتستانی بوده است: تأکید بر ایمان فردی، دعا بهمثابه کنش مدنی، و نقش فعال غیرروحانیان در صحنه دینی-سیاسی. از دهههای پایانی قرن بیستم، همین الگو بهتدریج به خارج از آمریکا صادر شد و نسخههایی از آن با عناوینی چون «Jerusalem Prayer Breakfast»، «European Prayer Breakfast» یا «National Prayer Breakfast» در کشورهای مختلف، از اسرائیل و اوکراین گرفته تا برخی کشورهای خاورمیانه، برگزار گردید.
نکتهٔ کلیدی در فهم این پدیده، توجه به ریشههای پروتستانی آن است. در سنتهای انجیلی، مرز میان «روحانی» و «غیرروحانی» کمرنگ است؛ هر مؤمن میتواند دعا کند، جمع دعا تشکیل دهد و حتی در موقعیتهای عمومی، نقش رهبری معنوی برعهده بگیرد. همین ویژگی امکان میدهد که سیاستمداران، بازرگانان و فعالان مدنی، بدون واسطهٔ نهاد کلیسا، در مرکز آیینهای دعایی قرار گیرند. «صبحانهٔ دعا» دقیقاً محصول چنین الهیاتی است: آیینی غیرکلیسایی، غیرلیتورژیک، اما عمیقاً سیاسی.
این منطق، در تضاد ساختاری با سنتهای مسیحی ارتدوکس و شرقی قرار دارد. در کلیساهای ارتدوکس، دعا و نیایش جمعی، بهویژه در قالب آیینی، امری اساساً روحانیمحور است. اگرچه دعاهای شخصی و حتی جمعهای غیررسمی مؤمنان پذیرفته شدهاند، اما برگزاری مراسم نیایشی عمومی با ادعای نمایندگی ایمان مسیحی، بدون نقش محوری روحانیت، همواره محل حساسیت بوده است. از این منظر، ورود قالبی مانند «Prayer Breakfast» به یک کشور با اکثریت ارتدوکس، تنها یک نوآوری شکلی نیست، بلکه جابهجایی در مرزهای اقتدار دینی محسوب میشود.
سناتور جیمز لنکفورد، دونالد ترامپ و سناتور کریستوفر کونز در تاریخ ۷ فوریه ۲۰۱۹ در ضیافت ملی صبحانه دعا در حال دعا کردن.
رسیدن صبحانهٔ دعا به ارمنستان
در چنین زمینهای، برگزاری «صبحانهٔ دعای جمهوری ارمنستان» اهمیت دوچندان پیدا میکند. این رویداد، که نخستین بار در ایروان برگزار شد، خود را بهصراحت در تداوم سنت آمریکایی معرفی میکند و حتی در ساختار برنامه، شباهتهای روشنی با نمونهٔ واشنگتن دارد: یک روز مجمعهای موضوعی با محور ایمان، سیاست، کسبوکار و مسائل جهانی، و روز دوم ضیافت اصلی دعا با حضور مقامات داخلی و مهمانان خارجی.
انتخاب موضوعاتی چون «آزادی مذهبی بینالمللی»، «اخلاق در کسبوکار»، «نقش زنان در صلح» و حتی نشستی با عنوان معنادار «مسیر ترامپ برای صلح و کامیابی بینالمللی»، نشان میدهد که این رویداد نه تنها یک گردهمایی عبادی، بلکه بستری برای پیوند زدن ایمان مسیحی با گفتمانهای سیاسی خاص است. حضور چنین دستورکارهایی، بهویژه اشارهٔ مستقیم به ترامپ، آن را در امتداد جریان محافظهکار مسیحی آمریکایی قرار میدهد.
حمایت آشکار دولت ارمنستان از این برنامه و حضور شخص نخستوزیر در آن، بعد سیاسی ماجرا را پررنگتر میکند. دولت پاشینیان، که در سالهای اخیر روابط پیچیدهای با کلیسای رسولی ارمنستان داشته و بارها به دخالت در امور آن متهم شده، از این رویداد بهعنوان نشانهای از «تجدید بنیانهای معنوی» کشور یاد کرد. اما پرسش اینجاست که این تجدید، دقیقاً بر کدام قرائت از مسیحیت استوار است: سنت دیرپای کلیسای ملی ارمنستان، یا نسخهای جهانیشده و انجیلی از ایمان مسیحی که از واشنگتن صادر میشود؟
در این میان، Individual Believers Club بهعنوان سازماندهندهٔ اصلی، نقشی محوری ایفا میکند. خودِ نام این نهاد، «انجمن ایمانداران فردی»، حامل دلالتی الهیاتی است: تأکید بر ایمان فردی، نه تعلق نهادی به کلیسا. این انتخاب نام، با منطق پروتستانی «مؤمن فردی» سازگار است و فاصلهاش با فهم ارتدوکس از جماعت ایمانی را آشکار میسازد.
بررسی دقیقتر صبحانهٔ دعای جمهوری ارمنستان نشان میدهد که این رویداد در خلأ شکل نگرفته و در دل شبکهای فراملی از نهادها و کنشگران مسیحی محافظهکار قرار دارد. مهمترین نقطه اتصال این شبکه، سنت آمریکایی «National Prayer Breakfast» و نهادهای پیرامونی آن است؛ نهادهایی که طی دههها توانستهاند میان ایمان، سیاست و نفوذ نرم پیوندی پایدار ایجاد کنند. بنیاد «فلوشیپ» یا همان «خانواده»، با سابقهای طولانی در سازماندهی دعاهای نخبگانی در واشنگتن و سایر کشورها، نقش الگو و پشتصحنه چنین ابتکاراتی را ایفا کرده است. این بنیاد، با تأکید بر روابط شخصی رهبران و دعاهای غیرعلنی، نوعی الهیات قدرتمحور را ترویج میکند که در آن سیاستمداران بهعنوان حاملان مستقیم اراده الهی تصویر میشوند.
در کنار این شبکه تاریخی، سازمانهایی چون «Save the Persecuted Christians» و «Mission Eurasia» بهعنوان بازوهای کنشگری و تبلیغی عمل میکنند. این نهادها با تمرکز بر روایت «مسیحیان تحت آزار»، تلاش میکنند منازعات ژئوپلیتیک پیچیده را در قالبی اخلاقی-دینی بازتعریف کنند. ارمنستان، بهعنوان قدیمیترین ملت مسیحی، در این روایت جایگاهی نمادین یافته و به نمونهای برای بسیج افکار عمومی مسیحیان محافظهکار در آمریکا بدل شده است. حضور فعال مدیران این سازمانها در پیرامون صبحانهٔ دعای ایروان، نشاندهنده پیوند مستقیم این رویداد با جریانهای راست مسیحی آمریکاست.
دعوت از چهرههایی مانند فعالان رسانهای و سیاسی نزدیک به جریان مسیحی-ملیگرا در آمریکا، حامل پیام روشنی درباره جهتگیری ایدئولوژیک این برنامه است. چنین دعوتهایی، صبحانهٔ دعا را به فضایی برای همصدایی با گفتمان خاصی از «آزادی دینی» تبدیل میکند؛ گفتمانی که در سالهای اخیر، بهویژه در دوران بازگشت دونالد ترامپ به ریاستجمهوری، رنگ و بویی تهاجمیتر به خود گرفته است. تأکید بر مبارزه با «تعصب ضد مسیحی» و بازگرداندن دین به عرصه عمومی، در سخنان ترامپ و متحدانش، بازتابی مستقیم در دستورکارهای نشستهای ایروان داشته است.
از این منظر، صبحانهٔ دعای جمهوری ارمنستان را میتوان بخشی از زنجیرهای دانست که از واشنگتن آغاز میشود، در اورشلیم و کییف ادامه مییابد و اکنون به ایروان رسیده است. این زنجیره، با استفاده از قالبهای مذهبی، نوعی همگرایی سیاسی میان رهبران محافظهکار مسیحی در کشورهای مختلف ایجاد میکند و بسترهایی غیررسمی برای هماهنگی مواضع فراهم میآورد.
واکنشها و انتقادات داخلی و خارجی
همین پیوندها موجب شده که صبحانهٔ دعای ارمنستان با واکنشهای انتقادی قابل توجهی روبهرو شود. سازمانهایی مانند کمیته ملی ارامنه آمریکا (ANCA) این رویداد را تلاشی برای بازسازی تصویر دولت ارمنستان در سطح بینالمللی ارزیابی کردهاند. از نگاه منتقدان، برگزاری یک همایش مذهبی پرزرقوبرق، در زمانی که تنشهای جدی میان دولت و کلیسای رسولی ارمنستان وجود دارد، نوعی بهرهبرداری ابزاری از دین است. هشدار این نهادها به رهبران مذهبی و سیاستمداران آمریکایی درباره مشارکت در چنین برنامههایی، نشاندهنده نگرانی از مشروعیتبخشی ناخواسته به سیاستهای داخلی دولت ارمنستان است.
اظهارات رابرت آمستردام، وکیل بینالمللی، که این رویداد را «صبحانهٔ تطهیر اعتبار» نامید، بازتاب گستردهای یافت و به بحثهای تازهای درباره نسبت دین و قدرت در ارمنستان دامن زد. بازنشر این اظهارات در برنامه تاکر کارلسون، بُعد رسانهای و سیاسی انتقادات را تشدید کرد و نشان داد که خودِ این منازعه نیز در دل جنگ روایتها میان جریانهای مختلف آمریکایی قرار گرفته است.
یکی از محورهای اصلی این مناقشه، رابطه دولت با کلیسای رسمی کشور است. کلیسای رسولی ارمنستان، بهعنوان نهادی با ریشههای عمیق تاریخی و هویتی، نسبت به ورود قالبهای نیایشی وارداتی حساسیت دارد. هرچند برنامهریزان صبحانهٔ دعا کوشیدند با گنجاندن بازدید از اجمیادزین و برجستهسازی میراث مسیحی ارمنی، نوعی پیوند نمادین با کلیسا برقرار کنند، اما این اقدامات نتوانست نگرانیها را بهطور کامل رفع کند. از دید بسیاری از روحانیان و الهیدانان ارتدوکس، چنین رویدادهایی مرز میان نیایش سنتی و کنش سیاسی را مخدوش میکند و اقتدار آیینی کلیسا را به حاشیه میراند.
این وضعیت یادآور تجربههای مشابه در دیگر کشورهای ارتدوکس است؛ کشورهایی که در آنها نسخههای محلی «Prayer Breakfast» برگزار شده و واکنشهای دوگانهای برانگیخته است. در اوکراین، لبنان و حتی یونان، حضور نمادین نمایندگان کلیسا در این رویدادها اغلب با تأکید بر غیرآیینی بودن آنها همراه بوده و فاصلهگذاری الهیاتی حفظ شده است. تجربه ارمنستان نیز در همین چارچوب قابل فهم است، با این تفاوت که وزن هویتی کلیسا در این کشور بهمراتب سنگینتر است.
برگزاری صبحانهٔ دعای جمهوری ارمنستان را میتوان نشانهای از تغییر موازنهها در میدان دین و سیاست این کشور دانست. این رویداد، با تکیه بر شبکههای فراملی و حمایت دولت، امکان شکلگیری نوعی «جامعه مدنی مذهبی» جدید را مطرح میکند که خارج از چارچوب سنتی کلیسا عمل میکند. چنین روندی میتواند در آینده به رقابتهای تازهای بر سر مرجعیت معنوی، نمایندگی ایمان مسیحی و حتی تعریف هویت ملی منجر شود.
در سطح بینالمللی، این برنامه جایگاه ارمنستان را در نقشه دیپلماسی مذهبی آمریکا پررنگتر کرده است. پیوند خوردن ایروان با شبکههای مسیحی محافظهکار، فرصتهایی برای جلب حمایت سیاسی ایجاد میکند، اما همزمان خطر تقلیل پیچیدگیهای سیاسی و تاریخی منطقه به روایتهای سادهشده دینی را نیز در پی دارد. این خطر، بهویژه در زمینه منازعات قفقاز جنوبی و مسئله قرهباغ، میتواند پیامدهای ناخواستهای به همراه داشته باشد.











