اسامه الرفاعی، مفتی سوریه، در دیدار خود با هیئتی از اندونزی اظهار کرد که وهابیهای تندرو در این کشور در اقلیتاند و در حکومت جایگاهی ندارند و همچنین تاکید کرد که پس از بازگشت به دمشق، نخستین مادهای که به دولت ارائه کرده تاکید بر جایگاه تصوف بوده است. اهمیت این دیدار را باید در سه سطح خواند: نخست، سخنان مذهبی الرفاعی و تأکید او بر فاصلهگذاری با وهابیت تندرو؛ دوم، وجود یک زمینه مشترک در سنت دینی دو کشور، یعنی تصوف و اسلام سنتگرا؛ و سوم، روندی که پس از سقوط حکومت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، به سمت گسترش روابط سیاسی، اقتصادی و آموزشی دمشق و جاکارتا حرکت کرده است. این دیدار زمانی معنا پیدا میکند که این سه لایه را کنار هم بگذاریم.
یک اختلاف مذهبی واقعی در اندونزی
اهمیت سخن الرفاعی برای اندونزی از این جهت است که تقابل میان اسلام سنتگرا و جریانهای سلفی در این کشور سابقهدار و واقعی است. در اندونزی، بخش بزرگی از فعالیت سلفیها آموزشی و تبلیغی است، با این حال، سابقهای از سلفیگری جهادی نیز وجود داشته که به گروههایی مانند جماعه اسلامیه (JI) و جماعت انصارالدوله (JAD) مربوط میشود. جماعة إسلامیة که زمانی مهمترین شبکه جهادی طرفدار القاعده در جنوبشرق آسیا بود، در ژوئن ۲۰۲۴ اعلام انحلال کرد؛ JAD نیز در سالهای اخیر از نظر عملیاتی بسیار ضعیف شده، اما دستگاه ضدتروریسم اندونزی همچنان خطر شبکههای باقیمانده، گرگهای تنها و رادیکالشدن جوانان را جدی میداند.
یک پژوهش منتشرشده در سال ۲۰۲۶ درباره شمال سوماترا، اختلافهای مستقیم میان پیروان جریانهای وهابی-سلفی و طریقتهای وابسته به سنت اهلسنت صوفی را بررسی کرده و نشان داده است که اختلاف بر سر موضوعاتی مانند تأویل صفات الهی، بدعت، زیارت، ذکر و شیوههای عبادی همچنان وجود دارد. پژوهش دیگری در سال ۲۰۲۵ نیز مناظرههای میان عالمان صوفی و سلفی اندونزیایی در فیسبوک را بهعنوان نمونهای از رقابت آشکار دو نوع اقتدار دینی بررسی کرده است.
از همینرو، وقتی الرفاعی در دیدار با هیئت اندونزیایی روی تصوف و در همان زمینه روی مخالفت با «وهابیت تندرو» تأکید میکند، این سخن با یک مناقشه موجود در فضای مذهبی اندونزی همپوشانی پیدا میکند؛ به این معنا که این سخن در جامعه دینی اندونزی نیز مخاطب و زمینه مشخص دارد.
عربستان چگونه در این معادله قرار میگیرد؟
گسترش جریانهای سلفی در اندونزی بدون توجه به ارتباطات آموزشی و مالی با عربستان قابل توضیح نیست. یک پژوهش منتشرشده از سوی مؤسسه ISEAS در سال ۲۰۲۵، نقش حمایت مالی عربستان در گسترش وهابیت و سلفیگری در اندونزی را بررسی کرده است. این حمایت در دورههای مختلف شامل ساخت مسجد و مدرسه، اعزام و آموزش مبلغان، بورس تحصیلی، کتابهای درسی و مراکز آموزشی بوده است. یکی از مهمترین نمونهها LIPIA در جاکارتا است که در سال ۱۹۸۰ تأسیس شد و به دانشگاه ملک سعود وابسته است. همین پژوهش گزارش میکند که شبکه فارغالتحصیلان چنین مراکزی در شکلگیری دستکم دهها مدرسه شبانهروزی سلفی در اندونزی نقش داشته است. پژوهش ISEAS تأکید میکند که در دوره محمد بن سلمان، سیاست تأمین مالی خارجی عربستان پیچیدهتر شده و بخشی از آن به اهداف دیپلماتیک و اقتصادی هم مربوط است.
پژوهشهای دانشگاهی نیز نشان میدهند که در اندونزی معاصر، «دفاع از اسلام سنتی» و فعالیتهای ضد وهابی در میان بخشی از جریانهای اسلام اهلسنت و جماعتِ سنتگرا عملاً واکنشی به گسترش سلفیگری بوده است.
چرا این موضوع برای سوریه مهم است؟
این زمینه برای جامعه دینی سوریه نیز اهمیت دارد. الرفاعی نماینده سنت دینی دمشق است؛ سنتی که در آن فقه مذاهب، اشعریگری و تصوف سابقه طولانی داشتهاند. در مقابل، حکومت جدید سوریه پس از سقوط اسد نیاز دارد روابط خود را با طیف گستردهای از جهان اسلام توسعه دهد. انتخاب الرفاعی بهعنوان مفتی و حضور او در دیدار با هیئتهای خارجی را میتوان در همین تلاش برای بازسازی جایگاه رسمی نهاد دین در سوریه مشاهده کرد.
بنابراین تأکید بر تصوف در ملاقات با اندونزی، بیش از آنکه به معنای تشکیل یک «محور صوفی» باشد، استفاده از یک نقطه اشتراک دینی موجود است؛ اشتراکی که در برابر برخی قرائتهای سلفی، زبان مشترک بیشتری ایجاد میکند.
رابطه جدید دمشق و جاکارتا فقط مذهبی نیست
در کنار این موضوع مذهبی، روابط دو کشور نیز در حال توسعه است. طبق سند رسمی وزارت خارجه اندونزی، سوریه از نخستین کشورهایی بود که استقلال اندونزی را در سال ۱۹۴۷ به رسمیت شناخت و روابط دیپلماتیک رسمی دو کشور از سال ۱۹۵۰ برقرار است. پس از سقوط بشار اسد در ۸ دسامبر ۲۰۲۴ و روی کار آمدن حکومت انتقالی به ریاست احمد الشرع، تماسها میان دو طرف دوباره فعال شد. وزیران خارجه دو کشور در مارس ۲۰۲۵ در جده دیدار کردند و مقامهای سوری نیز علاقه خود را برای تعمیق رابطه با اندونزی و دیگر کشورهای جنوبشرق آسیا اعلام کردند.
در حوزه تجارت، این رابطه هنوز کوچک است، اما جهت حرکت مشخص است. ارزش تجارت دو کشور در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۸ میلیون دلار بود و تقریباً تمام آن از صادرات اندونزی به سوریه تشکیل میشد. در ژوئن ۲۰۲۶، وزیر تجارت اندونزی و سفیر سوریه درباره تشکیل کمیته مشترک تجارت (JTC) مذاکره کردند تا دسترسی بازارها و همکاری تجاری افزایش یابد. وزارت خارجه اندونزی نیز از ظرفیت کالاهای اندونزیایی، از غذا و محصولات کشاورزی تا تجهیزات و ماشینآلات مورد نیاز بازسازی سوریه، سخن گفته است.
در واقع نیاز دو طرف مکمل یکدیگر است: سوریه برای دوره بازسازی به واردات، سرمایه، کالا و شریک اقتصادی نیاز دارد و اندونزی به دنبال توسعه بازار صادراتی خود است.
همزمان، پیوند آموزشی قدیمی نیز دوباره در حال احیاست. سفیر سوریه در اندونزی در اوت ۲۰۲۵ گفت که هزاران دانشجوی اندونزیایی از دانشگاههای اسلامی سوریه فارغالتحصیل شدهاند. سند رسمی وزارت خارجه اندونزی نیز نشان میدهد که در ژوئن ۲۰۲۵، ۱۴۷ دانشجوی اندونزیایی در مراکز آموزش عالی دینی سوریه تحصیل میکردند؛ شمار آنها در سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱ نیز دهها تا بیش از صد نفر بوده است. انجمن دانشجویان اندونزی در سوریه نیز در آوریل ۲۰۲۶ پنجاهویکمین سال فعالیت خود را در سفارت اندونزی در دمشق جشن گرفت؛ یعنی این شبکه دستکم از ۱۹۷۵ سابقه سازمانیافته دارد.
حتی در اواخر ۲۰۲۵، وزیر اوقاف سوریه به اندونزی رفت و با وزارت امور دینی و دانشگاه اسلامی جاکارتا درباره تبادل استاد و دانشجو و ازسرگیری همکاری علمی و دینی گفتوگو کرد.
در نتیجه، دیدار الرفاعی را بهتر است در یک قاب گستردهتر دید: دمشق جدید در حال بازسازی روابط خود با جهان اسلام است؛ جاکارتا نیز رابطه سیاسی و اقتصادی با سوریه را گسترش میدهد؛ و در لایه دینی، تصوف و اسلام سنتی یک پیوند قدیمی میان دو طرف فراهم میکنند. سخنان الرفاعی درباره «وهابیت تندرو» نیز دقیقاً در نقطهای مطرح میشود که در اندونزی، رقابت میان سنت صوفی ـ سنتگرا و جریانهای سلفی، هنوز یک مسئله واقعی و زنده در فضای دینی کشور است.[1]
[1] syaaq.com/39226











