یادداشت | از قم و مشهد تا کارگیل؛ روایت پیوند چندصدساله شیعیان کشمیر هند با ایران

مقاله‌ای جدید دربارهٔ منطقه شیعه‌نشین «کارگیل» در کشمیر هند از گسترش تشیع در این منطقه و سفر طلاب آن به مراکز دینی ایران می‌گوید و تأثیر زبان فارسی بر متون و سنت‌های مذهبی محلی در منطقه کارگیل را برجسته می‌کند.

«زینب اختر» پژوهشگر مستقل در مقاله‌ای در نشریهٔ «Journal of Peace Studies»، پیوند مردم منطقه شیعه‌نشین «کارگیل» در کشمیر هند با ایران را حاصل آمیزه‌ای از تاریخ مذهبی، فرهنگ، زبان و تحولات سیاسی دانسته است. پیوندی که از رفت‌وآمد مبلغان و طلاب در قرن‌های گذشته تا تحصیل دانشجویان کارگیلی در ایران و واکنش‌های اجتماعی معاصر امتداد دارد.

اختر در مقالهٔ «پیوند شیعیان کارگیل با ایران؛ میان ایمان و ژئوپلیتیک» می‌نویسد که بیشتر جمعیت منطقه کارگیل پیرو مذهب شیعهٔ دوازده‌امامی‌اند. تشیع در این منطقه در قرن‌های پانزدهم و شانزدهم میلادی و با سفر مبلغان و دانشمندان دینی از جمله «میر شمس‌الدین عراقی» از خراسان ایران به کارگیل، گسترش یافت. 

به نوشتهٔ نویسنده، پیوند کارگیل با مراکز مذهبی ایران در دوره‌های بعد نیز ادامه داشته است. طلاب این منطقه برای آموزش عالی دینی به شهرهایی چون قم و مشهد سفر کرده‌اند و برخی پس از بازگشت در مقام رهبران مذهبی محلی فعالیت کرده‌اند. مقاله می‌گوید که این روحانیون در انتقال دیدگاه‌ها و سنت‌های دینیِ آموخته‌شده در ایران نیز نقش داشته‌اند.

تأثیر زبان و آموزش

زینب اختر زبان‌های «پورگی» و «بالتی» را از زبان‌های محلی منطقه کارگیل معرفی می‌کند، اما می‌نویسد متون مذهبی، مرثیه‌ها و شعرهایی که در این منطقه استفاده می‌شوند، به فارسی نوشته شده‌اند یا از این زبان تأثیر گرفته‌اند. مقاله همچنین ایران را یکی از مقصدهای مورد توجه دانشجویان منطقه کارگیل توصیف می‌کند. به‌ویژه برای کسانی که به دنبال تحصیل دانشگاهی با هزینهٔ کمتر یا ادامهٔ تحصیل در رشته‌هایی مانند پزشکی هستند. در این زمینه از دانشگاه تهران نیز نام برده شده است.

نویسنده در ادامه به نقش نهادهای مذهبی محلی می‌پردازد و از بنیاد یادبود امام خمینی(ره) نام می‌برد. نهادی که در مقاله با صورت‌های اختصاری IKMT و IKM آمده است. به نوشتهٔ اختر، این نهاد در سال ۱۹۷۹ میلادی و هم‌زمان با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، تأسیس شد و در برگزاری برنامه‌ها و تجمع‌های مذهبی، اجتماعی و سیاسی در منطقه کارگیل، نقش داشته است. مقاله همچنین از فعالیت‌های آموزشی و خیریهٔ این نهاد یاد می‌کند و هدف اصلی آن را ترویج ایدهٔ انقلاب اسلامی شیعی می‌داند.

به روایت نویسنده، تجمع‌های حمایت از ایران در کارگیل تنها به شیعیان محدود نبوده و مسلمانان سنی نیز در برخی از این تجمع‌ها، مشارکت کرده‌اند. او همچنین از برگزاری تجمعی در حمایت از ایران در منطقه «زنسکار» خبر می‌دهد. منطقه‌ای که بنا بر مقاله در میان جمعیت عمدتاً بودایی آن، جمعیت قابل‌توجهی از مسلمانان سنی نیز زندگی می‌کنند. در این تجمع، شعارهایی علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی، سر داده شد.

تجمع‌های مارس ۲۰۲۶ کارگیل 

مقاله می‌گوید که خبر شهادت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران در ۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶ موجی از اعتراض‌ها و تجمع‌های عاطفی را در منطقه کارگیل برانگیخت. اختر می‌نویسد که در ۶ مارس ۲۰۲۶، ده‌ها هزار نفر در میدان شهید آیت‌العظمی خامنه‌ای شهر کارگیل، گرد هم آمدند. به گزارش مقاله، این تجمع را دو گروه مذهبی محلی شامل «جمعیت علمای اثناعشریه کارگیل» (JUAK) و «بنیاد یادبود امام خمینی(ره)»(IKM) به صورت مشترک، هدایت کردند.

نویسنده تفاوت این دو گروه را در گرایش‌های آموزشی و مذهبی آن‌ها توصیف می‌کند. به نوشتهٔ او، JUAK بیشتر از مدارس دینی عراق تأثیر می‌گیرد در حالی که IKM پیوند مستقیم‌تری با ایران دارد.

زینب اختر می‌نویسد که بسیاری از شرکت‌کنندگان در تجمع لباس سیاه پوشیده بودند و پرچم‌های سیاه و سرخ که در مقاله نماد سوگواری و شهادت معرفی شده‌اند در میان جمعیت دیده می‌شد. به روایت او، مراسم سوگواری در خیابان‌های کارگیل برگزار و شعارهایی علیه آمریکا و اسرائیل سر داده شد. مقاله همچنین می‌گوید که تصویر شهید آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در نقاط مختلف شهر کارگیل، نصب شده بود و برخی از معترضان، آن را در مسیر بازار اصلی تا میدان اثناعشریه حمل می‌کردند.

بر اساس مقاله، رهبران مذهبی حاضر در تجمع، شهادت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای را اقدامی تروریستی و حمله‌ای به جامعهٔ جهانی شیعه توصیف کردند. نویسنده به نقل از آنان می‌گوید که شهید آیت‌الله العظمی خامنه‌ای برای مردم کارگیل تنها یک رهبر سیاسی نبود، بلکه مرجع تقلید و راهنمای معنوی نیز به شمار می‌رفت. مقاله بار دیگر به حضور مسلمانان سنی در اعتراض‌ها و برگزاری تجمع در منطقه «زنسکار» اشاره می‌کند.

کمک‌های مردمی برای ایران

بخش دیگری از مقاله به کارزار جمع‌آوری کمک در کارگیل و کشمیر برای ارسال کمک‌های بشردوستانه به ایران اختصاص دارد. اختر می‌نویسد کمک‌های مردم این منطقه به شکل پول نقد، طلا و دام جمع‌آوری شد.

مقاله برای نشان‌دادن گسترهٔ مشارکت مردم کارگیل از فروش یک مرغ در یکی از روستاها به بهای نزدیک به یک لک روپیهٔ هند یاد می‌کند و می‌گوید که بهای یک تخم‌مرغ نیز به شش‌هزار روپیه رسید. نویسنده همچنین از کودکانی نام می‌برد که قلک‌های خود را به امام‌باره‌ها بردند و پس‌اندازشان را برای کمک به غیرنظامیان ایرانیِ آسیب‌دیده از جنگ اهدا کردند.

به نوشتهٔ زینب اختر، این کارزار در عید فطر سال ۲۰۲۶ میلادی به اوج رسید و خانواده‌های بسیاری در کارگیل به‌جای صرف هزینه برای جشن‌های معمول پول خود را به صندوق امداد ایران اختصاص دادند.

نویسنده به نقل از رهبران جامعهٔ محلی کارگیل می‌گوید که این کمک‌ها تنها اقدامی بشردوستانه نبود، بلکه پیامی نمادین دربارهٔ بدهی معنوی مردم کارگیل به ایران نیز به شمار می‌رفت. به گفتهٔ این رهبران، ایران در گذشته راهنمایی دینی و دانشگاهی در اختیار این منطقه گذاشته و از همین رو مردم کارگیل در روزهای دشوار ایران برای حمایت از آن احساس مسئولیت اخلاقی می‌کنند.

زینب اختر همچنین می‌نویسد که سفارت ایران در شهر دهلی پایتخت هند، بیانیه‌ای رسمی برای قدردانی از مردم لداخ و کشمیر صادر کرده و گفته است مهربانی آنان فراموش نخواهد شد. به ارزیابی نویسنده، اهمیت این کارزار تنها به ارزش مالی کمک‌ها محدود نبود بلکه بازتاب آن، توجه‌ها را به پیوندهای فرهنگی و عاطفی مناطق مرزی مرتفع هند با مردم ایران جلب کرد.

کارگیل در چشم‌انداز روابط هند و ایران

در بخش پایانی مقاله، کارگیل منطقه‌ای معرفی می‌شود که توجه جامعهٔ بین‌المللی را بیشتر به‌سبب جنگ سال ۱۹۹۹ در این منطقه، جلب کرده است. اما به گفتهٔ نویسنده، اهمیت آن به موقعیت راهبردی محدود نمی‌شود و پیوندهای مذهبی و فرهنگی کارگیل با ایران نیز در شناخت جایگاه این منطقه، اهمیت دارد.

زینب اختر می‌نویسد که با به‌رسمیت‌شناخته‌شدن تلاش‌های محلی مردم کارگیل از سوی ایران، فصل تازه‌ای در ژئوپلیتیک روابط هند و ایران گشوده شده است. 

نویسنده در جمع‌بندی، کارگیل را منطقه‌ای توصیف می‌کند که با وجود اهمیت راهبردی برای هند به‌واسطهٔ پیوندهای مذهبی و فرهنگی با ایران نیز ارتباطی عمیق دارد. به نوشتهٔ او، این پیوند می‌تواند کارگیل را به حائل دیپلماتیک حیاتی میان دو کشور تبدیل کند یا در شرایطی دیگر، آن را به نقطه‌ای برای بروز اختلاف بدل سازد.

نوشته های مرتبط

منشورات ذات صلة

Related posts

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا